1_ وقتی از یه ادم بد دور می شم وکاتش میکنم خیلی ریلکس واروم می شم.این روزا خیلی خوبم.

 

2_اولین کاری که باید انجام بدم اینه که با خیاطم یه قرار بذارم ودودست لباسیم رو بهش بدم .گفتم که...مانتو رو خوب دوخت ومناسب هم گرفت .چی از این بهتر تازه نزدیک خونه اس .می تونم سر ظهر که فندق کنارباباش لمیده وبه خواب خوش فرو رفته باهاش قرار بذارم وبرم .

 

3_ یه تولد خوب وخیلی شیک وپربزن وبرقص وکارای جنگولک بازی تو همین ماهی که میاد دعوتم.اینم یه شادی دیگه ودور شدن هرچه بیشتر از حال وهوایی که اون بشر برام درست کرده بود!!

 

4_ امشب دست فندق تنبل رو گرفتم ورفتیم خرید!!تنبل چون اصلا راه نمیاد ومدام تو بغلمه.کالسکه هم ببرم بیشتر مواقع بجای اینکه توش بشینه ، میاد بیرون وهولش میده .ازروز پدر یه مورد دیگه هم تو ،نم  گذاشتم برای تولد اقامون اینا .رفتم اونو بگیرم نشد.  اون مدل روتموم کرده بود ومنم یه مدل دیگه برداشتم.

دیدم  فروشگاه صورتی اف زده . قیمت هم داشتم .یه شورت بیرون چهارخونه برای فندق برداشتم .اخ که چقدر تو خط این مدل بودم.

 

5_پسرک ه بدجوری ذوق هواپیمارو می زنه .مدام هم که برام اس های اژانس ها میاد ونرخ تورهای درون کشوری واونور ابی !! ادم هوس میکنه. پی به تنمون زدیم ببینم چی می شه .فعلا یه چن وقتی این سرورمون ( اقامون اینا دیگه ) درگیری کاری داره .

 

6_ بیشترین مدت رو درنظر بگیرم .امید دارم یه ماه دیگه صاحب نت بشم .3



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/۳۱ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

درد دل !!

 

 

 

 

همون روز که داشتم میومد سرکار اقامون اینا مامان دوستم  بهم زنگید ._ یه دوست خیلی خیلی قدیمی که نسبتا زیاد خانواده من و می شناسه_

جریان این مدت ناراحتیم وهمینطور رفتار وحرفای طرفم رو بهش گوشه اومدم .خیلی تمیز وشیک با وجودی که همیشه می گه عیبی نداره سمت منو گرفت وگفت بهتر که کات کنی.

من اهل درد دل نیستم ...اصلا ....مخصوصا که یه سری چیزا رو بقیه عمرا متوجه بشن.  یکی از دوستام که چند وقت پیش خونمون اومده بود وبا هم صحبت میکردیم .بهش گفتم فندق فول تایم ازم وقت می گیره.میگفت شاید بخاطر سنمه که کم میارم !!...یعنی من عملا کف کردم.اخه دوسه تا از دوروبری هام که سنشون کمه اصلا عین من برای بچه اشون وقت نمی ذارن...چی بگم...واسه همیناست وهمین که خودم خیلی با مساله درددل کردن کنار نمیام که سعی میکنم بیشتر خفه بشم وتو خودم بریزم .اونم از کی از خانوده خودم ...نمیشه که

ولی خداییش فک کنم دیگه راحت شدم



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۳٠ ] [ ۸:٠٤ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

....

 

 

 

 

 

 با زرنگ بازی من وتایپ کردن نوشته هام تو خونه .وقت بیشتری به دستم میاد برای نت گردی وخوندن نوشته های جدید دوستام تو الدریدر وکاما فیلد.

