خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

نوشته های دوسال ام کجا رفته

[ دوشنبه ۱۳٩٦/٤/٢٦ ] [ ٧:٠٧ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

 

 

دوروزمیشه که امتحاناتم تموم شده ومن بجای چندروز خابیدن وپرکردن کسری خواب هام افتادم به جون خونه.اونم از زیر وبن ،کشووکمدها .

خداییش خیلی حال میده .ادم مرتب کاری میکنه.اونم بعد یه ماه شب امتحان داشتن وپاس کردن تموم اون واحدهای بیخود وبعضا سخت.

[ چهارشنبه ۱۳٩٦/۳/۳۱ ] [ ٥:٠٢ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

اینروزا با ابرو افتضاح پر شده خوشحال و سر خوش ام.ابروهام مدل پهن رو به بالا بدون دم بود.یه دفعه تصمیم گرفتم ابروم رو کامل کنم اونم نهایت تو یه ماه !بد درنیومده یا اخر این هفته یا اخرهفته دیگه برشون میدارم.


یه تجربه بی نهایت خوب وشیرین درمورد فندق دارم. که دوست دارم خیلی مفصل وبا جزییات اینجا بنویسم شاید به درد یکی بخوره.

خودم که تجربه نداشتم .هیچ جایی هم اینجور کامل نخونده بودم نه تو نت نه تو کتاب.واسه همین دوست دارم مفصل بنویسم. بلکه به درد یه نفر بخوره. و عین من فک نکنه و یه وقت هم اشتباه نکنه.
اره ...سر این قضیه بی نهایت شادم.پسر شیرین وخوش زبونم از این مرحله رشدش گذر کرد خیلی راحت.

کاش اطلاعاتم قبلش کافی میبود یا یه جا درست ودقیق نوشته بودند که سردرگم نشم وزودتر اقدام میکردم.
عیبی نداره ما موفق شدیم.

[ یکشنبه ۱۳٩٤/٦/٢٢ ] [ ٢:۱۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

 

 

 مطالب قبلی  +

 

_یادتونه که اوایل اردیبهشت یه دفعه بخودم اومدم ودیدم ای دل غافل داره هوا گرم میشه وباید مانتو پوشید  واین اضافه وزن رو چطوری باید بپوشونم !!خجالت

 

باید بگم الان بدنم استپ کرده .اصلا کم نمیکنم .باوجودی که ناهارم در حد همون 5 قاشق غذا خوری برنج ه.اهل شیرینی وشکلات وتنقلات هم اصلا نیستم .ولی چون یه ذره شام رو میخورم کم نمی کنم . یعنی یه بدنی دارم در حد خر نفهم !! نیشخندحالیش نمی شه والا .یکی جای من بود الان پوست واستخون شده بود .

 

خداروشکر اضافه هم نکردم .فعلا بیشتر از 5 کیلو کم کردم ولی دلم میخاست تا مهمونی فندق ده کیلو کم می کردم .حدود یه هفته کمتر تا دوهفته هم بیشتر وقت ندارم .اضافه وزنه همچنان باقیه ولی خیلی بهتر از عید شدم .

 

_ دیدم اون قرصا متفورمین دیگه اثر نداره .یه ماه باهاشون مدارا کردم ولی اب بیشتر جلوی اشتهام رو می گرفت تا اونها.همونطور که گفتم بدنم خاص ه وخیلی مقاومت میکنه .دکتر هم بهم گفته بود یه ادم معمولی شرایط منو داشته باشه بیشتر از من کم میکنه .خب جریان تیروئید اون اوایل درکار نبود . تو ازمایش اخیر همین ده روز پیشم همه چی نرمال بود .پس فقط می مونه خر بودن بدنم که کلا حالیش نیست وهی ذخیره می کنه !ناراحت

 

_داشتم می گفتم بعد اون جریان بی اثری متفورمینها تصیمم گرفتم این ماه اخر رو متفورمین 1000 بخورم .باید بگم خیلی موثر نبود مخصوصا وقتی روزی یک دونه میخوردم _ من نمیدونم چطور بقیه بااین قرص غش وضعف می کنن وقند خونشون افت میکنه ؟_ تا اینکه امروز این قرص رو به روزی دوتا رسوندم .تصیمم اینه چی اثر بکنه وچی نکنه تا اخر مهر این قرص 1000 رو روزی دوتا بخورم .امروز که اشتهام  صفره صفره .

 

_یه مطلب خوب هم نگارا جون در این رابطه نوشته .بد نیست اونهایی که دوست دارن اینجا رو هم بخونن .

 

_یه چالشی هم تو اینستا راه افتاده با این مضمون # 28rooz  البته من پیج انگلیسی اصلیش رو هم دنبال می کنم _ ولی عمل نمی کنم _

 

_ کامنت دونی هم بازه !


ادامه مطلب
[ شنبه ۱۳٩٤/٦/٢۱ ] [ ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

 

 

 میدونم که اینجا برام دعا کردید .فک کنم دارم موفق می شم .سخته وهمه کارا رو بخاطرش تعطیل کردم .ولی نتیجه عالیه .

[ شنبه ۱۳٩٤/٦/٢۱ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

 

 

 بعضی وقتا ادم اونقدر ساده ست یا دنیا ندیده ست یا دلش پاکه وشهرگرگ ها رو ندیده که نمی تونه یه سری مسایل رو باور کنه تا سر خودش بیاد .

 

از وقتی یادم میاد از دروغ متنفرم .ریز ودرشت وبالا وپایین هم فرقی نمی کنه کلا متنفرم .

با وجودی که بارها وبارها سر خودم هم اومده ولی باورم نمی شه .یعنی این ریشه دروغ گفتن اونم رو چیزایی که وجود خارجی نداره ونهایت ادم خوابش رومی بینه رو متوجه نمی شم .

 

_یکی خاطرات سفر یکی رو کپی می کنه تو وبلاگش .اونا رو ثبت می کنه .برای دیگران ؟...یعنی غرورش پیش خودش جریحه دار نمی شه ؟اصلا غرور داره ؟

 

_یکی میره فلان سفر درپیتی داخلی می گه من رفتم فلان جا _ تازه اونم کمی بهتر از درپیتی وبازهم داخلی _

 

_یکی نونش رو می زنه تو خونش ومیخوره میاد بقول خودش ابروداری می کنه وزندگی یه سری دیگه رو به باد مسخره می گیره ودست تو دست دشمنش میره مثلا کافی شاپ اونم برای شیره مالیدن سر دیگران ؟!!

 

برام ملموس نیست این نقاب سفید

[ جمعه ۱۳٩٤/٦/٢٠ ] [ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

نمیدونم برای شماها هم پیش اومده یا نه ؟؟

اینکه بارها وبارها یه چیزی رو بصورت ناخوداگاه انجام دادید. بدون اینکه تو عمق چون وچرایی اون فرو برید.سالها یه روش رو داشتید .بعدا سر جریاناتی فهمیدید که چقدراون راه وروشتون به نفعتون بوده اونم بدون اگاهیی...همچین مواردی رو داشتید ؟؟


الان میفهمم که ناخوداگاه من چقدر کارش درست بوده.برای اینکه روح وروان وصدالبته جسمم درارامش وسلامت بمونه دستوراتی به مغزم میداده که من بدون چون وچرا رعایتشون کنم.میدونستم خوبه ولی نمی دونستم چرا؟!

حالا میفهمم.کلا بدن من همیشه سمت سلامتی وارامش واسایش میره.همونطور که همیشه پول سمت من میاد.دربدترین شرایط هم بی پول نموندم وسختی نمی کشیدم . همونطور که همیشه سلامتیم حفظ شده وارامش داشتم ودارم.

خدایا شکرت بخاطر نیروی اعحاب انگیزم.

میدونم امروز یکی از بهترین روزهای زندگیمه.

[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٦/۱۸ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب