آشفتگی

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/۱ ] [ ۱:٢٧ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

موارد کوچیک وناراحتی های بزرگ !

_ فکر کردن به هر چیزی که به هردلیلی برای ادم ناخوشاینده خیلی بیشتر از موقعی که تو اون شرایط ناخوشایند هستی اذیتت میکنه.

_ درست مثل اینروزای من.
چندتا مورد همینجوری داشتم که میشه کلا بگم ماه بدی رو پشت سر گذآشتم.

_ بعضی چیزاهم که بهم زنجیروارمتصل اند.میبینی خیلی مهم نیست ولی چون زنجیرواره کلی چیز میز میریزه سرت که هرکدوم رو به تنهابی میتونی بگی مهم نیس ولی چون همه با هم عین اوار ریختن سرت درمار ازروزگارت درمیارن.



_ اومدم حال و هوام رو عوض کنم وبا فندق امشب رفتیم ازادشهر به قصد پیاده روی.

من اصلا از ازادشهر خوشم نمیاد ولی واقعا میشه توش خرید های خوبی کرد.بیرون رفتن با فندق هم نهایت به دیدن ویترین مغآزه ها توسط من منتهی میشه.پسرم هیچ رقمه نمیذآره خرید کنم وحسابی داخل مغآزه هارو دید بزنم.

دوتایی باهم خیلی اینجورمراکز میریم ولی برای خرید حتی شده یه شال باید تنها برم.
نه میذآره تو مغآزه برم نه میذآره تمرکز کنم. وای بحال خریدی که پرو داشته باشه.


_خلاصه رفتم اب وهوام عوض بشه بیشتر افسرده شدم وبرگشتم !!

 

 

_ چند وقته پیش دنبال کیف وکفش بودم وپدرخودم رو دراوردم واز اخر کفش چرم اسپرت گرفتم به اون گرونی که اصلا به ظآهرش هم نمیخوره.اونوقت تو طرح وسبکی که من میخاستم چندتا مدل. تو ازادشهر به چشمم خورد.

درسته نرفتم داخل وقیمت نکردم ولی همونایی بود که میدوستم.همین منو بیشتر افسرده کرد.حس کردم اصلا از خرید قبلم راضی نیستم.

_ چندروز پیش هم تو بانک .پولم بلوکه شده که هیچ .سودهاش رو هم برداشت کردن.عحب ادم های پررویی.اونوقت اونی که طلب به موسسه داره باید سودش رو هم بده اونوقت سودهای واریزی مارو دوباره از حسابهامون برداشت کردن.

میگی به درک ...نمردم که.. کو تا مهمونی پسرک. خدابزرگه. ولی. شاید. بنا به دلایلی لنگ درهوابمونه.میری تو کف روزگار.

_ میگی خدایا من با پول خودم اینجوری تو هشل میفتم برای یه مهمونی. اونوقت چطوری فلانی بادوز وکلک ارثم رو خورده داره راست راست راه میره وزندگی می کنه.

شاید بگید اونو بذار بعد ببین .چوب کارش رو میخوره...اره میخوره.ولی چه دردی ازمن دوا میشه؟ من اخر سریال کلید اسرارم. باور کنید .تا همین لحظه نشده یکی این رقمه در قبال من جفا کرده باشه وپاشو نخورده باشه ولی چه فایده...ها چه فایده .


اصلا دهن طرف صاف بشه این وسط دهن صاف شده من چی؟ بخای به عدالت ه فکر کنی گیج میشی .

 

میفهمی خدا... گیج میشه ادم ! 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/۱ ] [ ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

اصل بد !

نوشته زیبای پایین رو از اینستاگرام یه وبلاگ نویس برداشتم .

"یه اصل تو زندگی هست: دوست داشتنی هات رو از دست می دی و باید صبور باشی. اما دوست نداشتنی هات رو از دست نمی دی،تا ابد بیخ ریشت بستن،همسایه ی بد هیچوقت نمیره، بغل دستیت هی عوض نمیشه،همکار بدت اخراج نمیشه،ادم هایی که بهت ظلم کردن سیصدسال عمر می کنن خیلی هم خوب و خوش و پولدار.اما کافیه تو یه چیزی یا یه کسی رو دوست داشته باشی،کافیه کسی، چیزی،مکانی رو دوست داشته باشی کلا خیلی اصل بدیه.همین."


گاهی وقتا میگم بدی یه ادم بد وقتی می میره هم تموم نمیشه.انگار که زنده ومرده اش فرقی به حال ادم نکنه.درهردوحال بدیش تا اعماق وجودت میره ونیشتر بهت میزنه.
دست خدا درد نکنه !!




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ دوشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٩ ] [ ٦:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

خودشیفتگی

یه برنامه باید منعطف باشه.از هر ده بار بتونی ونه ونیم باربهش عمل کنی.
عاشقتم دختر مردادی !



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٤/٢۸ ] [ ٦:٢۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

اتلیه

_بعضی چیزا که چه عرض کنم خیلی چیزا گرونیشون بی حکمت نیست.

_ تولد یکسالگی فندق رفتم اتلیه روناک وبی نهایت از عکسش راضی ام.تولد دوسالگی یه اتلیه تو محدوده خونه امون رفتیم.اصلا قابل قیاس با عکس قبلی نبود ونیست.

بغیر از نوع دوربین وکیفیتش وکاغذ چاپ اون ، عکاسش هم مهمه.روناک ده تا عکس گرفت نه تاش عالی.اتلیه دوم کلی عکس گرفته بود بزور دوتا انتخاب کردم.اونایی که پسرک خوب افتاده بود اصلا کادربندی نداشت _معلوم نبود تو اتلیه س یا تو خونه _اونایی هم که بک گراندش خوب بود پسرک اصلا خوب نیفتاده بود.از اخرهم عکسی چاپ شد که توش یکی از عروسکها افتاده بود.

_ روناک بی نهایت دقت به بک گراند پشت عکس داشت تو هرچندتا عکس وایمیستاد وعروسکها وجعبه های کادو رو دوباره راست وریست میکرد.


_اتلیه سوم رو هم که تو پست قبل نوشتم .بمیرم دیگه اون اتلیه نمیرم.


_من برای اینجورمواقع کوتاه نمیام.درسته دست تنهام ومچ کردن یه سری چیزا سخته ولی به هماهنگ کردنش وکمی سختیش می ارزه.

_ میخاستم امسال برم اتلیه ایی که تازه سرخیابونمون بازشده.کنار قنادی ه که کیک سفارش میدیم.
گفتم عصری که از خواب بیدارشدیم حاضربشیم وبریم کیک رو ازهمون بغل بگیریم بریم اتلیه عکس بگیریم وبعد بریم رستوران.همه تو یه مسیر ونزدیک خودمون.

_ولی حالا...همون بهتر تو ترافیک اخرهفته برم اتلیه بابا لنگ دراز ودوباره مسیررو برگردم به سمت رستوران.خیالم از عکس وکیفیت چاپ وکادربندیش ودکوراسیونش راحت ه.

_الکی که بعضیا تخصص ندارن !اتلیه تخصصی کودکه.

خداخیر بده اتلیه مهرو رو که با کاری که کرد وتوضیح درپیتی که داد باعث شد من اصل رو فدای فرع نکنم وبخاطر راحتی وهم مسیر بودن اتلیه وقنادی ورستوران با خونه ،گند نزنم به عکس پسرک .





موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ جمعه ۱۳٩٤/٤/٢٦ ] [ ۳:۳٩ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

نداشته های کوچولوی من !!

مملکتی که ما داریم !

 

_ چندوقت پیش امی جون پست جالبی گذاشته بود.بهتر اول اونو بخونید : داشته های کوچولوی من

 

 

_بخاطر گرفتن وبعد چاپ یه عکس تو اتلیه صبرکردم تا نتیجه رو ببینم ومنم پست مشابهی از فراونی مشتری مداری تو شهرم بنویسم وبگم اینجا هم چیزی از اونور اب کم نداره !!نیشخند

 

 

_خیلی قبل ترها یادمه بلور ایرانی شامل حال یکی بخر دوتا ببر بود.که نه کیفیت داشت نه استحکام وقیافه !!ناراحت


گاهی تو پوشاک های درپیتی که جنسشون از گونی اهاردارتره هم این قضیه رو دیدم فک کنم سه تا بخر چهارتا ببر .که جون میده برای کادوهای از سربازکنی خانوادگی _پدر وسه تا پسراش _نه جنس دارن نه دوخت خوب نه مدلی....نهایت درهمین حده .

مثلا دوتا لاک زپرتی بخر یه لاک بنجل هم مفتکی !روش. یا یه کرم حلزون تقلبی بگیر ودومیش با نصف قیمت !

خداییش من چیزی فراتر از اینا ندیدم وهرچی بوده درهمین حد وحدود بوده.

 

 

 

 

_موقع خرید سیسمونی فندق کلی کارت گرفتن عکس رایگان از اتلیه های مختلف بخاطر خریدام دریافت کردم که متاسفانه یا خوشبختانه هیچ رقمه نتونستم حتی شده از یکیش استفاده کنم.

اخرای پاییز پارسال هم یه خرید خیلی خوب لباس بچگانه از سجاد داشتم که بازم اشانتیون یه کارت اتلیه داد برای گرفتن عکس رایگان اونم اتلیه معروف بابا لنگ دراز. از شانس خوبم وقتی تماس گرفتم که چندروز به پایان پاییز بود واتلیه هم وقتش پربود ونشد یه بارهم که شده از کارت رایگان اتلیه استفاده کنم .

این موضوع قلمبه شده بود ته دلم تا همین بهار که فندق رفت مهد !!

_مهد یدونه از همین کارتهای عکس رایگان بهم داد.با وجودی که روش اصلا محدودیت زمانی استفاده نبود وقتی زنگ زدم گفت تا اخر فروردین مهلت داشته بعد دید ضآییع شده _چون من اوایل اردیبهشت گرفته بودم _گفت اشکالی نداره فقط همین امروز رو مهلت دارید _اخر اردیبهشت بود _

 

 

همون روز سریع پسرک رو حموم کردم ورفتم اتلیه مهرو چهارراه پل خاکی !

چندتا عکس گرفتیم ویکی رو انتخاب کردم برای چاپ.کارتم رو گرفت وگفت هروقت حاضربشه بهتون زنگ میزنیم.عادتشون رو میدونستم که تا یه ماه طولش میدن.بعدش هم هی یادم میرفت وهی نمیشد تا اینکه شماره اشون رو از صد وهیجده گرفتم . زنگ زدم .دیدم بعله عکس حاضره ولی زورشون اومده بوده تماس بگیرن._حتما چون عکس رایگان بوده _بهم گفت هفته بعد بیام که اونم شد اخرهفته وخلاصه عکس رو امروز گرفتم . قبل اینکه عکس بگیرم تلفنی پرسیده بودم واطلاعات گرفته بودم .فقط گفتن سایز عکس کوچیکه .ولی وقتی عکس رو گرفتم. نه روشاسی بود ! وتوکادرهم سر عروسک ه نصفه بود.اینه مدل عکس رایگان.اخر شفافیت وکیفیت !!با کادرمناسب.

اگه فک کردید تلفنی هم مشتری مداری کردن زهی خیال باطل .چون عقیده اشون این بود دندون اسب پیش کشی رو نمیشمارن !!تعجب



 

اینم از اینور...امی جون فک کردی با خریدای عالیت وتخفیفات خوب فقط خوش خوشان شما شده.ماهم اینور بسیار فیض میبریم...اره والا.نیشخندمژه




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , مطالب دیگران
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٥ ] [ ٧:٢٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

بهشت

داشتم کارای روال خونه رو انجام میدادم که بعدش بریم هایپرمارکت وخرید.یکی از تفریحات فندق.خوبیش اینه که بغیر از مواد غذآیی و لبنیات ومواد فریزری ،میوه هم داره.

نشستم برای اخرین کارموجود تو خونه یعنی اطو کشی.پسرک هم اومدکنارم .رو تختش درازکشید .بعد تند تند می گه :ممنونم که لباس های بابا جونم رو اطو میکشی.
مرسی که لباس من وبا با. رو میشوری و تمیز میکنی وبعد اطو میکشی که صاف بشه ومرتب.
خیلی ممنون.خسته نباشید .


بهشت زیر پای مادرا نیست !!بهشت کنارمنه.توبغل من .توخونه من.من سه ساله تو بهشت زندگی میکنم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/٢۳ ] [ ۳:٠٤ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

 

_ برای ادم های نرمال که فرق بد وخوب رو میفهمند یه دوست وقتی خوبه که یادش لبخند به لبتون بیاره.نه اینکه باعث بشه مدام به خودتون بگید چرا این کاررو با من کرد ؟چرا هی سینوسی رفتار میکنه ؟ یا یادش هرچی غم وغصه ایی که هست رو بریزه تو دلتون .



_میدونید یه وقتهایی ادم حالش خوش نیست.رو فرم نیست.دلش گرفته س...طبیعیه.هرادم نرمالی اینجوری میشه .تو اینجور مواقع هم دوری از افراد نچسب خیلی خوبه وتوصیه میشه !!

_ولی بعضی وقتا بعضی افراد هستند که میتونن با حرفا ورفتار وایده هاشون همیشه حال شمارو بگیرن.
کسی که باعث بشه از هر ده تا برخوردش باشما یازده بارش !!حال شمارو بگیره وتو خفا وخلوت خودتون هم حس کند وگه بهتون بده مسلما دوستتون نیست.


_ بدم میاد روزای نازنینی که دیگه برنمیگردن واعصاب وروانی که حیف ارامششون بهم بریزه رو حروم کسی بکنم که حتی تو خلوت خودم هم فکرم رو به بدی وناخوشی مشغول میکنه.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ دوشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٢ ] [ ٧:۱٧ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

امتحانش ضرری نداره

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ دوشنبه ۱۳٩٤/٤/٢٢ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

رک حرف زدن یا نزدن ؟!

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٤/٢۱ ] [ ٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

عکس

 

 

بعضی مواقع که همسری ظهرا نیست منم ظهر نمیخابم .ناهار سبک زودهنگام خوردن همین حسن رو داره که سنگینت نمی کنه وگرنه من معتاد خواب ظهرم .

 

نشستم ویه سری عکس نگاه کردم .چقدر دیدن عکس های گذشته لذتبخشه.از هر مناسبتی که برام مهم تر بود یک دوتا عکس چاپ کردم وبه درودیوار ویخچال خونه زدم .اصلا هیچی به پای ورق زدن یه البوم پرعکس نمی رسه .چه تایده که یه هارد اکسترنال عکس داشته باشی .اون ورق زدن صفحات البوم یه چیز دیگه س.

دست ودلم به کارکردن نمیرفت .هم حال جسمیم زیاد مساعد نبود وهم روز نظافت خونه فرداس.بیشتر دوست داشتم وقت کشی کنم وتو تایم خواب پسر شیرینم عکس ببینم .وچندتایش رو گلچین کنم برای صفحه اینستا !!



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , عشقولانه هامون
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٤/٢۱ ] [ ٢:٢٧ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

کم ابی !

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/۱۸ ] [ ۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

فندق ولباس جدیدش !

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: فندقونه
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۱٧ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

ایام گذشته !!

 

 

 هیچ وقت فک نمی کردم تو این سن وسال که خیلی هم نیست افسوس رفت وامد های گذشته رو بخورم !!

وبگم قبل ترها چقدر رفت وامد ها بهتر بود.الان تو رفت وامد ها ، سر همه تو گوشی هاشونه ...متاسفانه یه عده با یه عده دیگه رفت وامد دارن فقط وفقط بخاطر مسایل مادی...اون با اون یکی دوسته چون باغ دارن ...چون شمال یکی از اشناهاشون ویلا داره... چون تو فلان شهر یه خونه دارن ..چون ماشین فلان مدل داره.

قبل ترها درسته که سفره ها مون خیلی پروپیمون تر بود وخیلی هم ساده نمی گرفتیم  ولی رفت وامد ها انگاربی غل وغش تر بود.

خب من نه تو این مدت _ خیلی گذشته هم نه همین هفت هشت سال پیش _ بغیر از درسم تو محیط دیگه ای نبودم .مثلا سرکار نمیرفتم یا تو جایی فعالیت نداشتم که بخوام به دوستام اضافه کنم .هرچند که با اخلاق وفیلترینگ من دوست هم همون دوستهای قدیم .دوستام همونایی بودن که الان هستن .بغیر از دوتا که دیگه از این شهر رفتن ویکی هم همینجور خود بخود کنارکشید دوستام همونایی هستن که هستن وشکر خدا همون اخلاق هایی رو دارن که قبلا داشتن .

ولی به عینه می بینم فلانی همونی که بی دلیل کنار کشیده دوست جدید پیدا می کنه بخاطر باغشون .با فلانی می ره ومیاد چون فلان جا فلان چیک !! رو داره .حالا اون نه ...یه عده دیگه.

دلم رفت وامد های قبل رو می خاد همون ادم ها.همون اخلاق ها وصمیمیت ها

می فهمید چی می گم ؟



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۱٧ ] [ ۳:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

 

 

 

 

لذت بخش ترین کار دردنیا کاری است که دیگران تصور می کنند ما از پس ان بر نمی اییم. 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٤/۱٤ ] [ ٥:٠۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

بفرمایید شام

برنامه بفرمایید شام رو خیلی دوس دارم .خیلی قبل از این که تو کانال معروف ایرانی پخش بشه من از یه شبکه خارجی میدیدمش. یادم نیس.. شاید اشتباه کنم ولی شبکه المانی بود فک کنم.


وقتی از این کانال ایرانی پخش شد یه قسمتش رو هم از دست. ندادم . بحز یه مدت که فندق کوچیک بود وگرفتاری های خاص خودش رو داشت.

بماند... اوایل فقط بخاطر غذآ و دستورات طبخش نگاه میکردم . مدت زیادی نگذشت که دیدم این برنامه فان نیست .دنیای ادم هاست.
دنیای دروغ و نیرنگ ، مهربونی و یکرنگی های نوع خودم !


دنیای ادم شناسی،شخصیت شناسی . اینکه حتی فیلم گرفتن و جلوی دوربین بودن وببینده میلیونی داشتن. نمی تونه جلوی ذات یه عده رو بگیره.
اینکه هر کی هستی وهرچی فکر میکنی رو نشون بدی.

ماه پشت ابر نمی مونه. همینه...برنامه بی نهایت جالبیه که حیف ادم نبیندش .همه جور ادم وهمه جور طرز فکر وشناخت ما از ادم ها.

بهتون توصیه میکنم حتما این برنامه رو ببینید.اگه ما/هو/ره ندارید هر جورشده ضبط شده اش رو ببینید.دنیای شناخت از ادم هاس.یه دانشگاهه برای خودش.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۱٠ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

بعضیا فقط

 

 

 

دوست هامو خیلی دوست دارم .اون دوست هایی که باهاشون رفت وامد خانوادگی داریم حتی این مجرده که این اواخر بهمون اضافه شده !

دوستی که باهاش رفت وامد داری در حد خونه هم رفتن ، باید عین خودته باشه ! همخونت باشه .همفکرت باشه. حداقل تو قسمتهایی که تو یه رفت وامد ادم با دیگران درتعامل ه باید عین خودت باشه .

اصلا بیخودی نگفتن که کبوتر با کبوتر ....

حتما یه چیزی بوده وهست.

یه سری ادم ها هم درحد رفت وامد بیرون .نباید نزدیک بشی نباید وایبری ، تلفنی ،...هیچ رقمه نباید نزدیکتر بشی .می تونی تو مورد درس یا کار و...ارتباط نزدیک برقرار کنی .ولی تو اعتقادات وشخصیت وفرهنگی اصلا .

فک کردید بیخودی مشاوره ها هم می گن با ادم های مشکل دار تعامل نداشته باشید .طرف حرف می زنه هرچی غم وغصه اس روونه دلت می شه .ازت راه کار میخاد نمی تونی بهش بگی.نظر میخاد می بینی از اول واصل قضیه ایی که برات داره تعریف می کنه همه مورد داره ومشگل ه کلا .

 

میدونید یه سری ادم ها خوبن .خیلی هم خوبن .فقط درحد یه رفت وامد ساده که توش حرف زندگی .شخصیت وفرهنگ ورسومات نشه .

 

 

می فهمید چی می گم ؟فقط برید وبیاید سلام والسلام ...همین



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/٩ ] [ ٧:٥۳ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

تجربیات شخصی _لاغری 4

 

 

 

 

 

_چند وقت قبل از تجربیات لاغریم نوشتم . +   +   +  

 

تو اون پست ها توضیح دادم که هر بدنی با بدن یه فرد دیگه متفاوته وعکس العمل هاش می تونه تغییر کنه .ولی هرچی باشه با کم خوردن ورزش کردن بله خره ادم چند صد گرمی کم می کنه .حتی یه بدنی عین من باشه که هیچی سرش نشه وحسابی سر سخت باشه .یعنی من باید درحد اب خوردن فقط رعایت کنم تا جواب بگیرم !!

 

_قرص های متفورمین رو شصت تا شصت تا می گرفتم که عملکرد یه ماهه بدنم رو ببینم .بسته سوم رو _ شصت تا دوره سوم _ همسری برام گرفت.

 

یه ورقش رو خوردم ولی اصلا مثل قبل بود .گفتم شاید عین دوره های قبل باشه.

من وقتی متفورمین مصرف می کنم کاملا از ناهار به بعد سیر سیرم .اصلا از غذا خوشم نمیاد وهیچ تمایلی برای خوردن هیچی ندارم .هیچی ها.ولی این مابین روزهایی هم می شد که کمی معمولی تر بودم .خود ادم بهتر می فهمه .حالت هایی که داشتم هرزگاهی فقط کمی کمرنگ می شد ومن فک کردم الان تو دوران کمرنگی اون حالات ها قرار دارم .ولی وقتی بیست روز مصرف کردم وباز  میلم به شام می کشید وهمچنان همون حالات های کمرنگی اثر قرص روم بود به شک افتادم .

 

_خب بین یه قرص ازیه شرکت دارویی با همون قرص از یه شرکت دارویی دیگه تفاوت های زیادی هست .سریع فکرم به این رسید که این متفورمین با قرص اب بخوری یکسانه ! دوبرگه دیگه اش مونده بود که رفتم واز همون داروخونه قبلی متفورمین تهیه کردم وبرای اینکه خیالم راحت باشه که اشتباه نمیکنم _ شرکت سازنده اش اصلا یادم نبود وفقط می دونستم جعبه قرص ها رنگ سبز داره _ با خانوم دکتر هم مشورت کردم که خیالم راحت باشه متفورمین که دارم می گیرم همون متفورمین دودوره قبل ه.

 

_گفتم این تجربه رو هم اینجا شر کنم .متفورمین شرکت تولیدی اریا مصرف می کنم .

هم اولین قرص رو که خوردم دوباره همون حالت های بی اشتهایی سراغم اومد وخیالم راحت شد که قرص داره اثر می کنه .تو کمتر از یه ماهی که اون بسته دیگه رو خوردم با وجودی که شام اصلا نون وبرنج نخوردم بیش از یه کیلو  دوباره اضافه کردم وبرگشتم خونه قبل .یه جورایی یه دوره رو خراب کردم .

از اون قرص مزخرف بگذریم .الان دارم دوره سوم رو شروع می کنم با وزن ناراحت76



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , لاغری
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/٩ ] [ ٧:٢٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

گردش دونفره

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ شنبه ۱۳٩٤/٤/٦ ] [ ٧:٤٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

روش بند اوردن سکسکه به روش فندقی !

تو یه قسمت کارتون shaun the sheep اون گوسفند توپوله سکسکه اش میگیره وبره ناقلا هرکاری که بلد بود رو انجام میده تا سکسکه گوسفنده قطع بشه.از نفس حبس کردن واب خوردن بگیر تا ترسوندنش.
ولی سکسکه گوسفنده بند نمیاد .همون موقع مرد مزرعه دار که میخاست بره حموم دولا میشه وحوله اش میفته وباسن مبارکش رویت میشه واین گوسفنده تا چشمش به اون ناحیه میفته می ترسه وجیغ میکشه وبعد یهووی سکسکه اش قطع میشه !


خب تا اینجا توضیح جریان بود تا بقیه ماجرا رو متوجه بشید.

پسرشیرین منم که به دنبال یادگیری نکات تو کارتونهاست برگرد به کسی که سکسکه میکنه بگه باید ک و ن ل خ ت ببینی .اونم ل خ ت ل خ ت !وهی رو کلمه دوم تاکید کنه که سکسکه طرف فقط اینجوریه که بند میاد:)))

فک میکنید من اون وسط باید تو اوج خنده چبکارکنم ؟

بدون اینکه هول بشم جربان کارتون رو تعریف میکنم که خدایی نکرده چیزی بد برداشت نشه.

یکی نیست بگه پسر خوشگل حتما شما باید راه حل پیشنهاد بدید ؟ ها ؟



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ شنبه ۱۳٩٤/٤/٦ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

دوست دارم تلگرام

یه دوست خیلی قدیمی دارم که بهتر قدمت دوستیم رو نگم اگر هم میگم حداقل نگم این دوستی از چه مقطعی ه که سنم لو نره :)))

14سالی میشه که رفته اونور!یه مدت قبرس والانم کاناداس.
تو مدتی که نبوده من با خانواده اش درتماس بودم.رفت وامد داشتم .مادرش خیلی خیلی مهربونه.چندباری باهم تماس داشتیم.ولی دیگه نه ایمیلی...نه ای دی ...نه ف ی س بوکی ...هیچکدوم نشد تا همین دیشب.

چندوقته تلگرام نصب کردم واتفاقا میخاستم پاکش کنم_دلیلش خودش یه پست میشه_دیشب دیدم هانیه خواهرش انلاینه.منم که همیشه پیشقدم !بهش گفتن ای بابا من که نتونستم با تکتم درارتباط باشم وال وبل....واگه وایبری ،تلگرامی،...باهاشون درارتباطه به منم بگه.


بعد هم که بیرون رفتم .وقتی برگشتم هم از تکتم پیام داشتم هم ازخواهرش.خواهرش گفته بود که شماره منو به تکتم داده.

خیلی خوشحال شدم.شبانه باهم چت کردیم.اصلا عوض نشده بود.اصلا .فقط کمی جا افتاده بود وبهتر شده بود.خیلی حس خوبی بود.چندتایی عکس ردوبدل کردیم.کلی حرف وحس خوب بهم منتقل کردیم.اگه تووایبر هم باشه نلگرامم رو حذف میکنم وگرنه
دوست دارم تلگرام .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٤ ] [ ۸:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

شهربازی

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٤ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

نوستالژی

تو مدت این 5سالی که اومدیم این منطقه ، برام همیشه یه حس خاص داشته.
وقتی خیلی سال پیش بخاطر بابام وتصمیمش والبته رضایت مادرم اومدیم این شهر تقریبا تو همین محله خونه گرفتیم.
کوچه پس کوچه هاش هنوز پردرخت وساکت ه.


گاهی که با فندقم میریم خرید واون وسطاش نون هم میگیرم دقیقا از نانوایی روبرو خونه قبلی.اولین خونه ایی که وقتی اومدیم اینجا توش سکنی گزیدیم.خونه ویلایی که هنوزم عین قبلش پابرجاست وسط اپارتمانهای بلند.


همسری اون مدل نون بربری گرد رو دوس داره.هروقت میرم نون بگیرم به اون خونه خیره میشم.مدام میگم نکنه توش رو تغییراتی دادن ؟اون پنجره....شیطنت هام.


اون اولین خونه ایی بود که ما گرفتیم.حالا من با یه بچه برگشتم به همون محله.
اینجارو دوست دارم.

 

 

 

 

کامنت دونی بازه ! 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٤ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

کف پای صاف پسرم .

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۳ ] [ ٧:۳٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

گذشته ها

 

 

_ پسر شیرینم با تبلتش مشغول بازی ه.تازگی بازی پلنگ صورتی رو رو لپ تاپ ریختم .واسه همین تا دیدم لپ تاپ ولوه وپسرک قند عسل شیرینم داره با تبلت  بازی می کنه فرصت رو غنیمت شمردم .نیشخند

_ ورودی وبم رو داشتم نگاه می کردم .رفتم سراغ یه لینک که هرزگاهی ازاونجا یه ورودی دارم .خیلی وقته نمی نویسه .ولی توش کلی لینک داشت که منو برد به گذشته ها.من گاهی بدجوری سرسختانه مقاومت می کنم !!.باید قبول کرد هیچی هیچ وقت عین قبل نمیمونه .چه به خوبی چه به بدی .همینی که هست .لینک هایی که بعضیاشون از دوستای خیلی قدیمی بودن ولی نه الان لینکشون تو وب منه ونه لینک من تو وب اونا .خیلی وقته همدیگررو فراموش کردیم .

_ فک می کنم ...بیخیال.فکر من به چه درد شماها میخوره !!



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٤/۳ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

روزهایی که می گذره

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٤/٢ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]