می بینید...همیشه محرومیت ادم رو خلاق می کنه .گفتم تا برسم سر کار اقامون اینا وبخوام وایبر گوشی رو فعال کنم ویه جنگولک بازی با گوشی _ انیستاگرام وایبر _ داشته باشم .یا تا بخوام این چند رزو غیبتم رو تو چند تا پست  ثبت کنم تمام تایمم تموم میشه .

اونوقت پستهای نخونده دوستام تعدادش زیاد میشه ونمی تونم سروتهش رو هم بیارم .

ما اینیم دیگه.از خود راضی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٩ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

امروزم

 

 

 

 دیشب به اقامون اینا گفتم من درد دارم ! استخون درد! وقتی با تعجب نگاهم کرد گفتم از بی نتی!!

خطمونم خیلی نویز داره.یادمه اینترنت داشتنم شده بود عذاب الیم.ولی الانم بی نتی شده عذاب الیم._ الهام ومونا می دونن جریان اینترنت داشتنم چطوریه .البته  چند پست قبل هم بهش اشاره کردم _

کی بتونم بیام شرکت اقامون که یه نت گردی از اونجا داشته باشم.

یادش بخیر که شبا تا اقامون اینا فندق رو میخوابوندن .من اینستاگرام می رفتم .تو وایبر با الهام ومونا اس بازی میکردم وهواشناسیم هم که خودکار اپ می شدو...خلاصه دوران طلایی بود.نیشخند



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
ادامه مطلب
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٩ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

عدد شانس

 

 

 

 

امروز روز خوبی بود.یه انرژی مضاعف بخاطر نظافت ومرتبی خونه.یه انرژی خوب بخاطر دور شدن از مودی که روش افتاده بودم.مودی که یه ماه بود مثل خوره داشت منو میخورد.خوابم کم شده بود وغذام طبق معمول استرس ها ودلخوری های شدیدم سه برابر.همیشه این عدد برام شانس داشته .خوشحالم که شب همچین روزی همه چی رو تموم کردم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/٢۸ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

شخصی

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: حس نوشت , روزانه امون
[ شنبه ۱۳٩۳/٢/٢٧ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

دوران غار نشینی !!

 

 

 

 احتمالا بی نت می شم.خیلی غمم نیست چون برای اپ کردن وبم می تونم گاهی برم شرکت اقامون اینا .ولی  چون از نت گردی با موبایل خبری نیست یه جورایی فلج می شم .نه وایبر نه اینستاگرام دوستام ونه اپ شدن برنامه هواشناسی وفال خوندن ووب گردی والد ریدر دیدن .

اینجا یه سال بیشتر به مورد خورده وبرای نت مشکل داریم ما بودیم وهمسایمون مشترکن .حالا اونا نیستن ونت هم نیست و..

 

 

ادامه مطلب مودی ه که این روزا گریبانم رو جسبیده وول کن هم نیست !!ناراحت



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
ادامه مطلب
[ جمعه ۱۳٩۳/٢/٢٦ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

امروزم

 

 

 

 _ همیشه تو کف این میموندم که چطور الهام ابروهای نازنینش رو هردفعه به یه ارایشگاه میده !!وخیلی از ارایشگاه ها رو امتحان کرده .میدونم تهران اکثرا کارشون خوبه .اینجا فرق می کنه عین قارچ ارایشگاه هست اونم شیک ودرست درمون .ولی نمی شه همینجوری مو ورنگ وابروت رو بدی دستشون .خودم هنوز که هنوزه برای میکاپ وشنیون میرم سمت خونه مادریم .یعنی این دومحله خونه امون کشک ه.

 

خب حق دارم .مگه چقدر از رنگ موم گذشته دوهفته نیست .بعد از یه هفته می بینم همون دوسه سانت ریشه هام با ساقه موم رنگش فرق می کنه. بغیر از اینکه رنگ موم هم کمی عوض شده بود .

 

_امروز رفتم مانتوم رو گرفتم خوب شده بود .خیالم از خیاط جدید راحت شد .بعد رفتم ارایشگاه .کلاخوشم نیومد ازش موم رو دید وقیمت داد. باز از اخر کمی بیشتر گرفت .خیلی بهش گفتم دورنگ نشه.وفلان جا دورنگ کرده و...گفت نه .تازه اون طرف باید بعدش ترمیم می کرده موهات رو اونم رایگان

از رنگ موم راضی بودم ولی یه هفته بعد دیدم رنگ ریشه ها پریده همین که رنگ موم هم عوض شده .واسه همین امروز بعد خیاطی رفتم پیشش.حالم از ادم های دروغگو بهم می خوره .یعنی موی من ومی دادی دست ادم کور متوجه دورنگیش می شد اونوقت خانوم ارایشگر اموزشگاه دار میگفت متوجه نمی شه .

گفتم یا رنگش مورد داشته که پریده یا ریشه رو خیلی زود شستید.گفت حالا که اینجوری می گی من از رنگ خودم نمی زنم برو یه رنگ بیار من نه دست مزد میگرم نه چیزی وباهاش رنگ قاطی می کنم و...

از دروغ وقسم وایه اش خوشم نیومد .باید خودش ترمیمش می کرد .

 

رفتم یه رنگ رفتم .انگار فقط دستمزد نگرفته .دولاخ موی من کلی هزینه اش شد.خب میخواست رنگ از خودم باشه دیگه این همه هزینه نمیکردم و تو خونه می زدم .اومدم بیرون می بینم برای یه چس موی من بیش از نصف تیوپ رو خالی کرده.بعد ادای کلاس وحق با مشتری ه می ذارن یه جای ادم  می سوزه.

اومدم خونه وتوراه گفتم واقعا راضی نیستم .ببینم چطوری خورده اش می شه .

 

_واسه همین دنبال اینجور کارا نمیرم.من نه از دروغ گفتن خوشم میاد نه زبون چرب ونرم ویزیتوری ومدیر فروشی رو دارم.

اونوقت تو این پست کلی نوشته من هنرمد خوبی ام .هرکاری که رابطه مستقیم با مردم داشته باشه برای من سخته .حسابداری، مدیریت  ، بورس یا حتی طراحی وب...این شغلها رو دوس دارم .همین که کمتر زد وخورد با مردم دارم.کلا از کارایی که نتیجه اش واضح وروشن ه خوشم میاد .همیشه دودوتا می شه چهارتا .نه دروغی درکاره نه زبون چرب وچیلی !!

 

_ مهمونی خیلی خوش گذشت .ولی هنوز این فکر وخیال ها با منه .اقامون می گه بیخیال .اون داره چوب حرف ها وکارایی که با تو کرده رو میخوره .منم می گم چه فایده متوجه نمی شه .هنوز هم داره ادامه میده.حالم خوب نیست .فقط بخاطر اونه .

من زبون جواب دادن ندارم .( جواب دادن به یه همچین ادم هایی نه اونی که یه چیزی می گه ومیره ) ادم  که بیکار نیست .مخصوصا ادمی که از هر ده حرفش نه تا ونیمش متلک ه .بهتره کات بشه بره یه ور.موندم والا...



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ چهارشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٤ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

خاطرات بد

 

 

_ادم موقعی می تونه یاد گذشته بد وتلخش وآزار واذیتهای یکی نیفته که اون طرف به هر دلیلی تو زندگی ادم نباشه یا برفرض محال اون اخلاق های گند ازار دهنده وزبون نیش ماریش رو کنار گذاشته باشه که عمرا !!

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
ادامه مطلب
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/٢۳ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

من وفندق وروز پدر

 

 

 1_ این که خیلی بده یه عده تا یه چیزی سرشون نیاد حال وروز بقیه رو نمی فهمن .حتی یه سری چیزای معمولی وپیش پا افتاده .

مثلا یکی از دوستام که از شانس بد من دم امتحانات پایان ترمم مشکل دار شده بود ومدام تلفنی اونم شبای امتحان باهام درد دل میکرد .متوجه نشه که یه جورایی مزاحم منه تا اینکه شب امتحان خودش هر کی زنگ بزنه بهش ، بفهمه چه به روز من اونم تو شب امتحانیم اورده !

خیلی بده ...حتما نباید همه چی رو ادم تجربه کنه که ...

 

2_گفتم تو این ماه یه مهمونی طبق روال چندین ساله دعوتم .یه مهمونی خیلی شیک ومجلل تو باغ .امسال دایم می گفتم با این شرایط خواهری چیکارکنم ؟ اخه امسال عمرا اگه فندق میذاشت به من وباباش خوش بگذره ( بخاطر موسیقی زنده ایی که دارن) .داشتم رو پرستاربردن با خودم تو مهمونی فکر میکردم ._ تا این حد دوس دارم مهمونی رو از دست ندم _

تا اینکه امشب بهمون زنگ می زنن ومی گن موسیقی زنده منتفی ه .بخاطر اینکه شب بعدمهمونی شب وفاته !! یعنی از این بهتر نمی شه هاااا.حالا ببینم شاید بازم پرستار بچه رو با خودم ببرم .

 

3_ بعد از خواب عصر سه ساعت ه فندق وشیر دادن بهش.حاضرشدیم و زدیم بیرون .به قصد خرید کادو رو پدر.

پارسال خوب بود .روز پدر وتولد اقامون  اینا تویه روز بود .از خود راضی دوتا کادو گرفتم یکی از طرف خودم که بی نهایت شیک وجنتلمنانه بود ویکی هم از طرف فندقک .

بعد خرید، کادو رو دادم دست پسرک شیرینم .فک نمی کردم چیزی رو که بهش بگم با این سن کمش یادش بمونه ورعایت کنه.

از فروشگاه که اومدیم بیرون کمی پایین تر هم اقامون اینا اومده بودن دنبالمون .کادو رو دادم دست فندق ودوبار شمرده براش گفتم .اینو می دی به بابایت وبهش دست میدی ویه ماچش میکنی ومیگی روزت مبارک!!

از اینکه موقع دادن  کادو به پدرش یه نکته رو هم فراموش نکرد خیلی به خودم می بالم .عاشقتونم مردای زندگی من .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , عشقولانه هامون
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/٢٢ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

رابطه جالب کار و گروه خونی

 

 

 

ادم رو به شک میندازن.من مطمئنم گروه خونیم ب ومثبته .ولی خیلی از چیزایی که اینجا نوشته اصلا تو وجود من نیست .دقیقا اونهایی که با قرمز مشخص کردم رو ندارم یا دقیقا برعکسشه ومن شدیدا اونها رو دارم .از خود راضی

 

 

 

_گروه خونی B
افراد دارای گروه خونی B معمولا بااستعدادترین هنرمندها هستند و در کارهای هنری از بقیه کارها موفق‌ترند. آنها استعداد هنر را از کودکی با خود همراه دارند. البته معمولا در ریاضی، علوم و درس‌های دیگر به خوبی آنچه در هنر هستند، نیستند.( اونقدری علوم وشیمی وزیستم عالی بود که همه معلم هام متفق القول  قبولی من رو تو یکی از این رشته ها می دیدن )


هنرمند و فراموشکار
آنها همیشه به دنبال هیجان هستند و هرگز در زندگی برنامه‌ریزی نمی‌کنند. این را می‌توانید در لباس پوشیدن آنها هم ببینید. آنها چیزهایی را با هم هماهنگ می‌کنند و می‌پوشند که تصورش برای افراد عادی بسیار مشکل است. این افراد با اعتماد به نفس بالایی که دارند می‌توانند همین مدل لباس پوشیدن را همه‌گیر کنند.


افرادB اصلا با چارچوب‌ها راحت نیستند. به هیچ‌عنوان نمی‌توانید از آنها توقع قانونمداری به شکل معمولش را داشته باشید. به‌راحتی قرارهای ملاقات‌شان را فراموش می‌کنند، پس اگر با آنها کار می‌کنید باید این ویژگی را در آنها بپذیرید و از آن دلگیر نشوید. آنها از وراجی و چاپلوسی متنفرند پس به هیچ‌عنوان تملق آنها را نگویید. خودشان هم متملق نیستند. همیشه بی‌پرده و رک حرف می‌زنند و این ویژگی آنها در محل کار معمولا برای‌شان مشکل درست می‌کند. آنها نمی‌توانند احساسات خود را پنهان کنند و آدم‌هایی بسیار حساس هستند. به هیچ‌عنوان نمی‌توان از آنها انتظار پیروی کورکورانه داشت. باید دلیل کار را برای آنها توضیح بدهید و آنها را مجاب کنید، در غیر این صورت نمی‌توانید آنها را به انجام کاری که می‌خواهید مجبور کنید.
این افراد معمولا ولخرج هستند. ناتوانی در کنترل اوضاع مالی از ویژگی‌های آنهاست، پس بهتر است سراغ شغل‌هایی مثل حسابداری که به دقت نیاز دارد، نروند. این افراد یک‌دنده هستند. معمولا نظر دیگران برای‌شان مهم نیست و آن را به حساب نمی‌آورند. آنها سخت می‌توانند بقیه را هدایت کنند و مجبورکردن آنها به انجام کاری که دوست ندارند بسیار دشوار است. آنها بهتر است به‌طور مستقل و برای خودشان کار کنند تا شریکی و برای دیگران. آنها به سختی می‌توانند فرمان بدهند یا فرمان ببرند.

 

 

_ اگه لطف کنید وبگید برای شماها قضیه اش چطوریه ممنون می شم !



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/٢۱ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

ما اینیم !!

 

 

 

 یکی از حسنام اینه که هیچ وقت فکرام مخصوصا فکرای خامم رو به زبون نمیارم.

اینکه تو همین لحظه راجع به چی فک میکنم ومیخوام چیکارایی بکنم .یا قضاوت درمورد یکی ...یه چیز طبیعیه که خیلی فکرا  از ذهن ادم می گذره ولی اینکه کدومش رو بخوای عملی کنی وکدومش بشه هدفت خیلی فاصله ست .شاید ادم به خیلی چیزا فکر کنه ولی نهایت یکی دوتا بشه هدفش یا نظرش!!

خوشحالم که فکر خامم رو تو دلم نگه داشتم وبه زبون نیاوردم .یه مدت کوتاه حس کردم فکرم اشتباهه وبعد با  گذر زمان بیشتر مطمئن شدم که اون فکر واقعا خام بوده .

چند تا از لینکای دوست داشتنیم رو همینجوری حفظ کردم .فقط با خوندن یکی دوماه از نوشته هاشون قضاوت نکردم .وحالا خوشحالم که دارمشون!



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/٢۱ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

غیر از اینا

 

 

 

 یه حسی دارم که گفتن نداره .یه حس گنده وگه !! خودم واقامون وفندقمون خوبیم.زندگی انگار رو روال ه .مثل روزای دیگه.

مشکل کاری برای اقامون هست که همیشه بوده .دو / لت سنگ نندازه سرراه مردم کی بندازه؟ همینه ....

یه چیزی غیر از ایناست.غیر از مشکل کاری اقامون

غیر از هوس مسافرت کردنش وهی از من رد کردنش

غیر از غار تنهاییامون که بدجوری دلمون براش تنگ شده

یه چیزی غیر از ایناست.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ جمعه ۱۳٩۳/٢/۱٩ ] [ ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

من وفندق

 

 

 

 بیرون رفتن های دونفر من وفندق خیلی بیشتر شده .درسته که بازم دایم تو بغلم می مونه وبسختی پایین میاد که چند قدمی راه بره .ولی الان راحترم.غذاش رو میخوره .براش اب برمیدارم وبیرون هم کیکی .پف فیلی ، موزی....( گاهی یه ظرف غذا )راحت ه راحت .طبق روال یه پوشک ویه پارچه همیشه تو کیف کوچیکم هست.

امشب هم دوتایی رفتیم بیرون .رفتیم خرید لباس تابستونی برای فندق .موقع برگشت هم آقامون اومد دنبالمون ورفتیم شام خوردیم وکمی گشت زدیم وبرگشتیم خونه .

فندق شادیش رو خیلی خیلی بیشتر از قبل بروز میده .این یعنی اوج لذت من .بی منت وبی حرف .چی از این بالاتر وشیرینتر که با پسرک شیرین زبونت بری بیرون .بغل



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ ] [ ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

...

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٢/۱٦ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

مهد

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ دوشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٥ ] [ ٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

خانومه خونه !!

 

 

 

_ وقتی خونه تمیز میشه من انرژی میگیرم .یعنی همینجور الکی شادم .با وجودی که دقیقا روز نظافت فندق می شه کوالا ومی چسبه به من .ولی هرچی هست تمیزی به خستگی چیره می شه ومن شاد می شم .

_ اقامون اینا که پهلوی فندق خسبیده .بهش گفتم برم ارایشگاه گفت تا قبل ِ ساعت شش میخواد بره سرکارش .یعنی اینکه امروز ارایشگاه رفتن منتفی می شه _ هم کوتاهی داشتم هم رنگ مو _

_ بجاش قرار گذاشتم بعد خواب فندق بریم راهنمایی برای خرید شال .یه شال برای مانتویی که دیشب دادمش دست خیاط .

_خیاط که کلی ور زد که قبول نمیکنه .منم کلی ور زدم که تو هفته دیگه اینو بهم بده .بجاش دوخت پیراهن هام رو به تعویق بندازه !

یه همچین موجودی هستم من.نیشخند



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ یکشنبه ۱۳٩۳/٢/۱٤ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

عدالت ؟

[ جمعه ۱۳٩۳/٢/۱٢ ] [ ٩:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

مادر هم ...

 

 

 

مادر هم مادرای قدیم چه مدل انسانیش چه مدل حیوونیش !!

فندق عاشق سی دی ه.مخصوصا سی دی های دانش بانک که مینا وسینا راویش هستن .

تو یکی از سی دی هاش که حیوونات رو معرفی میکنه یه قسمت شعرش اینه :

 

قدقدقدا یه مرغم گم شده تخم مرغم

کسی اونو ندیده جوجه شده پریده

نوک میزنم به دونه  به ارزن وجوونه

اهان ایناش دیدمش زیرم بود ندیدمش!!قهقهه



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ جمعه ۱۳٩۳/٢/۱٢ ] [ ٢:٥٢ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

یه هفته ایی که گذشت !

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ جمعه ۱۳٩۳/٢/۱٢ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

ادم های.....

 

 

 1_ تو یه روز دوتا مطلب خوب از دوتا دوست دنیای مجازی خوندم که اتفاقا هردوشون هم یه جورایی نویسنده اند وکتابی چاپ کردن. حیفم اومد شماها نخونید.

  از ما نیست کسی که ...

این مردمان غم پرست

2_ نوشته گیلاسی منو برد به چندین سال قبل .

میدونید هیچ وقت از حرف زدن کسی اونو قضاوت نکنید ! بذارید عملش رو ببینید .شاید چیزی که میخوام بگم اصلا مهم نباشه .ولی بنظرم کسی که برای چیزای بی اهمیت متوسل به دروغ وکلاس گذاشتن می شه وای بحال مسایل مهم تر .خیلی خیلی وقت سال پیش هردو هم سر یه موضوع .یکی ...( بیخیال اینجا اسمش رو نمیبرم ) یکی هم همسایه خونه قدیممون .

 

هر دو در نکوهش تکنولوژی وداشتن موبایل .نمیدونید چقدر وقتی ایده طرف اول روشنیدم مهرش بیشتر به دلم نشست .غافل از اینکه طرف از اون پیشی هایی ه که دستش به گوشت نمیرسه وگرنه گوشته بی عیب ونقص ه .بعدا که دیدم شماره موبایلش رو علنی کرده و تو بوق وکرنا بخاطر البته مثلا رشته اش .چنان چندشم شد که حالم از هر چی فلان مدل وفلان ایده ایی بهم خورد !!

 دومی هم که اصلا انگار موبایل حکم گوشکوب رو براش داشت و.. برای نفر دومی خیلی باورم نشد چون تابلو معلوم بود فعلا دستش به گوشت نمیرسه .اولین بار که صداش رو دوتا چهارراه اونور تر از خودم  شنیدم که داشت با موبایل حرف می زد خیلی تعجب نکردم وفقط تو دلم به یه همچین مردمی پوز خند زدم .

 

قضاوت رو بذاریم برای عملکرد افراد نه فقط حرفاشون !



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , دیگران نوشت
[ جمعه ۱۳٩۳/٢/٥ ] [ ٧:٢٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

آرزو برمادرها عیب نیست !!

 

 

1_ یه زمانی بهم می گفتن هرکاری میخوای بکنی تو  زمان مجردیت بکن...درس میخوای بخونی...هنر یاد بگیری یا حتی سرکاربری.الان من میگم هر کاری که دارید قبل از بچه دارشدن انجامش بدید!!

 

2_تو دوران دانشجویی دوس داشتم برم کلاس خط خوش با خودکار.نمیدونم چرا رای ام  رو همین آقامون اینا زدن !!_حالا خطتت خیلی هم بد نیست واصلا خط زیبا به چه کارمیاد؟ واز ین حرفا _

 

3_مکالمه زبانم صفره...یعنی من دوخط نمی تونم انگلیسی حرف بزنم .کلا مرخصم _نمره ی زبانم همیشه بالای 17 بوده _ تو  اولین سفرم اقامون اینا دستم گرفته بود که چیه ؟...باز گچ دیدی؟_ این اصطلاحمونه .اخه میدونید که تو زبان عربی گ چ پ ژ نیست واون طفلکا گچ ببینن عین من می شن موقع جواب دادن به انگلیسی _

البته خیلی خوب متوجه حرفای طرفم می شم ولی دریغ از یه جمله جواب.اینو هم طبق روال اقامون اینا رایم رو زدن.گفتن  بجای کلاس تو خونه تا میتونی فیلم ببین!!

 

4_امروز که سارا اومد ازش اطلاعات گرفتم برای خرید یه کتاب خوب مکالمه انگلیسی وبعد هم گرامر .حالا اقامون اینا می گه چطور اون مدرس زبان ه ونگفته دیدن فیلم بهترین کاره...بعدش هم کو وقت که بتونی.

 

5_راست میگه واقعا وقت ندارم .فندق هم عمرا بذاره کتاب دستم بگیرم.گفتم برای شبایی که خوابم نمیبره بجای نت گردی بیخودی حداقل سطح معلوماتم رو بالا ببرم.

 

6_فندق بی نهایت شیرین ه.کلا ورو هم رفته  داشتن بچه شیرین تر وبهتر از نبودشه.ولی درکنارش اینا هم هست دیگه....

 

7_امیدوارم با مهد کنار بیاد.کم کم بزرگتر میشه وگاهی می تونه  بره سرکارباباش.واین یعنی کمی وقت اضافه برای من که عمرا خرج تمیزی خونه بکنمش.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ جمعه ۱۳٩۳/٢/٥ ] [ ۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

خب چی بگم ؟

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٢/٤ ] [ ۸:۱۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]