:) خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم 
قالب وبلاگ

 

 

_ از وقتی یادم میاد ما سفره هفت سین چیدیم وبعدش منم چی تنهابودم وچه بعدش که ازدواج کردم سفره هفت سین رو دوس داشتم وچیدم.

_ این چندسال اخیر که فندق داربودم سفره هفت سین رو درابعاد کوچیکتر وفانتزی تر رو اپن چیدم.همیشه هم خودم سبزه مینداختم بجز همین اواخر که یکی دوبارخواهرم برام سبزه انداخت و چندباری هم حاضری گرفتم.

_ امسال هوسم کرد دوباره خودم سبزه سفره هفت سین رو درست کنم.اینجا بهش میگن ترتیزک ولی فک کنم همون تخم شاهی باشه .خیلی زودسبز میشه وگندمی هم هدرنمیشه !

_ ده روز تا یه هفته مونده به عید زمان خوبیه برای سبز کردن ترتیزک. امسال با وجودی که به موقع گرفتم اما چون پنبه نداشتم وبعدش دوسه روزی هم سهل انگاری کردم این شد که تازه دیشب اونم اخر وقت من بعد لالای فندق از اتاق زدم بیرون وسریع ترتیزک ها رو خیسوندم وبعد تویه بشقاب پنبه خیس شده پهن کردم وترتیزک های خیس شده لعاب داده رو روش پهن کردم.

_ امسال هم سفره هفت سین با سبزه خاضریه :))). بجاش سیزده بدر این سبزه منم دیگه بزرگ شد وفقط سربروندنش ه !


 

[ جمعه ۱۳٩٤/۱٢/٢۸ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_ من خیلی خانواده دیدم که تفاوت بین بچه هاشون میذآرن .چه بین دختر وپسر چه بین پسراشون یا دختراشون.
چه محسوس چه نامحسوس.



_ خانواده خودم پسردوست.خانواده همسری خواهرم دختردوست.یه عده تفاوت فاحش میذآرن یه عده هم تفاوت های نامحسوس.


_مثلا خانواده همسری خواهرم به همه بچه هاشون که دوتا دختر وسه تاپسرن یه واحد تازه ساخت شیک دادن با پول ماهانه .حالا پسرا که سرکارباباشون میرن ودختراهم که سرکارنمیرن فرقی ندارن.
حالا این وسط مادره خووو کمی بیشتردختراشو دوس داره.


_بعضیا هم که تفاوت فاحش قایل میشن وکلا یه جنس رو بیشتر تحویل میگیرن یا عاشق پسر بزرگتر میشن یا ته تغآری رو تحویل میگیرن.



_ چیزی که بیشتربرام جالبه وتو چندین خانواده دیدم اونم تو سطح های مختلف مالی وفرهنگی این بوده که هوای بچه نا آروم وموردار وتنبل و...رو بیشتر داشتن.فرقی هم نمیکرده دخترباشه یا پسر.

اون بچه اروم وسربه زیری که درس خونده وکارکرده ورو پای خودش واستاده اونقدر اجروقرب نداشته که بچه تنبل مفتخورشون که هنوز ازشون اویزونه .

انگار مادروپدرها حواسشون بیشتر رو بچه تنبل ومفتخورشون تابچه کاری ومستقلشون.


_ این مورد رو خیلی جاها دیدم.خیلی جاها .
این مسایل وقتی یادم اومد که همسری بهم گفت مامانش بخاطر معطلی بیش از حد تو مطب دکتر مریض شده.برادرش مجرد وبیکار واز جیب باباش میخوره مادررو گذاشته ورفته .
همسری به مادرش گفته خووو میرفته توماشین مینشسته نگو برادره فقط رسونده ومنتظرش نشده.

 

 

 

_ وقتی داشت همسری تعریف میکرد گفتم واقعا سخته عزیزم.ببین خونه دورباشه وادم هم بچه دارچقدرسخته بره هی به مادروپدرش سرویس بده وبرگرده.گاهی زن وشوهر طرف هم شاید همکاری نکنن.
گفت خب برادرش هم مجرده هم بیکار وتو اون خونه . بهتربوده جلوی در منتظر مامانش میمونده.



_من ناراحت نمیشم همسرم با وجود وکار ومشغله شخصیش وداشتن یه بچه بی نهایت وابسته بخودش همچین کاری رو بکنه.
_ فندق بقدری بابایی ه که همسرم بیش از دوسالی میشه چه صب چه عصر وقتی فندق خوابه از خونه بیرون میزنه درصورتی که اگه من بخوام جایی برم راحت با من خداحافظی میکنه.درطول روز حداقل ده دفه سراغ باباشو میگیره و..._ ولی طبیعتا خیلی ناراحت میشم از تفاوتی که مادره بین همسر من وپسر کوچیکتر دیگه اش میذآره.پسری که به سن وسال اون وقتی همسری بوده کاروشرکت خودش رو چندین سال داشته.نه پسری که ماشینهای جورواجورپدررو سواربشه وقبض موبایلش رو باباش پرداخت کنه وپول لباسش رو مامانش بده !

قسمت جالبش دید همسرم به مادرش وتفاوتش با دید برادرش به خانواده اشه.جالبه نه ؟!

 

 

 

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/۱٢/٢٧ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

_ یادم موقع ایی که بچه بودم چهارشنبه سوری مراسمش عین شب یلدا بود بعلاوه یه از رو اتیش پریدن ویه مراسم قاشق زنی .

_ میوه وشیرینی واجیل شیرین که شامل انواع مغز بود وبرگه های مختلف وانجیر وکشمش .

یه شام ساده ولی خوشمزه که اکثرا یا لوبیا پلو بود یا زرشک پلو با مرغ .ودوتا برادر من که نقش دختر خانواده رو ایفا میکردند وچادرسر میکردند ومیرفت قاشق زنی !
یه کاسه ویه قاشق پشت درخونه چندتا همسایه واجیل میگرفتن .والبته همسایه هایی که پسرای همسن برادرهای من داشتند وباهم همبازی محسوب میشدند رو سرشون اب میریختند .

_گاهی خاله ام ایناهم دعوت بودند.هرچی بود شب شیرین وبه یادموندنی میشد .توکوچه امون هم اتیش درست میکردند وهمسایه ها از زن ومرد ودختروپسر ازروشون میپریدند.

_ بعد الان هی موقع چهارشنبه سوری که میشه تذکر وتذکر واخطار وهشدار بخاطر اتیش بازی عجیب وغریب یه عده از مردم.

کاش بحای این همه هشدار اموزش هم میدادن ومیگفتن مراسم قبل چطوری بوده.

_ البته الانم یه عده خونه بزرگترا جمع میشن.یه عده هم مثل ما که خانواده همسر نچسب وغیر گرم ودور از مجلس !!دارن میمونن تو خونه هاشون.مساله اینه که دخترای خانواده هم عادت کردند توخونه بمونن.مادروپدرهم عادت کردند دعوت نکنن که همه دورهم جمع بشن .

_قبل فندق که جمع دوستانه داشتیم.ولی بعدش انگار هرکدوممون یه جور گرفتارشدیم .تا جایی که فهمیدم. چندتا از دوستامون هم تو خونه بودند.
وخونه بزرگترای خانواده هاشون نرفتن.

_به کجا میریم خبرندارم ؟!
 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱٢/٢٥ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_از بعد فندق نمیدونم واقعا زود خسته میشم یا بخاطر اینکه همیشه مقداری انرژی رو برای بچه. میخام سیو کنم ،زود دست از کار میکشم وخسته میشم؟

_ دوتا اتاق واشپزخونه تموم شد .گردگیری نهایش مونده که میذآرم برای پنجشنبه .البته کل خونه رو منظورم.
فعلا تو پذیرایی ام .با وحودی که امشب تایم خوبی داشتم وفندق هم نبود فقط نصف کارش رو کردم وزیر مبل هارو حسابی برق انداختم.اینجور که پیش میرم فک کنم پرده های پذیرایی بمونه.

_ این اولین باره من پرده خونه میشورم .خیلی هم از کارم راضی ام.گلاب به روتون بهترین کارگر دنیا هم که باشه گه مال میکنه ومیره.
خونه من فسقلیه .یادمه همین خونه فسقلی رو بصورت کامل نیره جون تمیز نمیکرد !!یا بالای کمد فندق میموند،یا سری کابینت های بالای اشپزخونه.زیر مبل ها شده بود دوهفته یکبار،درتراس همیشه میموند و...خلاصه کامل خونه رو تمیز نمیکرد .
البته همونجایی که تمیز میکرد رو عالی تمیز میکرد .تا شش ماه قبل از اینکه دیگه نیاد ،شده بود از سرباز کن.اینقدر برام خاطره خوب گذآشت _جریانشو نوشتم قبلا _که من بعد دوماه ازتولد دوسالگی فندق تا الان قید کارگر رو زدم .اونم منی که از وقتی یادم میاد یکی کمکم بوده _دستش درد نکنه _
همیشه بهش میگفتم در کابینت رو بازکنه وازداخل هم تمیز کنه ولی اون ازهمون جهارتا کابینت تو اشپزخونه نقلی منو دوتاشو دست نمیکشید .بماند .

_الان حس خوبی دارم.اول از داخل تمیز کردم.دوتا اتاق ها بصورت کامل وبعد اشپزخونه.اونجور که دلم میخاست .از پرده ولحاف وملحفه شسته شد .پذیرایی کارش راحت تره.
فوقش نرسم اون چندروز اول پرده شویی میکنم .کی اول عید خونه من میاد .

_حس وحال ادم بعد خونه تکونی خیلی عالی میشه ومن این حس رو دوس دارم.


[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱٢/٢٥ ] [ ۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 

 

 

 

دوسه روزی میشد خطم قطع شده بود.بدهی نداشت وسیم کارت رو رو دوتا گوشی دیگه امتحان کردیم بازم خط قطع بود .نه تماس میشد گرفت نه کسی باهام تماس میگرفت.

امروز رفتم دفاتر مخابراتی وفهمیدم سیم کارتم سوخته !!سر هیچ وپوچ !!به دوسوت ونیم بهم یه سیم کارت دادن به همین سرعت که میگم ها .
دستشون درد نکنه. 

[ دوشنبه ۱۳٩٤/۱٢/٢٤ ] [ ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_ روزای اخرسال ه ومثل هرسال برنامه وهدف ام رو تو سال اینده مرور میکنم .یه نگاهی هم به گذشته ومرور هرچی که گذشت.قوی کردن نکات مثبت و از بین بردن نکات منفی.تو هرزمینه ای از خونه داری وبچه داری بگیر تامسایل شخصی خودم.
هرسال برنامه ام همینه.

_ اولویت اولم مادربهتری شدن برای فندق ه.نو قسمت مادری بغیر از مسایلی که خوب خیلی وظیفه ادمه.مثل خورد وخوراک بچه ،مراقب سلامتی بودنش،تامین امنیتش وسرگرمی وگردشش من بخودم نمره خیلی کمی میدم خیلی کم .هدف حداقل به 19ونیم رسوندن نمره مادریمه !
_ بعد تنوع تو سبک اشپزی.البته این اشپزی من جریانات داره که یکیش بدغذآیی همسرجونی وترسش از تست کردن مواد ومزه های جدیده مخصوصا که خودمم غذآی چندانی نمیخورم که بخام دوجوردرس کنم که حداقل همسری هرزگاهی یه ناخنکی بزنه.این میشه که بندرت سمت ایده های نوه میرم وحتی اون قدیمی ها رو اجرا میکنم.
دوستی با فر نازنین هم تو اولویته.

_ یکی از تصمیمات دیگه ام که بعد از نمره بالا گرفتن تومادری از اولویت دوم برخورداره ،داشتن وقت برای خودم.
من بعد از هزارویک کار بصورت یه جنازه متحرک تو رختخواب میرم این خیلی بده.هیچ راهی جواب نداده.چون همسری دیر میاد وتازه شام رو تمایل داره خیلی دیرتربخوره واینکه عین خیلی ازمردهای دیگه باید لقمه تو دهنش بدی و کمک چندانی هم نیس ،باعث شده من هنوز 12شب هم کار برای انجام دادن داشته باشم.
هنوز نمیدونم چطور ولی باید یه فکری براش بردارم مثل چندشب شام بیرون خوردن همسری !!


_کارای دیگه هم هس.تغییر استایل توخونه ام که فعلا در دست خیاط ه!تغییر مثبت خودم تو همسرداری وهمونطور که نوشتم تو اشپزی و....
ویه سری مسایل ریز ودرشت که اینجا نمیشه همشو لیست کرد.


_ برای گزینه اول خیلی راه رو امتحان کردم ولی خیلی موفق نبودم.من کم صبر وکم تحمل تو بچه داری ام.
بچه منم تعریف نباشه باهوش ه وخیلی سوال میکنه.به دیالوگ ، دکور وکاراکتر شخصیتهای کارتونی کارداره.همیشه درحال چرا گفتن و این میشه واین چیه وچراه.
ومنم قدرنشناس.


_دلم میخاد سال دیگه تو اسفتد یه پست داشته باشم که به بچه داری خودم نمره 19 ونیم داده باشم نه 12.
_چندکارهم امسال کردم که هنوز معلوم نیست راضی ام یا نه ؟


_ امیدوارم سال خوبی داشته باشم وبشم همون خانوم خونه ایی که سه چهارسال پیش بودم .
جوری که راضی باشم.خداکنه مادربهتری بشم .همسر مهربونتر واشپز فعالتر.چون واقعا اشپزیم خوبه وکمتر از 18ونیم بخودم نمیدم.




[ جمعه ۱۳٩٤/۱٢/٢۱ ] [ ٩:۳۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_ خونه تکونی ومرتبکاری وتمیز کاری هزار و یک حسن داره.
که هزارویکمین حسنش زنده شدن یه سری خاطراته.


_ من تو مرتبی به خودم نمره بیست میدم ومیدونم هیچ کسی ،هیچ کسی از من مرتب تر نیست ومرتبیش درحد منه .مگه نمره بیشتر از بیست هم داریم ؟!_توجه کنید گفتم مرتبی نه تمیزی.باوجودی که تمیزم ولی نمره بیست بخودم نمیدم وادم های خیلی تمیز هم دیدم که تمیز بودند نه وسواسی _این توضیح رو دادم که فکر نکنید خودشیفته ام و واقعا مرتب ام.


_ هردر ،کشو وکمدی که بازبشه هیچ نامرتبی دیده نمیشه.
شاید تو یه کمد پرباشه ولی اصلا بهم ریخته ونامرتب نیس.چوب لباسی های تو کمد لباسم همه از یه سمت گذاشته شده .کشو لوازم اشپزخونه مرتب چیده شده طوری که با عقب جلو کشیدن کشو اصلا بهم نریزه.کابینت لوازم بهداشتی وشوینده ها که با سطل زباله یکیه عین دسته گل اراسته اس وهمه چی مرتب چیده شده .حتی سبد سیب زمینی پیازها.
میدونم که خیلی ها خیلی ها تو مرتبی همینجوری اند.
جوری که با چشم بسته میتونم چیزی که میخام رو پیدا کنم.

_ هر دوره هم اهل مرتب کردن کمد لباس وجاکتابی و...جاهایی که بیشتر استفاده میشن وطبعا بیشتر بهم میریزن هستم واونا رو مرتب میکنم.


_ با این وجود تو هر خونه تکونی چیزی درمیاد که مال گذشته اس ویه سری خاطره همراهشه.یه فایل پیدا کردم که مدارک کارشناسیم وفیش ها وصورتحسابها توش بود.اخه تازه امسال دنبالش افتادم تا مدرکم رو برای یه کاری بگیرم .ولی درس مال چهارسال پیش بود.
کاغذآ دیگه فایده نداشتند وداشتم تو کیسه زباله میریختم ولی خاطره شیرین اونروزا ،استرسها وبرنامه های کلاسی با بچه های یونی برام زنده شد .تازه خوبه همش 4سال گذشته.

_ کتابهام تو صندق عقب ماشینه .میخام ردشون کنم.ولی نتونستم از جزوه هام بگذرم.نمیدونم نگه داشتنشون فایده داره یا نه ؟

کتابهای شونصدسال پیش دوره قبیلم هس.ولی میگم کتابهای به درد بخوریه اخه.

قصد هم ندارم رشته دومم رو ادامه بدم.دوسش دارم خیلی .ولی بی نهایت ارشدش سخته وبرای منه بچه داربه درد نمیخوره .میشه رفت رشته مورد علاقه دیگه که اسونتر هم باشه.مخصوصا که پی کار با درسم نیستم. اگر هم بخام برم سرکار کارشناسی حسابداریم کفایت میکنه .

_ چه جالب...ازکجا رفتم به کجا!!.


_ خونه تکونی یه رسم وسنت عالیه.که دوس دارم همیشه زنده نگهش بدارم .حتی برای منی که شهریورماه هم خونه تکونی اساسی میکنم.

_همه این حس وحال خوب وزیبا مال اینه که من از شنبه برنامه خونه تکونیم رو شروع کردم والان دوتا اتاق بغیر از گردگیری سقف ودیوار وشستن پرده هاش کامل تموم شد وبعد یه روز دیگه باید اشپزخونه رو دست بگیرم.

_ بعد اتاق پرکارفندق اشپزخونه نفسگیر در راهه.
شما هم کل کابینت ها رو بیرون میریزد وفیله هاشو میشورید وخشک میکنید وبعد تمیزکاری تو کابینتها وشستن ظرفاش، تو کابینت پهن میکنید وباز لوازم رو میچینید ؟؟
گفتم امسال فیله جدید کابینت بگیرم که کارم سریعتر پیش بره ولی با حساب کتاب کردن قیمت تموم شده اش بیخیالش شدم.
فعلا دوتا کابینت وکشوها فیله هاش دراومده وشسته شده تا عصر بره تو کابینتش ومرتب بشه.
خستگی ه شیرینیه !!! 

[ دوشنبه ۱۳٩٤/۱٢/۱٧ ] [ ۳:٠۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

کارم تموم شد ومیشه تمرکز رو خونه تکونی کرد !

[ جمعه ۱۳٩٤/۱٢/۱٤ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

_  چند روز پیش که طبق معمول با فندق زده بودم بیرون به قصد انجام کار وهمینطور هواخوی ، شیرین رو دیدم که از فروشگاه لوازم ارایش میومد بیرون .همونجایی که من همیشه خرید می کنم .گفت رژ رنگ سوسنی گرفته که مد امسال ه.از اونجایی که مطمئن بودم اشتباه می کنه وبله خره خاله اش همونیه که خیلی ادعاش می شه که اطلاعاتش درسته واز تو نت لینک خبر می فرسته وروم به دیوار ودور از جون اندازه بعبعی هم نمی فهمه .هیچی نگفتم وبعد هم اونقدر سرم گرم شد که بیخیال حرفش شدم  تا امشب .

 

_ سایت pantone  سایت معتبری در ارایه رنگ سال برای همه اهل مدهاست .ورنگ امسال  هرچی می تونست باشه الا رنگ مورد نظر شیرین خانوم سوسنی.

اینم رنگ سال.

 

 

 

 

 

_ من اصلا  با کسی که  اطلاعاتش ناقص باشه یا اشتباه چیزی رو بگه  مشکلی ندارم .اخه قرار نیست همه علامه دهر باشن که ...اصلا علامه دهر شدن امکان نداره .فقط حرف سر اصراره. اونم برای کسی که خودش اینترنت بازه ومی تونه به اطلاعات درست دسترسی پیدا کنه .تو نت هم تا حد زیادی سایت معتبر وغیر معتبر رو از همه تشخیص میده وخیلی رو حرف یه عده هم حساب باز نمی کنه .اونم این عده ایی که میگن اسمون سوراخ شده وما فقط افتادیم پایین .

 

 

_این قضیه فقط یه رنگ سال بی ارزش ه .مساله مداومت این قشر تو ابراز کردن اطلاعاتشونه که فک می کنن خیلی درسته .ایششششش

[ چهارشنبه ۱۳٩٤/۱٢/۱٢ ] [ ٤:٤٤ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

امروز روز همسریه.خداروشکر وقتی یه روز به نام اونه منم یه روز تو تقویم دارم :))

[ چهارشنبه ۱۳٩٤/۱٢/٥ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

بعد از مرحوم شدن گوگل ریدر. وعدم اون کارشیرینش ونشون داده شدن وبلاگهای به روز شده گوشه وبلاگ ،کلی از بازدید کننده های وبلاگی کم شدند.

حالا ویورها یه طرف دیگه بعد بیش از 13سال وبلاگ نویسی این شوروشوق تعداد بازدید کننده ها از پست های وبلاگی فرو کش میکنه.

مساله اینه که بیشتر وبلاگ نویسا دیگه نمینویسن.یه عده هم تو اینستا فعال شدند یا کانال زدند !!


حالا هروقت الدرریدرم رو باز میکنم میبینم فقط وبلاگ خودمه که پست جدید داره !

[ یکشنبه ۱۳٩٤/۱٢/٢ ] [ ۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_ مامانم همیشه میگفت ادم باید با کسی معاشرت داشته باشه که یه چیزی ازش یاد بگیره .


_ منم با این حرف موافقم .رفت وامد با یکی باید باعث بشه تو انگیزش پیداکنی ویه چیزی یادبگیری.
یا باعث تقویت مثبت تو اخلاقت بشه واون ویژگیهای مثبتت متداوم بشه .
یا باعث بشه درد ورنج واندوهت برفرض تو این سری موارد کمتربشه .
یا وقتی باهاش هستی کلا بهت خوشبگذره ودلت شادتر بشه.
یا حداقل حداقل حداقلش عین دیوار خنثی باشه برات .اگه چیزی بهت یاد نمیده یا خصلت های خوبت رو هی تقویت نمیکنه .سوهان روحت هم نشه وچیزای منفی هم ازش یادنگیری.


_ من توهرچیزی سعی میکنم یه الگو بهتر از خودم پیدا کنم.البته تو مواردی که ضعف دارم ودوس دارم بهترشون کنم.


_ خداییش چه معنی داره ادم با کسی معاشرت کنه که نه تنها چیز درست وحسابی بهت یاد نمیده.ازاونور عمل بازدارنده قوی برات میشه که بخوای ب ش ا ش ی تو یه سری خصلت های خوبت .تازه غمگینت هم بکنه وبهت خوش نگذره.

_ دورازجون وبلانسبت ادم مغز خر که نخورده سری که درد نمیکنه رو دستمال ببنده.


_ تکلیف روزانه : روزی صدباربگید خداروشکر . من وبچه وهمسرم رو عشق ست .



[ یکشنبه ۱۳٩٤/۱٢/٢ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یه موقعی خیلی شاد وشیطون بودم ___اینروزا از اصلم دورشدم ولی دارم سعی میکنم برسم بهش___میدونید دنیا ارزش این همه فک کردن وبالا وپایین کردن رو نداره ویه وقت بخودت میای که تایمت تموم شده وباید برگه ها رو بگیری بالا___همسری عشق اولمه وفندق هم سالها بعد به جمعمون اضافه شد وشد عشق دومم ___حالا ما یه خانواده سه نفره هستیم مثل اکثر خانواده ها ی سه نفره با یه تفاوت واون تفاوت فقط وجود من تو این جمع ه که باید عین روزای طلایم بشم ،خورشید سوزان زندگی!!
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب