:) خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم 
قالب وبلاگ

من هیچ وقت ، هیج وقت تو برخوردهام با دوست واشنا و فامیل وادم های غریبه ،طرف مقابلم رو بلانسبت احمق ونفهم فرض نکردم.


شاید تو تفاوتهای مادی وفرهنگی ورفتاری فرق قایل بودم. شاید تو هوش وزرنگی ودرک واستعداد تفاوت قایل بودم . ولی نفهم فرض کردن طرق مقابل هیچگاه تو ذهن ورفتارم نبوده.


تعجب می کنم یه عده زل میزنن تو چشمات وراست راست بهت دروغ می گن و نفهم فرضت می کنن .برای کارشون هزار تا دلیل میارن.
از افسردگی خودشون ومشکلات خانوادگی بگیر تا بچه وزندگی ومردن اطرافیاتشون برای توجیهه کردن حرکت نامعقولشون.

یعنی واجبه ادم این همه خودش رد خار وذلیل کنه؟وطرف مقابل رو احمق فرض کنه؟ نه خداییش واجبه .اونی که طاقت خوشی یکی دیگه رو نداره این همه خودش رو کوچیک کنه وبهوونه های تابلو الکی بیاره؟

عزیزم ،جانم ، عمرم نرو و نبین که غمباد نگیری که بعدش نخای این همه دلیل وبرهان ابکی برای رفتار تابلوت بیاری.

[ شنبه ۱۳٩٤/٥/۳۱ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ جمعه ۱۳٩٤/٥/۳٠ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 ممنونم از همه دوستانم که تولدم رو بهم تبریک گفتن البته تا همین الان .

همسری اولین نفر بود وبعدش هم سارا نازنین که اخر شب بهم اس داده بود  ودوست داشت اولین نفری باشه که بهم تبریک می گه ومنم یه مردادی زدم تو پرش وگفتم دومین نفره.

کیانا ومریم عزیزم وسارای دوست داشتنی ومهربونم .ممنونم .

میخاستم یه پست پرانرژی وشاد بذارم گفتم تشکر رو با اون پست قاطی نکنم .

دوستتون دارم خیلی زیاد .

من عاشق عدد 28 ام .عاشششششششششششقش هاااااا.

 

 

 

کامنت دونی بازه

[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٥/٢۸ ] [ ٤:٥٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٥/٢٧ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

_ من هیچ گونه حساسیتی رو دادن اطلاعاتم به دیگران ندارم !.تو کل دوران درس خوندنم اصلا بدم نمیومد یکی از رو دست من نگاه کنه.حتی تو ازمونهای ازمایشی برای کنکور هم که ادم داره خودش رو محک می زنه برام عجیب نبود یکی با تقلب از رو دست من خودش رو محک بزنه !

 

_همیشه ایده ونظرم این بود وهست که ادمی که اطلاعات مال خودشه با اونی که تقلب می کنه فرق میکنه .ولی برام مهمه نبوده این اطلاعات رو به کسی ندم .خیلی راحت روی دستم تو دوران درس خوندن مخصوصا یونی که نسبتا زرنگ وفعال بودم برای همه باز بود .

 

_از اینکه یکی شبهای امتحان کلی وقتم رو می گرفت اصلا ناراحت نمی شدم وحتی سوالهای مسخره اشون رو هم جواب می دادم .

 

چند نفری بودند که شبها امتحان مدام جزوه هام رو می گرفتن وکپی می کردن وروش درس خوندن از من می پرسیدن .درصورتی که خودشون اهل مطالعه اول صب بودند وروششون با منی که فقط اخر شبا درس میخوندم خیلی متفاوت بود .با اینحال همیشه براشون توضیح می دادم وراهکار ارایه می دادم واشاره به بعضی تفاوت های فردی می کردم که هرفردی رو از یه فرد دیگه متمایز میکنه.

 

_اما الان ...الانم همینجورم بجز یه سری موارد .یه سری موارد که طرف رو هم خوب می شناسم.

 می دونم روش هامون متفاوته .شرایطمون متفاوته. بعد راهکار میخاد حالم رو بهم میزنه .وقتی می دونم فقط وقتم رو می گیره وهمچنان تو راه خودشه .

هر جی می گی بابا من وتو با هم فرق می کنیم .حالیش نمی شه .

البته نه فقط تو درس خوندن. تو هر زمینه ای.

 

_طرف سرخ کن داره می گه من راحت ترم تو تابه بادمجون سرخ کنم !.تزشون فقط خرید یه سری وسایله که بعدا استفاده هم نشن .

بعد هی می گه تو چیکار می کنی همه چیزت مرتبه؟ همش ددری؟ مشغول فلان کاری؟ وقت اضافه داری؟ فندق دایم به گردشه .؟فلان کار رو می کنی ؟

 

بابا من سرخ کن دکوری ندارم .من ظرفشور به برق نزده ندارم .من ظرفی ندارم که اسم دکوری بهش تعلق بگیره .اصلا تو زندگی من چیزی به اسم ظرف دکوری معنا نداره .یه سری ظرفا هستن که فقط برای قشنگی اند  خب من اصلا از اینا ندارم .یه سری ظرف هم هستن که گرونن، شیک اند وبرای نهایت مهمون یا تو بوفه اند ! من از اینا دارم ولی برای خودمم هست ._ متنفرم از بوفه دکوری _

 

خب بیفته بشکنه .یا دست ناقص بشه .از خودم که مهم تر نیستند لذتش رو خودم باید ببرم .

 

_هر چی می گی بابا طرز فکرا متفاوته حالیشون نمی شه .

این یکی رو اعصابه چون سیستمش با من متفاوته که بماند ...وقت ادم رو می گیره وعمل نمی کنه هم یه طرف ..هی می گه خوشبحالت هم دیگه بدتر !!

 

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٥/٢٧ ] [ ٩:٥٧ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ دوشنبه ۱۳٩٤/٥/٢٦ ] [ ۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ شنبه ۱۳٩٤/٥/٢٤ ] [ ٦:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 _من عاشق تدارکاتم اونم تدارکاتی که به شادی وخوشگذرونی وگرفتن انرژی های خوب منجر می شه .

واسه همین اینجا چیزایی رو می نویسم که شاید خیلی معمولی باشن ولی برای من لذت بخشن .

 

_از نوشته اینجام تا همین امروز .دقیقا همین امروز دنبال لباس فندق بودم.بی نهایت لباس های خوشگل موشگل وجینگولی دیدم .ولی من فقط جلیقه شلوار میخاستم .که اونم همه جا دومدل بیشتر نبود .پارچه چهارخونه خاکستری یا قهوه ای روشن که شلوار وجلیقه بود بایه یراهن سفید که با ست موردنظر من که باید پیراهن لیمویی درنظر گرفته می شد خیلی تفاوت داشت .تا دلتون میخاست شلوارک های شیک با جلیقه بود.

 

_از کل سجاد بگیر تا مانلی راهنمایی وخورشد وقسطنطنیه وورسیج تو احمد اباد وحتی پاساژ های صیاد وفروشگاه مکس .

 

_مهرک سجاد یکی داشت که فک می کردی لباس فرم مدرسه اس.بقیه جاها هم همون مدلی رو که گفتم داشتن .فقط یه فروشگاه تو قسطنطنیه بود که همونی که میخاستم رو داشت با بیست درصد تخفیف.

 

_تو این مابین  گشت وگذار ودیدن این همه فروشگاه لباس بچه ، کلی لباس هم از جاهای 50 درصد اف برای فسقلی گرفتم ولی لباس مورد نظر ...نوچ .

از اونجایی که تنها مدل مورد نظر هم جلیقه تنگی داشت تصمیم بر این شد که جلیقه شلوار فسقلی رو بدم بدوزن .خیاط همسری که قبول نکرد . تو یکی از همین گشت وگذارهام از لباس فروشی های بچگونه ادرسی گرفتم از یه خیاط که بارها هم از جلوی مغازه اش رد شده بودم .

 

_امروز پارچه اش رو گرفتم بردم .همه چی عالی فقط اون ست نشد که نشد .گزینه دومم شد .ابی اسمانی کمرنگ .یه پیراهن برند

براش گرفتم اونم تو اف 50 درصد که اخر عشق وکیف یه مادر میشه.

 

فقط کفش فندق مونده .به قول همسری که بهم می گه تو میخای تو مراحل بعدیش چیکار کنی ؟...من موندم تو جشن فارغ التحصیلیش باید چیکار کنم ؟

 

_ خوشحالم که کارای فندق اوکی شد .رستورانش هم عالیه .مونده لباس های خودم وهمسر جونی.

[ شنبه ۱۳٩٤/٥/٢٤ ] [ ٥:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ شنبه ۱۳٩٤/٥/٢٤ ] [ ٤:٤٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_ وقتی ادم یه چیزی تو هر زمینه ای میخونه رو اون نکته رو افراد اجتماع زوم میکنه.لااقل من که ابنحوری ام.


_ هنوز همه مطالب راجع بی چی نپوشیم نگارا را رو نخوندم._لینکش تو وبم هست _ ولی اطلاعاتم راجع به تیپ وهیکل خودم خیلی بهتر شده.بحدی که یکی از مانتو های جدیدم رو که خیلی هم مناسب فرم هیکلمه نمیپوشم !!_چون باید شلواربراش بگیرم وشلوار دمپا گشاد هم مستلرم داشتن کفش لژ داره وازاونحایی که چند جفت کفش اسپرت دارم زورم اومد باز هرینه کفش اسپرت از نوع لژدارش بکنم _کفش پاشنه بلند هم که هرجا پام نمیکنم اونم با فندق وددر رفتن های هر روزم.


_ بماند...برام جالبه این همه بیرون میرم واین همه ادم میبینم به ندرت بکی رو پیدا میکنم که قوانین چی نپوشم رو رعایت کرده باشه !


_یا طرف از فرق سر تا نوک پاش به رنگه !واین دیگه اوج خوش تیپیشه .خود منم ده پانزده سال پیش یکی از تیپ هایی که میزدم همین مدل بود :))


_یا اشتباه فاحش هم رنگ بودن شال ومانتو رو دارن.این تیپ خیلی زیاده.خود منم همین اواخر کلی با این اشتباهم حال میکردم !!

_یا بقول مامان من از هر خواننده یک ترانه .هیچ تیکه ای با اون تیکه دیگه تو پوششون هماهنگی نداره.
کیف یه رنگ وکفش یه رنگ ، شال ومانتو وشلوارهم هرکدوم یه رنگ اونم بدون هماهنگی .


_در اکثر مواقع اشتباه فاحش به ندونستن نوع هیکل وتیپشون مربوط میشه .به طبع اون نپوشیدن لباس مناسب هیکل.یعنی این اشتباه تیپی رو خیلی دیدم وتنها اشتباهیی که من تابحال به ندرت مرتکبش شدم.

طرف عین ارم قارچ سیناست بعد لگینگ وساپورت پاش کرده با مانتو کوتاه !

یا بدتر ....مانتو گل وگشاد پوشیده وکمرش رو بسته ! اونم با هیکل. فرم سیب با گلابیش .اخر اشتباهه لباسی.

_بعضیا هم دلشون خوشه !فقط یه کفش پاشنه بلند میپوشن وخلاص .گاهی هم چقدر بد باهاش راه میرن.

_سو تفاهم نشه. گاهی هم این افراد فوق لاغرها که حس میکنن خیلی کارشون درسته.یه مانتو میپوشن کوتاه و جلو باز . بدون هماهنگی لباس زیرمانتوشون .با یه ساق یا نهایت لگینگ بدون جورال وکفش پاشنه دار که هیچ هماهنگی رنگی هم تو ظآهرشون رعایت نشده چقدر هم حس من خوش تیپم بهشون دست میده !درصورتی که نصف اصول اولیه چی نپوشم رو هم رعایت نکردن.


_ من میدونم کفش اونم پاشنه دارش حرف اول واخر رو تو یه تیپ شکیل ومناسب میزنه.بارها دیدم وحس کردم همون تیپم با یه کفش اسپرت وعوض کردن تنها کفشم وپوشیدن کفش پاشنه دار چقدر متحول شده.
درسته دایم درحال راه رفتن وخرید وبیرون با فندق ام. ولی یه جفت کفش پاشنه دارهم تو ماشین گذآشتم برای مواقعی که با ماشین بیرون میرم وقصدم فقط یه مغازه وفروشگاهه. اونم با حداقل پیاده روی.یا میریم بیرون وبعد گشت گذآر وپارک وشهربازی رفتن ، میخایم بریم شام بخوریم.
میگم حداقل اینجور مواقع صد درصد نکات مربوط به تیپ رو رعایت کنم.

_ گاهی باورم نمیشه یه چیز دودوتا چهارتایی رو این همه ادم اشتباه کنن .





[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٥/٢۱ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 15 روز از ماه خجسته وپربرکت مرداد گذشت. به همین سرعت این ماه دوست داشتنی به نیمه رسید .

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/۱٥ ] [ ٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

_  به نظر من حسادت قبل از اینکه یه رفتار بد باشه یه رفتار ازاردهنده برای خود شخص ه.بیشتر هم به صاحبش اسیب می رسونه تاافراددیگه.

 

_ از دید من هر کسی که حسادت داره خودش می دونه. حداقل تو دلش خودش میدونه که حسوده .همین که می فهمه طاقت دیدن خوشی یه دوست ، فامیل یا اشنا رو نداره یعنی پی برده که ادم حسودیه.

 

_ چرا سوالهایی می کنیم که...

 

_ من نه به حسادت کاردارم نه به ادم حسود .از دید من ادم حسود خودش به اندازه کافی در عذابه .تا بحال هم شکر خدا کمتر از انگشتهای دو دست ادم حسود سر راهم قرار گرفتن که خودبخود خودشون حذف شدند.دو سه تاش که بی نهایت نزدیک بودن .دوتا هم از دوستای صمیمی بودن که حسودیشون اصلا بهم ضربه نزد. یا من متوجه نشدم یا واقعا ضربه ای درکارنبوده یا نوع برخورد واخلاقم اجازه اون ضربه رو نداده بوده .

 

_ولی اون دوسه تای نزدیک بخاطر اینکه خیلی نزدیک بودند _ با یکیش همین سال گذشته کات کردم وخودم وجهان رو از شرش خلاص کردم _  اره یه جورایی هم اذیت شدم هم ضربه خوردم در حد بنز !!

 

_ بماند ...میدونید من از چی بدم میاد .از اینکه یکی از رو حسادت بگه خوش بحالت ...یا تو که شانس اوردی...

 

_من یا چیزی رو دوست ندارم یا دوست دارم .وقتی دوستش نداشته باشم که اصلا بهش فک نمی کنم  .اگر هم دوست داشته باشم سعی می کنم به دستش بیارم وبه کسی هم کاری ندارم .

 

 

_ولی چرا فک می کنید طرف شانس اورده ؟ همچین می گید خوش بحاااااااااالت که انگار این مورد از سر طرف زیادی بوده ؟...هان ؟

چرا فک نمیکنید طرف دهنش اسفالت شده وسعی وتلاش کرده به اونجا رسیده؟ .اصلا چرا متوجه یه سری تفاوتها نیستید یا نمی فهمید هر کی یه حدی برای خودش تعیین کرده واگه ادم منطقی وعاقلی باشه حد خودش رو نگه می داره ؟.چرا فک نمی کنید فیلترینگ طرف خوب بود؟ یا پدر صاحبش دراومده وبه اون مقطع رسیده ؟

 

_وقتی معیارات در حد یه قالب یخ تو گرمای تابستون بوده حالا چه انتظاری داری؟

ای بدم میاد یکی بگه خوش بحاااااالت _ البته از رو حسادت _ ای بدم میاد که حد وحساب نداره .

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/۱٥ ] [ ٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

هیچ چیزی بی علت نیست...هیچ چیزی.
به شانست واستثناهای اطرافت کاری نداشته باش.
یادت بمونه که هیچ چیزی بی علت نیست.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٥/۱۳ ] [ ٩:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_ من همیشه فک میکردم حداقل ادم تو خلوت خودش میدونه کیه وچیه !

ولی انگار اصلا اینجوری نیست یا برای یه عده مصداق پیدا نمیکنه.


_سال گذشته فک کنم چهار پنج ماهی میرفتم مشاوره که خورد به ایام عید وبعد اونم بیخیالش شدم.
رفتنم بخاطر برخورد درست ومنطقی با فندق بود.از دید خودم چون خیلی برام موثر نبود ترجیح دادم دیگه بعد عید نرم .

_ الان هی بیشتر به مسایلی میرسم که مشاور بهشون اشاره میکرد.فکر ایشون این بود که کل منو بشناسه تا بتونه اخلاق هرزگاهی گند و غیر اصولیم رو بافندق ریشه یابی کنه.
چیزایی که الان دارم بهش میرسم ربطی به برخورد با فندق، هنوز هم نداره.بیشترش مال خودمه.هی میگم دیدی مشاور میگفت.مدام مشاورم میگفت فک نکن اونهایی که برخورداشون با بچه اشون از دید تو بهتر از توه کارشون درسته !شاید فلان مورد رو دارن یا از درون داغونن وتو خبر نداری.


_ راست میگه .این اصلا نه افتخاره نه درسته که بعد یه بچه بگی :من همچنان همه کارام عین قبل ه.مثلا خونه داری،پرفکتی،رفتارم،رویه زندگیم و...چون امکان نداره با تغییر شرایط تو عین قبل بمونی واگه به ظآهر موندی یه مسایلی در درونت هست که عین قبل نیست.

مثلا دوست. خودم دایم فشارش میفته پایین.یا معده درده.یا افسرده ست ولی مثلا خونه اش عین قبل تمیزه که عمرا اگه اونم مثل قبل باشه وبمونه _ پس جای دست بچه هامون رو میز ودرودیوار چیه _


_ حالا میفهمم چقدر اون جلسات خوب بوده ومن متوجه اش نمیشدم هی قبول نمیکردم.


مشاور هی توضیح میداده ولی من سرسختانه مقابله میکردم.

_ یکی از اون موارد مال افرادیه که من دنبال دلیل دیگه برای رفتارشون میگشتم ومشاور از اول بهم گفت فقط وفقط مال حسادت طرف بوده.

_ اینکه یکی درحین صمیمیت با تو وبه اشتراک گذاشتن عکساش وکاراش وغذاهاش وحتی درد دل کردناش یهوویی اس های تو وایبرت رو نبینه_کسی که دایم توسط شوهرش چک میشه وگوشی وتلفنش زنگ خور داره_

_ میدونی... اینجاهاست که میگی ای دل غآفل...اینکه ازت میپرسیده کحا میری؟چیکارمیکنی؟
یعنی به تمام بیرون رفتنات با فندق وخرید کردنات وشام بیرون بودنات و...حسودی میکرده.حالا با دوری کردن میخاد فقط نبینه ونشنوه که حس حسادتش شلعه ورنشه.

یکی نیست بگه مجبوری بپرسی تو که طاقت شنیدن زندگی دیگران رو نداری؟

_ همین امروز..داشتنم تلفنی حرف میزدم همسری هم زنگید وفقط سوال کرد بغیر از شیر چیز دیگه ای نمیخای؟ از رو حسادت با وجودی که کامل حرفای همسری رو شنیده میگه داره دستور میده؟"
منم درکمال خونسردی تیکه بهش انداختم که اگه همسرم عین مردای مردسالار یه عده بود مینداختنش زیر دست مامانش. تا بهش بربخوره وچرت نگه.

اخه اجباره بخوای عکس ببینی یا سوال کنی که غمباد بگیری؟!
مرده شور هرچی ادم حسود روببرن که خودشون که اسایش ندارن با حرفا وکاراشون سعی میکنن ارامش زندگی بقیه رو هم بگیرن.
 

[ یکشنبه ۱۳٩٤/٥/۱۱ ] [ ۳:٢٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٥/۱۱ ] [ ۳:۱٦ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

بقول دوستی تو اینستا که زیر عکسای چیزایی که خیلی دوست داره مینویسه مرگ ودخترجوان.حالا مرگ ومادر بچه .

وقتی این اتفاق میفته که بری سجاد به قصد خرید .بعد ببینی فروشگاه محبوبت اف زده اونم لباسهای برند المانی .میشه مرگ ومادر یه پسر وکلی خرید فندوقونه !!

[ یکشنبه ۱۳٩٤/٥/۱۱ ] [ ٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

_ من عاشق پوشاک بچه ام .اصلا یه جورایی روش ضعف دارم وبدنم می لرزه !!

از سیسمونی ولباس های فسقلیشون بگیر تا لوازم اتاق واسباب بازی ولباس های بزرگتر و...اونقدر این ضعفم شدیده که به همه اعلام کردم سر سیسمونیشون من همراهشونم برای خرید.

 

_ امروز سمت صب رفتم برای جلا روحم ! از لباس فروشی پلیز مام تو رضا شروع کردم تا خورشید وقسطنطنیه .

 

_لباس لیمویی اونم لباس رسمی که نوچ .ولی میدونم پیراهن لیمویی حتما با کمی سعی وکوشش پیدا می کنم .فعلا دو هفته دیگه پلیز مام اف میزه .تو قسطنطنیه یه پیراهن استین کوتاه رنگ سبز دیدم ازاون سبز های خوش اب ورنگ واس .منم عاشق رنگ سبزم .داشتم گیلی ویلی میشدم که حالا بیا این پیراهن رو بردار.

 

 

_ ولی از اونجایی که پسرک اهل پیراهن نیست همین الان سه دست تو کمدش داره .همین که استین کوتاهه وخیلی نمی تونه بپوشدش _ باز تی شرت استین کوتاه بود می شد از اخر هم تو خونه تنش کنه _ خیلی روش گیر نکردم وتونستم جلوی خودم رو بگیرم .

 

_اهان اینم یه عیبم ...میرم بیرون به قصد دیدن یا خرید امکان نداره برای پسرم چیزی نخرم .نمی گم تا بحال بد خرید کردم .ولی این همه لباس اونم تو خونه ایی .فک کنم کمی زیاده .

 

_یه جا چیزی رو که میخاستم پیدا کردم اونم مارک ایتالیایی نه چینی وتایلندی! همون سبک وسیاقی که میخاستم با اف 20 درصدی که قیمت نهاییش خیلی خوب از کاردرمیومد 180 تومن سر راست .فقط باید بعدا بگردم برای پیراهنش.

 

جلوی خودم رو گرفتم .از نظر من قیمتش خوب بود .مخصوصا که نمایندگیشه واینجوری می تونم از قیمتها با خبر باشم .ولی بازم گفتم دوجای دیگه رو هم که سراغ دارم بگردم .

 

_ بعد رفتم رستورانی که مورد نظرم .اب پاکی ریختن رو دستم ! هیچ رقمه هیچی از بیرون قبول نمی کنن .پس این رستوران هم واسه عقیقه پسرم منتفی شد.یه گزینه دیگه دارم که می دونم اونجا حتمی می شه چون اشناه .فقط برنج ندارن !!.ولی هم محوطه تابستونی دارن با کلی اب وفواره هم محوطه سر پوشیده .یه روز هم می رم از اونجا بپرسم .ببینم گوسفند رو بدیم چند پرس غذا میشه وبرای هر نفر با سرویسش چقدر هزینه باید بکنیم ؟.

 

میدونم هنوز بیش از یک ماه ونیم مونده .ولی لباس پسرم باید اوکی بشه که بتونم برای خودم وهمسر جونی هم اقدام کنم .

 

_راستی کسی نمیخاد سیسمونی بگیره یا دنبال لباس بچه نیست منم باهاش برم ؟

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/۸ ] [ ٢:٤٩ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٥/٧ ] [ ۱:٤٢ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 میدونید که یه مواقعی هست که تو دلتون قنچ میرید از بچه داریتون .

یکی از اون مواقع ،وقتیه که می بینید پاره تنتون همون تخیلاتی رو داره که وقتی شما بچه بودید داشتید .درست عین شما اون تخیلات رو به زبون میاره .

 

 

می فهمید چی می گم ؟

تو دلتون کله قند که سهل ه ، کارخونه قند سازی اب می شه !!نیشخند

[ دوشنبه ۱۳٩٤/٥/٥ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

من میگم نکات آموزنده ومثبت رو یاد بگیرد ولو از دشمنتون !!

مهم نیست طرف کیه وچیکاره ست .مهم اون نکات کلیدی اموزنده ومثبتش ه.از هرکی وهرجا بود یاد بگیرید.


موقعی یه حرف مثبت باعث آزار ادم میشه که طرف اونو بلده ولی خودش رعایت نمیکنه ودرضمن توباهاش درتعاملی و اون فرد فقط از دیگران انتظآرداره.بقول معروف مرگ خوبه ولی برای همسایه.

درغیر اینصورت یادگیری از هرکسی بلامانع ست !! حتی دشمن سرتون !

 

[ دوشنبه ۱۳٩٤/٥/٥ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٥/٤ ] [ ٥:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 

1_ گاهی  ادم همه چی رو میدونه ویه زمانی هم تو جریانش بوده وحالا نه اینکه فراموشش کرده باشه ...نه ..ک.ولی براش کمرنگ شده. تو مسایل دیگه ادم گم شده .اینجور مواقع تلنگر ادم رو بیدار می کنه .وگرنه نرود میخ اهنی درسنگ.

 

2_ قبل از فندقم به تیپ وظاهرم از نمره بیست ، هجده می دادم .هیچ وقت دنبال مد نرفتم صرف اینکه حالا مده .اولویت اولم واخرم این بوده که چی بهم میاد ومناسب هیکل منه .بخوام خیلی مته به خشخاش بذارم نمره 17 بخودم میدم .نه لباس تنگ پوشیدم نه گشاد نه نا مناسب ونه اینکه بهم نیاد .اون نمره ایی که کم می کنم بیشتر سر ست کردن لباس های معمولی تو دورهمی هامون ، مانتو وتیپ های ساده سر کاری وبیرون خرید رفتنمه .حتی تو خونه هم شیک ومرتب واراسته بودم .همیشه ارایش کرده ومو پیچیده !

 

3_میگم انرژیم بعد فندق رو به تحلیل رفته همینه .یه علتش هم بزرگ موندن شکمم .قبلا با وجودی که فرد لاغری محسوب نمی شدم ولی شکم هم نداشتم .می دونستم باید یقه باز بپوشم ودامن مینی .می دونستم تو فلان مهمونی باید چی بپوشم .یکی از دلایل هم کفش اسپرت ه که متاسفانه چند جفت گرفتم وهمش هم اشتباه .بهونه ام اینه که با فندق راحت ترم وباید پام راحت باشه .قبلا به راحتی وشیکی تواما فک می کردم .حتی اگه قرار باشه ادم کفش اسپرت بپوشه چقدر خوبه که اون لژ دار باشه .یه اشتباه دیگه ام هم ست کردن شال با مانتوم بوده وهست !!

 

 

 

4_ میدونم نوشتن از اینجا که خیلی شناخته شده تر از وب منه  خیلی خنده داره ! اکثریت اینجا رو بلدن .ولی نوشته اینکه مانتوم رو چطوری ست کنم .من وواقعا متحول کرد .

 

 

5-  البته باید الان بیشتر از نگارا جون مشورت بگیرم که یه سیب شکم دار شدم .چون صرفا به دلیل اینکه هیکلم مدل سیب ه نمی تونم عین قبل بخاطر همون برامدگی شکمم لباس بپوشم .

 

ولی ایمان اوردم ادم توپولی هم می تونه شیک ومرتب باشه .فقط باید اشتباه نکنه .

نوشته هاش خیلی بهم انرژی داد .خب هرکی یه مدل شاد می شه .اینم از اون چیزاییه که به من خیلی انرژی مثبت می ده.

[ شنبه ۱۳٩٤/٥/۳ ] [ ٤:٤۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

من ادم شاد ومثبت وخوشگذرونی ام .درسته خوشگذرونیم منوط به داشتن یه سری شرایط ه .بارها ادم های شاد تر از خودم رو دیدم که بهتر از من از داشته هاشون لذت می برن ولی بازم خودم رو تو این دسته قرار میدم .

 

با این وجود  این دلیل نمی شه که گاهی قاطی نکنم وافسرده نشم ودلم کوه ودشت ویه فنجون قهوه تلخ اونم تو یه جای دنج نخواد !!

 

بعد فندق این قدرتم رو به کاهش رفت .مثل قدیم تر ها نیستم که راحت تر از روی یه سری موارد گذر کنم .به قول معروف چشم پوشی  کنم .حالا فیلترینگم قوی تره ،دقیق تره حتی شده برای یه تلفن وپیام وایبری.الان اصلا دوست ندارم  حتی یه نفر دور وبرم باشه که منو به دهه عصر حجری ببره یا افتخاراتش در حد درست کردن ترشی ومربا باشه یا اونقدر چیپ باشه که کل زندگیش بشه یه سرگرمی درپیتی !!

 

انگار الان قدر ثانیه هام رو بهتر می فهمم .ظاهرا هیچ کار خاصی بغیر از پرورش یه فرشته ندارم که خودش هم کم نیست .با این وجود دوس ندارم کسی ثانیه هام رو خراب کنه .

انگار الان برای پیله به دور خودم بستن وبیخودی غصه خوردن وقدر ندونسن مستعد ترم .

 

میخام هرروز از خودم بپرسم امروز چقدر وقت برای خودت گذاشتی؟چقدر الان خوشحال وشادی وحس می کنی روزت خوب بوده؟

[ شنبه ۱۳٩٤/٥/۳ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ جمعه ۱۳٩٤/٥/٢ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_ چیزی که میخام بگم ربط داره به اون پست هایی که نوشتم ادم باید باهمفکر خودش درتعامل باشه .


_ جریان دیشب رو تو وایبر برای یه دوست نوشتم .اشتباه کردم که بازبخواد سربحث باز بشه.

برام جالب بود.میگفت همسرت ناراحت نشده؟بعد هم مساله رو ربط داد به غیرت.

_ من موندم تعریف این مدل زنهای توسری خور از غیرت چیه ؟!
من که تعجب کرده بودم همسری درمورد عرب ه گفت زنهای اونا طبیعی میدونن .اونا عادت دارن به چند همسری مرداشون.گفتم خوبه خاتوم خودش هم ارایش کرده وترتمیز بود.
من تیپ بی نهایت معمولی ورو عرفی دارم .

_ حالا تعریف یه نفر چه ربطی به غیرت داشتن یا نداشتن مرد من میتونه داشته باشه من نفهمیدم؟

_ دلایلی که می نوشت اخر خنده داری وحماقت زنونه بود.
میگم عزیزم این ربطی نداره که بخاد مرد من ناراحت بشه.من مقصر بودم ؟من کاری کردم؟

دوست ندارم هیچ وقت سر اعتقاد با کسی بحث کنم .دوست ندارم حماقت یه عده رو تا این حد بفهمم.
ازاخر میگم خوب ماباهم تفاوت داریم.



_ حالا تو بیا برای یه همچین مدل زن هایی کمپین راه بنداز.بیا دفاع کن وشفافیت سازی کن. بیا ازبرابری حقوق انسانی بگو . بیا وقت وانرژی بذار واگاه سازی کن .
حیف وقت وانرژی واگاهی دادن.حیف... ها

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/۱ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_ متاسفانه مکالمه انگلیسی من در حد صفره.باوجودی که حرف زدن دیگران رو خوب متوجه میشم ولی حرف زدنم گنده !

هیچ وقت تو زبان نمره کمتر از 17 نگرفتم.همسری میگه چون انشات ضعیفه نمیتونی مکالمه خوبی داشته باشی _من حتی میدونم چه کلماتی باید استفاده بشه ولی چطوری اونا رو بکار ببرم رو نمی دونم _دلیلش مهم نیست.مهم اینه که مکالمه ام افتضاح ودرحد صفره.

_ دیشب که خیابون گردی با پسرک بودم.دل پسرم پیراشکی خواست .رفتم براش بگیرم.توش پر عرب بود.فروشنده بلد نبود یه کلمه عربی بگه !میگفت مغآزه دم حرم نزدم که عربی بلد باشم .گفتم دوخط انگلیسی حداقل.


_ تو تایمی که منتظر اماده شدن پیراشکی پسرم بودم. یکی از خانوم هاشون هرزگاهی لپ پسرم رو اروم میکشید ومیبوسیدش ومنم عین گاگولا یه لبخندی بهش حواله میکردم.
دوتا زن مرتب جوون ویه خانوپ مسن تر ،یه بچه وسه تا مرد.
یکی از مردا شروع کرد به حرف زدن.منه جوگیر دارم کلمه شیرین رو میفهمم باز فک میکنم کلمه عربیه.قبلش مرد ه ازم پرسید میتونم عربی حرف بزنم من گفتم. No گفت انگلیسی چطور بازم گفتم No. :((

خلاصه با عربی وکلمه کلمه حرف زدن انگلیسی وادا دست وصورت متوجه شدم مرده جلوی خانومش داره از من تعریف میکنه .
بهش گفتم خانوم خودش هم زیباست ولی گیرداده بود به من ومیگفت تو شیرینی !!
بعد هم راجع به بچه واینکه یدونه دارم ودیگه فینیشه !!از برادرش گفت که 5تا بچه داره وهروقت باهم اند هربچه یه جور شیطنت میکنه وپدر برادرش رو دراورده.

برام جالب بود خنده خانومش.رو پسرک خیلی لطف داشتند وخانواده گرمی بنظر میرسیدند.


_ حالا با این نوع حرف زدن درپیتیم دل تو دلمم نبود.تو ازادشهر پرترافیک بودم وهمسری هم منتظرم بود که برم باشگاه دنبالش اونم با دوستش.
جونم به لبم رسید بابت دوکلوم حرف زدنم با این عربها وحاضرشدن پیراشکی پسرک و از توترافیک فرارکردن و دنبال همسری رفتن.


_دوباره شرمنده شدم سر مکالمه فوق ضعیف ام.

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٥/۱ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یه موقعی خیلی شاد وشیطون بودم ___اینروزا از اصلم دورشدم ولی دارم سعی میکنم برسم بهش___میدونید دنیا ارزش این همه فک کردن وبالا وپایین کردن رو نداره ویه وقت بخودت میای که تایمت تموم شده وباید برگه ها رو بگیری بالا___همسری عشق اولمه وفندق هم سالها بعد به جمعمون اضافه شد وشد عشق دومم ___حالا ما یه خانواده سه نفره هستیم مثل اکثر خانواده ها ی سه نفره با یه تفاوت واون تفاوت فقط وجود من تو این جمع ه که باید عین روزای طلایم بشم ،خورشید سوزان زندگی!!
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب