.....یاد بگیر

یه توصیه بهتون بکنم که اونهایی که تابحال انجامش نمیدادن دعام کنن !

من هر چیز خوبی ،هرنکته ایی،هرروش وایده ونظری که برام کارسازه ومیتونه برام مفید باشه یا شرایطم رو از نظر روحی یا جسمی بهتر کنه تو هر شخصی باشه ولو اون شخص خودش عمل نکنه ،یا ادم درستی نباشه یا اصلا دشمنم باشه بکار میبندم ویادش میگیرم.

خیلی عالیه وعالی جواب میده.

کار امروزم نکته ای بود که یه دوست سه سال پیش بهش اشاره کرد وهمونحا از طرز فکر عالی وحسابگرانه اش لذت بردم وامروز...نوبت من شد که اون نکته رو بکار ببرم .


تعصب نداشته باشید هرچیزی تو هر شخص وهرمکانی که به دردتون میخوره رو یاد بگیرید بدون اینکه هی توش کنکاش کنید طرف حرف میزنه یا عمل هم میکنه.
چه فرقی به حال شما میکنه.مهم اون نکته کلیدی عالیه که شما ازش یادگرفتید.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٧/٢٩ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

حال گیری تو بازار !

_ میدونید چی اخر حال گیریه؟؟


_ اینکه یه مانتو ببینی وخوشت بیاد وبخوای امتحانش کنی وببینی بیشتر از اونی که فک میکردی تو تنت میشینه وبهت میاد از رنگ و پارچه بگیر تا فرم دوختش. از همه مهمتر هم سرشونه های میزونش به دلت بشینه _به ندرت مانتو حاضریی میبینم که سرشونه افتاده نداشته باشه _ بعد سایزت نباشه .

_ یا کفش پسند کنی اونم همونی که میخای با قیمت باورنکردنی حیف توش همه رنگ باشه الا رنگ لی !!

_ وبدتر از همه پیدا کردن شلوار دمپا دار فاق بلنده که برعکس همیشه که امتحان کردی قدش هم خوب باشه ورو کفشت بشینه نه مثل مواقع دیگه دمپاش عین پرچم تو هوا بادبخوره...اونم رنگ مورد نظرت نباشه.


_ اخریش خیلی حالم رو گرفت .چون مدلی میخوام که کمی بلند باشه ورو کفش بیفته. هم فاقش بلند طرح قدیمی باشه.این اخر حال گیری بود.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٧/٢۸ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

حساسیت یا فکر درست ؟

_ شماها هم عین من تو موقعیت هایی که قرار میگیرید هی انگشت به خودتون میکنید ودایم خودتون رو تو شرایط پیش اومده بالا وپایین میکنید ؟

_ قبل خواب هی میگفتم حالا سخت نگیر فلان لباستو میپوشی دیگه _امروز یه مورد برام پیش اومد که بعدها درموردش مینویسم _ولی وقتی از خواب بیدارشدم دیدم اصلا سخت گیر نیستم وباید برم بیرون وکفش وشلوار بگیرم .اگه اینقده هم دست دست میکنم چون نمیخوام خرید کنم وگرنه حسم درسته ونمیشه یه کاریش کرد!

_ باید برم واون کفش لژ داراسپرت لی رو بگیرم که حداقل با کیفی که دارم ست بشه وهمینطور با شلوار جین دمپا داری که می خوام بگیرم همخونی داشته باشه.شکر خدا مانتو و....رو دارم !

_نه حساسیت نبود.خریده باید همین امشب انجام بشه.


کامنت دونی بازه .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٧/٢۸ ] [ ٦:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

من عوض نمی شم !

 

 

 من ادم ساده پوشی هستم .به قول دوستام خیابون وخونه ومهمونی فرقی برام نداره یه مدل ارایش دارم .فقط برای عروسی یا مهمونی های نزدیک که ارایشگاه می رم خیلی فرق می کنم .بیشتر مواقع هم فقط مو درست میکنم تا سر وصورت توامان .

من خودمم .نه سعی می کنم خودم رو مدل دیگه ای جلوه بدم نه غلو می کنم نه تمارض وهرکوفت ومرگ دیگه ایی.

اصلا هم اعتقاد ندارم به این جمله " گر خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو "

ولی شعورش رو هم دارم که ادم تو هر مکانی باید برحسب حال ووهوای اونجا لباس بپوشه.

دورازجون ، تو مراسم عزا اصلا ارایش ندارم .ولی اهل چادرسرکردن هم نیستم حتی اگه همه مهمونا چادری باشن من همون مانتو ولی مشکی با شال مشکی وتیپ مشکی رو می زنم .

شاید هم بخاطر سادگیه که باشرایط کنار میام یا مال عقل ودرایتمه .هرچی هست اونقدر می فهمم که باید رعایت کرد .هیچ وقت برای یه بازارگردی وخرید کفش ده سانتی پام نمی کنم هیچ وقت هم برای یه مهمونی کتونی به پا نمیرم .

 فک می کنید ادمی با ایده ونظر وصد البته اخلاق من خیلی می تونه خودش رو عوض کنه ؟ یا اصلا احتیاجی به عوض کردن داره؟



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٧/٢۸ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

من واین همه خوشبختی

مشاهده یادداشت خصوصی



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٧/٢٦ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

پاتلاک

 

 

 

_ جمعه صب تا ظهر برنامه پاتلاک کلاس همسری بود .هفته قبلش نرفته بود واینبار من از شبش رو مخش بودم که بره .

 

_شب قبلش هم که با پسرخاله اش شام رفته بودیم طرقبه هرچی اونم گفت من راضی نشدم با اکیپشون همراه بشم وبرم زشک .بهونه هم فقط فندق شیرینم بود که شاید اذیت بشه یا اذیت بکنه ونمیشه وباید به موقع بخابه .

 

_شب که اومدیم خونه همچنان من مصرانه می گفتم نه .

همسری هم می گفت بهش بدون من وفندق خوش نمیگذره .منم هی راضیش می کردم که بره وماشین رو برای ما بذاره .منم نمیذارم به فندق بد بگذره ومی برمش بیرون وگردش.

 

_تا اخرشب همچنان من رو نرفتن کوک بودم .از اونجایی که به اون یکی پسرخاله اش که میخاست بیاد دنبالشون اعتماد رانندگی نداشتم ودیدم سر قضیه این ماشین کار این چند نفر گره میخوره ونمی تونن خودشون رو به گروه که تو بلوار وکیل اباد راس ساعت 8 اماده بودند برسونن .گفتم اصلا ماشین رو ببر

.بعد هم که فهمیدم تا ظهر برمی گردن ومی شه فندق رو سر موقع بخابونم .اوکی دادم که اصلا ماها هم میام .

 

_همون شبانه ساک لباس فندق ویه سبد ییک نیک وکمی خرت وپرت رو اماده کردم .

برنامه کلاسیشون این بود که تو زشک پیاده روی کنن وبعد هم صبحونه بخورن .جا هم مال پسر خاله همسری بود .یه کلبه .

 

 

_صب زودتر از همسری بیدارشدم ودوش گرفتم وچای دم کردم .بعد همسری دوش گرفت وصبحونه خورد واسباب ها رو برداشت که بره دنبال خواهر وپسرخاله اش وبعد بیاد دنبال من که بریم پیش بقیه بچه ها که منتظر جمع شدن بودند.

 

_حاضر شدم واخرین کار رو گذاشتم بیدارکردن فندق .فندق اصلا بد قلق نیست وبداخلاق از خواب بیدار نمی شه .مخصوصا اگه مساله سر بیرون رفتن باشه .صب هم به اسم پیک نیک بیدارش کردم وچه کارخوبی کردم .

اونقدری به فندق خوش گذشت اونقدری سرحال بود که همه مارو شاد کرد

پسرم کلا خیلی مثبته .مثلا وقتی می ریم بیرون اونم درحد یه خرید از هایپرمارکت مدام می گه چقدر داریم خوش می گذرونیم یا من خوشحالم .یا داره به من خوش می گذره یا ...جملاتی از این قبیل

خیلی بهمون خوش گذشت .خوبیش این بود که اونجا فندق دست به دست هم می گشت وحسابی سرش گرم بود.

حالا همسری چی بخاد چه نخاد ،چه بخاد بره یا نخاد بره من وفندق پایه ثابت برنامه پاتلاک هر هفته کلاسشیم !

 

 

پ ن : پاتلاک Potluck به نوعی مهمانی گفته می شود که هر فرد یا خانواده غذای خودش را همراه می آورد.

اصل کلمه پاتلاک از ترکیب دو کلمه Pot به معنای ظرف غذا یا قابلمه (یا دیگ) و Luck به معنای شانس و بخت ترکیب شده: یعنی خودتان و شانستان که در ظروف غذا چه باشد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ شنبه ۱۳٩٤/٧/٢٥ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

قصه ی ما ادم ها 2

 

 

 

_ من از بوفه ایی که توش پرباشه از ظرف های دکوری بی استفاده، متنفرم .از ساعت ایستاده لگنی !! که فقط جا بگیره بدم میاد .از هرچیزی که تو خونه ام باشه بهش بگی دکوری وبدون استفاده بمونه متنفرم .

کلی لوازم برقی دارم که فقط از تخم مرغ اب پز کنش استفاده نکردم .از همشون همیشه استفاده کردم حتی پلوپز دوازده نفره ام رو برای خودمون دوتا به برق زدم !

ظرفشو من دکوری نیست وبخارشو من برای عید به عید تمیز کاری نیست.

هر چیزی که هست داره استفاده می شه وبرای راحتی خودمونه .

 

 

_ درصورتی که بارها تو یه سری از خونه ها دیدم که طرف بخودش عذاب میده ولی از لوازمش استفاده نمی کنه .مبل اش بعد ده سال نو نو مونده درصورتی که من دودست تا بحال عوض کردم _ نه من کثیف ام نه اون خیلی تمیز فقط من استفاده کردم واون نگاهش کرده_ من از این طرز تفکرهای پوسیده که بوی رطوبت میده متنفرم .

 

 

_جهیز خریدن خیلی هاشون رو دیدم وشنیدم . زندگی خیلی ها رو هم بعدا دیدم .راست می گن که قرار نیست همه موفق بشن ، همه خوشبخت بشن وهمه شاد باشن .اره قرار نیست که همه عین هم از موهبت های زندگی به یه اندازه بهره مند بشن .

یه عده باید تو گل ولای  اب تنی کنن ویه عده تو گلاب و اب معطر .

اینه فرق ما ادم ها .اینه یه قسمت از قصه زندگیمون.

 

_ من فایل های صوتی ثروت وشادی معظمی رو گوش کردم .می شه خیلی از حرفها رو به هر قسمت زندگی ، فکر ، رفتار وایده هامون هم تعیمیم بدیم .

بعضیا فقط زنده اند،زندگی نمی کنن.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٧/٢۳ ] [ ۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

قصه ی ما ادم ها

 

 

_ دوازده ، سیزده سال پیش عروسی دختر دخترعموم بود !دخترعموم فرهنگی ه وزندگیش معمولی _ یعنی درحد خونه وماشین ویه درامد مناسب _ با این وجود چون سالها جمع کرده بود وچندتا زمین داشت  ووام گرفت موقع عروسی دخترش اونم اون زمان حدود سی ،سی وپنج میلیون جهیزیه داد.

 

دخترش قرار بود بره جنوب تو خونه های سازمانی یعنی پسره نه خونه داشت نه ماشین .اون موقع حدو 6 ، 7 نفری بودیم که سه روز تمام می رفتیم وجهیزیه می چیندیم .برای اینکه همه جهیزیه اش دیده بشه یه طبقه خونه قدیمی گرفته بود که فقط اونا رو بچینه  چند روز بعد هم بذار تو جعبه ها شون وبفرسته جنوب !

از هرچیزی هم خوبش رو داشت  هم تعداد زیاد .خودتون فک کنید با  این مبلغ چیا که نگرفته بود.دکوری پرظرف .مبل ومبل راحتی وم ناهارخوری 12 نفره .چندین دست ظرف که تا تو ظرفشورش ظرف چیده بود.سرویس خواب فلان و....

 

دخترعموم بخاطر دخترهای خواهرشوهر وسمت همسری خودش ،سه شبانه روز قبل بردن دخترش هم هر شب مهمونی داد _ البته بدو ن شام _ این جدا از مهمونی نامزدی  وعروسی تو هتل ه ومهمونی های رایج  مث حنابندون و شب چله و...ایناش بود.

با این وجود ادم  صد من یه غازحرف بزن گفتن کاش بجا اینا حداقل به دامادش یه فیش ماشین می داد!

 

_ چهارسال قبل عروسی خواهرشوهر خواهریم بود.دختریه کارخونه  دار پولدار وبه نام مشهدی که دختره خونه هم داشت.اونم جیزیه انچنانی برد .اماخیلی حساب شده تر ازدختردخترعموم که حتی خونه هم نداشت.

 فقط هم مهمونی ها روال روگرفت .نامزدی وعروسی.

 

_ سه شنبه شب مهمونی مهدیه دعوت بودم .یه قصر چندین طبقه تو یکی از نقاط خیلی خوب دارن.دختر یکی یکدونه باباش که یکی از طبقه های اون قصر رو برای زندگی بهش داده بودن .

 

نه از دکوری پرظرف بیخود خبری بود نه ساعت ایستاده انچنانی نه اباژور.اصلا جهیزیه وچیدنش از زمین تا اسمون با اون دوتا موردی که تعریف کردم فرق می کرد.

ال سی دیش رو به دیوار زده بود _ خونه اش بی نهایت شیک وانچنانی بود تا جگوزی داشت دیگه _ ظرفشور رو میزی .ولی بی نهایت بی نهایت با سلیقه همه چی شیک وکم واندازه .همینقدر بگم که تو خونه به اون بزرگی  با سه اتاق خواب ست راحتی جلوی تی ویش چهارنفره بود !

 

 

برعکس دختردخترعموم که تا حوله های حمومش رو دوست داشت باز کنه وبچینه که همه ببینن .این تو همون پک خودش کنار وان جگوزیش گذاشته بود .فقط در یه کمد از هرکمد باز بود وهیچی رو برای نمایش دادن بیرون نکشیده بود .جالبیش تخت فوق العاده اش بود با اون رو تختی چهل تیکه ای عین خونه من. برعکس هر عروسی روتختی جینگول مستون تور توری نداشت که نشه استفاده اش کنه .تو دوتا اتاق دیگه اش هم خیلی شیک یه کاناپه تخت شو گذاشته بود .میز ناهارخوری 8 نفره .یعنی جهیزیه اش خیلی عالی وشیک ومارک بود ولی به اندازه .حتی کمتر از الان خونه من .اونم تو اون خونه بزرگ .یه گوشه پذیرایش هم یه میز ودوتا صندلی گذاشته بود برای قهوه خوری.دوتا صندلی پشت اپن هم داشت برای خودشون .

 

_میدونید از چی این دختر حال کردم .بغیر از چیدمان کاملا اروپایش .این دختر یه دختر سنتی ه تو یه خانوده پولدار که مامانش فقط یه اشپزخونه 60 متری لوازم برقی داره .از فر برقی بگیر تا دوتا ماکروویو ودوتا ساید و...تازه این اشپزخونه قسمت پایین خونه اشونه .چون خونه دوبلکس ه کامل ه  قسمت بالا بهتر از اینجاست .همین قدر بگم یه گوشه خونه اشون یه حوض تمام سنگی وفواره هست !

بعد یه همچین دختری سنت بشکنه وخونه اش رو کاملا اروپایی بچینه اونم با اون وضع مالی انچنانیش. احسنت گفتن داره .

 

_من همیشه ادم های صف شک که روتین بیخود جامعه رو بهم میزنن دوست دارم .روز بعدش براش اس ام اس دادم واز خدا براش ارزوی خوشبختی هرچه بیشتر کردم .اینو هم بگم مهدیه به نسبت اون دوتای دیگه سن کمتری موقع ازدواجش داره ومثل اون دوتای دیگه تحصیلکرده ست .

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٧/٢۳ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

حصارهای زندگیت رو بشکن !

_ روتین بودن و روال داشتن تو هرچیزی خوب نیست !وارد شدن تو ترس ه که بعد های دیگه شخصیت ادمی رو نمایان میکنه واونوقته که ادم متوجه میشه چند مرده حلاجه !

_ حفظ کردن شرایط موجود وداشتن عادت همیشگی ادم رو ضعیف میکنه ودرمقابل اتفاقات ترسو.
تغییر کردن خیلی عالیه.

_ عادت هر صب من دوش گرفتنه.وقتی سرکار میرفتم تو زمستون شبا دوش میگرفتم.تا دوش نمیگرفتم نه میتونستم صبحونه بخورم نه حاضر بشم وبرم سرکار.

_ یه مدت خونه ام تو طرح قطع اب صبح تا عصر بود.یادمه خیلی بهم میریختم.عصبانی بودم وهیچی حالم رو خوب نمیکرد.دیگه شبا میرفتم حموم وغذآ درس میکردم وصب هم سرکار بودم وبعد خواب ظهر هم تا بخودم میجنبیدم اب هم اومده بود با اینحال ته ته دلم اون بهم ریختگیه بود.

_ بعد ها وجود فندق باعث استرس من تو بی ابی میشد _حتی دوساعته _هم منبع بود وهم موتورپمپ.وقتی بنا به هردلیلی قطعی اب داشتیم میشد از اب منبع استفاده کرد که البته گاهی جوری بود که ابگرمکن روشن نمیشد وفقط اب سرد داشنیم .

پسرک هم فقط اهل شستن بود نه عین خیلی از بچه ها پاک کردن.

_ اونقدری این دوش صبحگاهی برام واجب بود وهست که تا اومدن اب صبر نمیکردم واب گرم میکردم وتو یه لگن میریختم و با اب سرد میکسش میکردم وهرجوری بود دوش رو میگرفتم.


_ این گذشت وگذشت...الان اصلا از بی ابی بهم نمیریزم.همچنان اگه لازم باشه مثل روش بالا با اب گرم درست شده، دوشم رو میگیرم که سرحال بشم.
حتی شده با همین روش پاهای پسرک رو بعد پی پی کردنش شستم.

_ اون موقع ها هم راه حل داشتم ولی اعصابم خیلی خرد میشد وقاطی میکردم.

_ هیچی این وسط فرق نکرده !درست عین قبل اگه مجبور بشم با اب گرم کرده دوش میگیرم.یا میزنم بیرون .فقط این وسط درون خودم اشفته میشد که حالا نمیشه.

 

_ گاهی ادم با تمام توانش میگه نمیشه !من نمیتونم چون عادت ندارم ، بدنم چواب نمیده .خسته میشم و...
ما قدرتهای نامحدودی داریم فقط کافیه حصار روتین بودن زندگیمون رو بشکنیم تا باور کنیم عجب موجودات خلاق وقدرتمندی هستیم وخودمون خبر نداشتیم.

_ حالا این حصار روتین بودن هرچی میتونه باشه.هرچی ها .

 

 کامنت دونی بازه 

 

 

 

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٧/٢۱ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

محمود معظمی دوست داشتنی !

 

 

میدونم درموردش قبلا هم توضیح دادم ونوشتم .ولی از اون موقع یه مدت گذشته وبیشتر متوجه شدم.

دوسه تا کتاب صوتی خوندم وعضو کانال تلگرام شادی وثروت معظمی هم شدم .

راحت می تونید ادرسش رو از اینستا یا سایتش به دست بیارید .فایل های صوتیش رو که گوش می دم می گم من کجا وفکرم کجا ونمره ام کجا ؟ من ته ته خطم با این همه مثبت اندیشیم ونیمه پر لیوان دیدنم .پس وای بحال بقیه .

حیفم اومد به شماها نگم حتی اگه فقط یکی بره وعضوش بشه .

ادم وقتی این جور مسایل رو می شنوه وگوش می کنه وتو جریانش قرار می گیره تازه می فهمه چرا گاهی بد میاره یا موفق نمی شه یا ....



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , مطالب دیگران
[ دوشنبه ۱۳٩٤/٧/٢٠ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

بیگودی اب جوشی

 

 

هیچ وقت فقط ذوق زده نشید  وقتی یه چیزی رو تو جایی می بینید که دیگه فک می کردید وجود خارجی نداره .بجای ذوق تنها حتما اون شی رو خریداری کنید .

 

من خیلی خیلی وقته از بیگودی اب جوشی استفاده می کنم _ اسمش تا جایی که میدونم همینه حالا اگه یه کسی یه چیز دیگه بهش بگه من نمیدونم _ کلی بیگودی داشتم که طبق عادت بدم عروسشون کردم رفت _ همون رد کردن _ بیگودی ابری داشتم که خیلی نرم وعالی بود وحتی می شد باهاش خوابید وفرش هم عین فر چندماهه درمیومد .یه بیگودی هم داشتم عین این بیگودی های تو ارایشگاه که با کلیپس یا سوزن تو سر فیکس می شه ولی بجای سوزن در داشت درست عین بیگودی اب جوشی ولی بدون استفاده از اب جوش .جون می داد که از سر فرصت موهات رو باهاش بپیچی وبری سراغ کارات وبعد هم میکاپ ولباس و...از اخر به موهات برسی .بیگودی مخصوص تو سالن های ارایشگاه رو هم دارم .تازگی یه مدل بیگودی هم خریدم که درحد همون خریدن وتو کشو رفتن موند وخلاص .هیچی این بیگودی اب جوشی نمی شه که نمی شه .می ریزی تو اب جوش وداغ شد به موهات میزنی ومی ری سراغ میکاپ ولباس پوشیدنت وبعد اونها رو باز می کنی .نهایت نیم ساعت .

 

داشتم می گفتم ...چند وقت قبل بخاطر دکمه منگنه کردن رفتم تو یه خرازی خیلی قدیمی .رنگ وبوی قدیمی می داد .اتفاقا از همین بیگودی اب جوشی هم دیدم .سایز بزرگ هم بود درست همون سایز مورد نظرم _ مال من مال عهد بوق ه وخیلی از درهاش خراب شده وبیگودی هاش بلااستفاده مونده _  ذوق کردم که هنوزم از این بیگودی ها می شه پیدا کرد.ای کاش فقط ذوق نمیکردم وچند بسته می خریدم .

حالا که نیاز دارم می بینم تخمش رو هم ملخ خورده .اقاهه می گفت سفارش دادم هیچ جا پیدا نکردم .

تا من باشم نذارم موقع احتیاج دنبال چیزی بیفتم !



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ دوشنبه ۱۳٩٤/٧/٢٠ ] [ ٩:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

 

 

 

_ پدرو پسر رفتن بیرون . منم بخاطر سردردی که از صب باهامه تو خونه موندم .البته بهوونه هم داشتم .گفتم همسری گوشت ومرغ و...بگیره که اونا رو جابه جا کنم .حداقل تو خونه موندم وبیرون نرفتم یه کاری هم بکنم که فردا باز به چی درست کنم چی درست کنم نرسم .

 

_پدروپسر هم بعد خرید  یهووی رفتن خونه پدرهمسری .من زنگیدم که اگه شام میان یه چیزی درست کنم .اخه همسری گفت که حالا که سردرد دارم دوتا مردا بیرون غذا میخورن .

زنگ زدم می بینم رفتن خونه پدرهمسری وفردا به صرف کله پاچه دعوتیم .منم فقط زبونش رو دوس دارم حالا یه کله گوسفند ویه مامان وپسری که فقط زبون میخورن .

 

_ دوتا از برنامه هایی که تو این پست درموردش نوشتم استاپ کردن وفعلا هیچ رقمه جلو نمیرن. منم اعصابم خورد میشه ولی واقعا راهی پیدا نمی کنم .مخصوصا برای یکیش که هیچ زمانی ندارم .عملا پسر شیرینم تمام تایم تو خونه ام رو ازم می گیره .

خدادرستش کنه !



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ جمعه ۱۳٩٤/٧/۱٧ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

وقتی جای بد ، خوب میاد !

به یه چیزی خیلی باور دارم ودرمورد من خیلی صادق بوده اینکه وقتی از یه چیزی میگذرم یه چیز بهتر دستم میاد !

مثلا همین که لباسهای قبلیمو رد میکنم بره، لباس جدید میاد تو کمدم. اونم بدون برنامه قبلی.

این مورد تو ادم های بیخود دورم هم صادقه.حالا فک نکنید من کلا بد میارم وادم های اطرافم بیخودن...نه...تعداد ادم های زیر اب زن اطرافم به انگشتهای یه دست هم نمیرسه ومتاسفانه خیلی هم نزدیکن !

بغیر از اون ادم گند وکوچ من که مثلا دوست بود .من ضربه دهشتناک از دوست نخوردم.مساله ایی که بوده همون حرفها وکارای خاله زنکی وحسادت بوده.درحد معمول.

ولی اون عده ایی که میگم درحد حق خوردن وخنجر زدن وزیر اب زدن درحد شمر ویزید و مردم اهل کوفه اند.

خلاصه هروقت ازشون دوربودم ،موفق شدم ،شکوفا شدم وپیشرفت کردم.

عید پارسال اخرین نفر از این دسته یزید گونه رو که خوشبختانه خیلی تعدادشون کمه انداختم دور !
از امسال داره برکت وشادی وخوشی به طرفم سرازیر میشه.

چندین سال پیش بخاطر یه موضوعی بعد یه مدت ،دوباره تو زندگیم سرکله اشون پیدا شد .به دوسال نکشید که از دستشون خلاص شدم واخرین مورد منقرض شده اش هم همین عید پارسال به درک رفت !!


وحالا من موندم وشادی وخوشی واتفاق های خوب وموفقیت های دراه .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٧/۱٥ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

خیاط پر !!

انگار نباید خیلی چیزا رو تو وبم بنویسم ! همونطور که دیگه همه چی رو نمینویسم :))

هم از خیاطمم نوشتم اونم چپه شد. چند وقت بود که هرزگاهی بهش زنگ میزدم وموفق به پیدا کردنش نمیشدم.

تا اینکه مهمونی دعوت شدم ومصمم شدم حتما پیداش کنم.
اون شب همسرش بر خلاف همبشه ، گوشی رو برداشت وگفت که خانومش مغازه زده واونجا خیاطی میکنه .

اه از نهادم بلند شد وباخودم گفتم حتما اجرتهاش رو برده بالا.من بخاطر خیاطی خیلی خوب واجرت مناسبش خیلی بهش خیاطی میدادم.

دیروز موفق شدم برم مغازه اش .اجرتهاش رو سه برابر کرده البته برای دوخت ودوزهایی که من معمولا میدادم.
برای مجلسی ونامزدی کرده از 500و 700 تومن به بالا !!نمیدونم چه فکری کرده؟یقه هفت تو بخارایی هم معروفه هم کارش خوبه اینقد نمیگیره.

با یکی شریکه.چاره ای نبود.گفتم که خیلی قیمتش رفته بالا .کاش نصف این مقدارگرون میکرد وتو خونه میدوخت .کارندارم که شریک شده .امیدوارم چرخش بچرخه ولی عمرا با این قیمتها یه سال دوام بیاره.


ناچارا امروز صب پارچه گرفتم ویه مدل دادم بهش که برای دوشنبه هفته بعد بهم بده که سه شنبه بتونم بپوشمش. یه پیراهن شیک مشکی مدی که به LBD معروفه .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٧/۱٤ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

دوراهی سخت :))

مهدیه دختر یکی از دوستای همسریه .دوست پدربوده وبعد شده دوست پسر !!که همسر من باشه .

تو خیلی از مناسبت هاشون ما دعوتیم.از مهمونی توباغشون برای اولیا ومربیان مدرسه پسرش بگیر تا نذری هاشون وماه رمضون شب چله ابشون.

طفلکی از امروز دعوتم کرده برای سه شنبه هفته بعد .

از اون ترک های بسیار تمیز وبا سلیقه واشپز وصدالبته خیلی پولدار ومهربون.

مهمونی برای دیدن جهیزیه اشه.حالا نمیدونم برنامه عروسی دارن یا نه ؟

پارسال توباغشون عروسی گرفتن.اینجوری سخته نمیدونم چیکارکنم؟
میخام لباس بدوزم بین دومدل موندم.
میگم یه پیراهن مشکی کوتاه شیک بدم بدوزه که مناسب این مهمونی باشه.یا با یکی از لباس هام برم وبجاش یه پیراهن ماکسی مشکی بدم بدوزن برای احیانا عروسیش؟

اگه پول نازنیم اینجور تو میزان نامرد بلوکه نشده بود اصلا فک نمیکردم وهردو مدل رو میدوختم .

ادم تو چه دوراهی های سختی که نمیمونه ! :)))

 ****

 

بعدا نوشت : اونقدری از ارسال پستم نگذشته بود که  بجای فکر وخیال تقویم رو نگاه کردم ودیدم مهمونیش دقیقا شب اول محرم ه .یعنی  عروسی در کار نیست .حالا منم واین خیاطی که تلفن جواب نمیده ودوخت lbd  

کامنت دونی پست قبل بازه

 

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٧/۱٢ ] [ ۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

من همچین کاری نمیکنم

من عمرا همچین کاری بکنم .

بذآرید براتون توضیح بدم.من یه دوست خیلی نزدیک داشتم به اسم مهسا که دیگه از شش ماهگی پسرک اون نزدیکیمون کاملا از بین رفت _دلیلش مهم نیست _اخرین باری که دیدمش مهمونی دندونی فندق بود تو نه ماهگیش.


اون موقع های برو بیامون یه دوستی همین مهسا داشت بنام ثمانه که با اون هم بروبیایی داشتم.وحتی دندونی پسرم دعوتش کردم .

واسه همین وقتی ثمانه بچه دارشد دیدنش رفتم.
پارسال بود که یه قرار بیرون رفتن با ثمانه گذآشتم که تا همین امروز هیچ خبری ازش نشد !

تو تلگرامم که عضو شدم نه پیغامی نه چیزی .قبلش هم که وایبر بود چندین بار پیغآم گذآشتم ازش خبری نشد ومنم بیخیال فروارد کردن پیغآم براش شدم.

...تا امروز که بدون مقدمه ادرس داده ودعوت کرده برای تولد دخترش !!

تنها کاری که کردم براش نوشتم چه عجب بعد یه سال که قراربود بریم پارچه بگیریم یه خبری دادی؟
میبینم نوشته قراربود خودت (یعنی من )خبربدی.حالا منه مطمءن که میدونم اصلا اینجوری نبوده.

حالا اونی که میگه ادم باید رک حرف بزنه .من چی باید بگم ؟؟نوشتم که من بخودم اطمینان دارم اگه تونستم چشم مزاحم میشم.


خداییش میشه رک تر حرف زد ؟؟مگه خیلی خیلی پر رو باشی .بگم قراربود خودت خبربدی،ولی ندادی.با اینحال جواب پیغام هام رو هم ندادی.
یا بگم یه بار حالمو. اونم بصورت نتی نپرسیدی یکسال تموم حالا یهووو تولد دعوتم؟

نه خداییش میشه اینحور رک باشه؟
اگه بفهمه که فهمیده من بهش گفتم بخودم اطمینان دارم .اگه نفهمه هم که نمیفهمه دیگه.


حالا سوا از اینا ،من عمرا یکی رو اینجوری دعوت کنم.مثلا دوساله کلا ازش خبر ندارم بیام یهویی یه همچین مهمونی دعوتش کنم ؟

شاید بگم عصر بیاید خونه امون بصرف عصرونه ولی عمرا مهمونی دعوتش کنم که کادو بخاد.


الهه. دوستم ارایشگاه زد اونم من واونی که کم وبیش باهم درتماس ایم رفتم ارایشگاهش .خب روم شد تولد سه سالگی پسرم دعوتش کنم.


بعد دوسال ونیم ندیدن ویه سال بیشتر نداشتن کوچکترین تماسی حتی وایبری وتلگرامی رو میخاد ادم یکی رو برای یه همچین مهمونی دعوت کنه.

حالا منم خیلی کوچولو به روش اوردم.ولی واقعا ادم نمیتونه رک حرف بزنه.من میگم یه همچین مدل ادم هایی احتیاج به رو اوردن ندارن.همون کات کردن وکات موندنه بهتر جواب میده.

والا نمیدونم مردم چطوری فکر میکنن وچی تو مخشون میگذره؟

 

 کامنت دونی بازه 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ یکشنبه ۱۳٩٤/٧/۱٢ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

من می تونم

 

 

 

 

باید با سرعت هرچی تمام تر بدوام .این سالها رو خیلی اهسته راه رفتم وباید تو نصف زمان همه چی رو طی کنم .

درسته یه فرشته نازنین ودوست داشتنی دارم تربیت می کنم که بهترین کار دنیاست ولی دنیام به چیزای دیگه ای هم احتیاج داره .شاید پرفکت نشم ولی عالی حتما می شم .

حروم کردن وقت دیگه بسه .خداروشکر اهل تلفن واینترنت نیستم .ولی وقتم رو بشدت تو خونه دارم حروم می کنم .چند وقت پیش یه انقلابی کردم .خیلی خوب بود ولی باید عالی بشم .

وقتی که بره دیگه برنمیگرده پس بهتره به بهترین نحوه وشکل از دید خودم بره وتموم بشه .

یه ماهی این وسط رو از دست دادم ولی جبرانش می کنم .

داشتم به یه راه دیگه فک می کردم البته درحد یه روز .ولی دوباره برگشتم به راه خودم .این راه فعلا راه منه .باید روش تمرکز کنم .روزی یه صفحه فقط یه صفحه یا یه ترک زبان انگلیسی جزو برنامه هامه .عمرا اگه بخوابم تا وقتی برنامه ام درست پیش نره.

 

من می تونم .حتما. اونم همین سال !



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ شنبه ۱۳٩٤/٧/۱۱ ] [ ٩:٥۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

تمیزی چه خوبه !

 

 

_ باور کنید همیشه تمیز وپاک کردن ومرتب کردن تو هر چیزی جواب میده وحس ارامش خوبی به ادم می ده.

 

_از بیرون ریختن لباس اضافه وچیزایی که تو کمد مونده وادم سال تا سال اونها رو نمیپوشه .از مرتب کردن کابینت ها وکتابخونه .از ترتمیز کردن گوشی موبایلتون وپاک کردن شماره های اضافه تو کانتکت بگیر تا فالورهای اینستا تون .همه اینها جواب میده اونم به بهترین شکل.

 

_حتی تمیز کردن قلب وروح ادم .من ادم کینه ای نیستم .ولی فراموشکار هم نیستم .یه اعتقاد سفت وسخت هم دارم .اینکه چی از یکی کینه به دل داشته باشی چی نداشته باشی هیچی عوض نمی شه اون طرف حتما تو همین دنیا به سزای عملش می رسه وبازم هیچی عوض نمی شه .طرف یه نفررو از زندگی حالا به هر نحوه ایی ساقط کرده وخودش هم چند سال بیفته رو تخت بیماری..خوو؟ چی عوض میشه ؟ ایا از اون ادم نوعی درد کشیده دردواندوهی کم می شه ؟ ایا زندگی تباه وسیاه شده اش بهش برمی گرده ؟ اصلا جبران مافات می شه ؟...نه ...عمرا اگه بشه .پس با این اعتقادم نه امیدوارم طرف چوب اشتباهش رو بخوره _ با وجودی که میدونم بد پای کارشو میخوره _ نه دلم میخاد اون روز رو ببینم .بااین حال فراموشکار هم نیستم .یادم نمی افته تا زمانی که یه چیزی ، یه عاملی ، و..منو یاد اون طرف واون اتفاق بندازه .یادش می افتم ودرحد یه تف ولعنته _اصلا در حد حرص خوردن وداغون کردن خودم نیست _

 

_با این وجود هیچی بهتر از تمیز کردن جواب نمیده !

یه سری چند تا از اونهایی که فالور کرده بودم رو پاک کردم ._ خوندن این کتاب خیلی بهم انگیزه خوب داد _  دیدن عکس بقیه چه لذتی داره ؟یا مثلا من مگه چقدر اهل ارایش ومو درست کردن وطراحی ناخنم که همه رو فالو کنم .نهایت هروقت خواستم می تونم یه سرچ کنم وچند تا صفحه اموزشی مجددا پیدا کنم .اینجوری خیلی بهتره تا عین قبل بخوام بمونم که هر یه ساعت که پیجم رو باز می کردم 50 تا عکس برام لود می شد !!

امشب هم چندتا دیگه رو پاک کردم .همون حلت ومعظمی برای گرفتن نیروی مثبت کافیه .با چندتا دوست درحد تعداد انگشت یه دست ! وپیچ مفید اموزش زبان .

 

حیف وقت ادم به بطالت حروم بشه .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ شنبه ۱۳٩٤/٧/۱۱ ] [ ٩:٢۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

روز عیدیمون

اینم از ظهر عیدمون !!

از اوایل صب تا بعد از ظهر خونه پدرهمسری بودیم به اتفاق کل اعضآی خانواده اشون که برای منی که خیلی کم جمعیت وکم فامیل ام خیلی شلوغ پلوغ محسوب میشه.

اومدم خونه چون واقعا فندق ظهررو باید بخابه.همسری رفت سرکلاسش منم به فندق سرویس دادم وساعت پنج وخورده ای خابوندمش.همیشه سه ونیم خوابه.با این وجود نمیذآرم بیشتر از یه ساعت بخوابه.

خودم هم اومدم سر غنایم خودم ،همسری وفندق :)) واونا رو جابجا کردم .

فک کنم مال من از هردوشون سنگین تره !:))



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ جمعه ۱۳٩٤/٧/۱٠ ] [ ٥:٢۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

 

نمیدونم چرا همش فک میکنم حداقل چیزایی که من مد نظرمه از رابطه فردا دستم نمیاد !

امیدوارم فقط یکبار هم که شده فکرم اشتباه از کار دربیاد.

خدایا به امید تو .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ جمعه ۱۳٩٤/٧/۱٠ ] [ ۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

دیزی ! اونم این موقع شب

دیدم کو تا شب جمعه یا جمعه شب .تازه شاید خودمون اخر هفته جایی دعوت باشیم.

گفتم بذآر سه شنبه شب مهمون داشته باشم.خونه تمیز.یخچال پرپیمون !!اوضاع خراب جسمی خودم که احتمالا بدترم میشه _اینو نذآشتم همسری بفهمه_


اخه مهمون خوب وراحتیه. پسر خاله همسریه.یه نفره ! یه مدته اومده شرکت همسری ویه کار مشترک دارن باهم میکنن.
بغیر از مهمونی فندق ،دوبارهم بیرون دعوتش کردیم.


شام جاتون خالی قرار دیزی خانوم پز درست کنم .با همه مخلفات موجود.


یعنی سر من بره من سبزی پاک نمیکنم.با وجودی که عاشق سبزی خوردنم.اوایل کارگرم پاک میکرد وبعد حاضری گرفتم .درسته بیشتر وقتا توش ریحون بنفش که من عاشقشم نداره .ولی دوس ندارم دیگه...از پاک کردن سبزی وخردکردنش متنفرم.پا رو هوسم میذآرم . حتی سبزی بسته بندی که خیلی هم راحت پاک میشه هم نمیگیرم.

حالا امشب...چهارتا دسته سبزی گرفتم .ریحون بنفش وترخون ،تره وتربچه.چه عطر وبویی موقع پاک کردن دو دسته اول تو خونه راه افتاد. _ این موقع شبی _


اوووف دلتون نخاسته باشه من چندسال ه دیزی میخورم.بی نهایت هم خوشمزه درستش میکنم.

همیشه هم باید کنارش سبزی خوردن ، سالادشیرازی ،ماست وخیار، خیارشور وترشی ،دوغ ونوشابه باشه.درصورتی که فقط دوس دارم با سبری و سالاد بخورمش.ولی کامل بودن سفره رو موقع دیزی عجیب میپسندم.


از حالا بوش رو تو خونه پیچیده فرض میکنم با نون بربری یا سنگگ داغ .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٧/٧ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

یه همچین ادم هایی هستیم ما

_ یکی از هزاران مشکل ما ادم ها تو روابطمون اینه که اکثرا تو جایگاه خودمون نیستیم یا بهتره بگم تو جایگاهمون قرار نمیگیریم.


_ طرف متاهل شده تازه فیلش هوس هندستون کرده !

_ مادرشده یاد دوران بی مسوولیتی فبلش ه ومیخادهمچنان همونجوری زندگی کنه.

_ من اصلا مخالف این نیستم که ادم وقت شخصی باید داشته باشه.مخالف خوشگذرونی وشادی شخصی هم نیستم .اینکه پا به سن بذآری وهمچنان اهل بیرون وگردش و سفر باشی هم ،مغآیرتی با عقاید من نداره.

_ از اینکه طرف دخترش رو شوهر میده اول برای خودش جهیزیه می گیره هم ، مشکلی از دید من نبست.

_ یا طرف پسرش رو داماد میکنه و با عروسش کورس میذآره واز این ارایشگاه به اون ارایشگاه ،اینم عیبی نداره.


_ اینکه طرف هنوز نمیفهمه پدرشده ،یا مادره،یا خیرسرش مادربزرگ ،پدربزرگ شده ، این بده.

_ اینکه نمیتونه بزرگتری کنه.بچه ها رو دور هم جمع کنه وخودش تفرقه انداز نباشه این بده.

_ اینکه نتونه معنوی کمک حال بچه هاش باشه.تو سختی کنارشون باشه این بده.


_ دیدم طرف دکتر میخاسته بره بچه اش رو مادرش نگه نداشته !!مادری که توانایی جسمی هم داشته.

_ دیدم طفلکی یه مهمونی میخاد بره یا مامانش از اون جلوتر مهمونیی ه.یا همون روز دلش هوس کرده بره بیرون.

 

_ دیدم بزرگتره دیده اوضاع دختر یا پسرش خرابه باز نکرده یه روز هم که شده بهشون حال بده.
حیفه اخه...تا وقتی میشه به پول تف زد وزیر فرش قایم کرد چرا بدم به بچه ام .

مثال معروف نه خود خورم نه کس دهم ،گندم وبه سگ دهم.


_ دیدم طرف با خودش نگفته دارم میپوسم حداقل ماهی یکبار روز تعطیل کل بچه هام رو دور هم جمع کنم .بزرگی کنم ونذارم اونا خامی کنن وکدورت هاشون حل نشده بمونه.

دیدم.....


_ بلانسبت یه همچین مثلا بزرگترها و ادم های گهی هستیم ما .

 



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ سه‌شنبه ۱۳٩٤/٧/٧ ] [ ۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

موی فر فری

من از هیچ چیز این گلشیفته فراهانی خوشم نیاد از موهاش شدیدا خوشم میاد.

عاشق مو فر این مدلی ام .



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ دوشنبه ۱۳٩٤/٧/٦ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

زندگی هدفمند

 

 

 

  1_ نشستم و دارم یه برنامه تهیه می کنم .البته چندتا برنامه.

 

2_ اول اینکه ما خیلی مشکل شام داریم .برای من شام درست کردن اونم عین ناهار سخته .چون واقعا بیشتر تایم عصرم رو می گیره .از خواب که بیدار می شم تا به جوجه ام برسم وکمی دورخودم بچرخم باز باید شام درست کنم .د یگه تایمی برای خودم نمی مونه .مخصوصا ماها که نسبتا زیاد بیرونیم _ مگه هوا داره سرد میشه ددر رفتنام هم محدود بشه _ چند مدل شام بنویسم که راحت درست بشه .

 

2_بعد میخام برنامه کم کردن وزن داشته باشم اونم برای من که هیچ تحرکی ندارم . .می تونید میزان کالری که باید دریافت کنید رو از اینجا واینجا بگیرید .

بعد هم کالری مواد مصرفیتون رو از صدجا که تو نت هست به دست بیارید. برای اینکه سردرگم نشد به نظر من بهتره مواد غذایی که بیشتر تو خونه مصرف می شه یا شما راحت ترمیخوریدشون یا راحت تر دردسترسه وروال خونه زندگیتون رو بنویسید ومیزان کالریش رو هم جلوش .اینکار از شلوغ شدن وصدتا کاغذ a 4 کالری مواد مصرفی تهیه کردن خیلی بهتر وراحت تره .

_ مثلا بیشتر چه نون هایی خونه اتون مصرف می شه .یا صبحونه اهل پنیرید یا کره وعسل ومربا وهمینطور تا اخر .

کارتون راحت تره .برنامه اتون  هم قابل اجرا تر.

 _ کالری مواد مصرفی خوبی این سایت اینه که هم کالری مواد غذایی پر مصرف رو به شما نشون میده هم می تونید ماده غذایتون رو سرچ کنید وکالریش رو به دست بیارید.

3_برنامه بعدیم تهیه چند تا ماسک طبیعی صورت ه  که موادش همیشه تو خونه باشه کارایشون هم مد نظرم باشه .مثل لیفتینگ وشفاف سازی.مواد اونا وطرز درست کردنشون رو هم نوشتم .که حتما در هفته چند بار ازشون استفاده کنم ونتیجه رو که گرقفتم بشه هفته ای یک بار .

 

4_ باید جوری کار وزندگی کنم وبه فندق برسم وهمه چی خونه اوکی باشه که برای خودم هم فرصتی باقی بمونه .یا از زمانها بهتر استفاده کنم ومدیریتشون کنم .

از برنامه ام بیش از سه هفته عقب افتادم .بخاطر مهمونی وقبلش هم از پوشک گرفتن فندق که چقدر کار راحتی بود.

هیچ کدوم اینا بهونه نشه که امروزم با دیروزم وفردام یه جور از اب دربیاد ! هرروز چند صفحه کتاب ، چند ترک فایل صوتی مفید،  چند برگه مقاله خوب ومفید ، چند واژه یه زبان دیگه و..هرکدوم که بیشتر مد نظرمه انجام بشه .یعنی تا اونی که باید انجام میدادم رو انجام ندم از خواب شب خبری نباشه .مخصوصا که شبا فندق رو بابایش میخابونه ومن فرصت خوبی دارم .

 

_ پس پیش بسوی یه زندگی شاد وهدفمند .

 

 

کامنت دونی بازه



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , لاغری
[ جمعه ۱۳٩٤/٧/۳ ] [ ٩:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

قورباغه ات رو قورت بده

 

 

 خیلی وقت می شه که یه کتاب معروف صوتی رو دانلود کردم وهمیشه هم تا ترک سومش رو بیشتر نتونستم گوش بدم .

خیلی هم شرمنده ام که همچین کتاب یا کتاب هایی رو قرار بوده کی بخونم که هنوز موفق به خوندنشون نشدم !

 

با خودم می گم اگه کتاب بصورت کاغذی بود تابحال صد باره که خونده بودمش هیچ ، حفظش هم کرده بودم .

تا همینجاش که گوش کردم با خودم می گم من با برنامه ومدیریت زپرتیم تو لیست این کتاب قرار نمی گیرم وای بحال ادم های ابکی که دوروبرم  که می بینم می گن هرچی باداباد .

 

_ کتاب قورباغه ات رو قورت بده



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٧/٢ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]

خیابون که جیم نیست

من با تیپ اسپرت اصلا مشکل ندارم . خیلی هم دوسش دارم واکثرا هم تیپ اسپرت میزنم !

اینکه میگن هر گفته جایی وهرسخن مکانی داره؟؟ درسته دیگه .چرا یه عده رعایتش نمیکنن؟

_ مرده با زن وبچه اش اومده بیرون با شلوار ورزشی اونوقت مجتمع گردی میکنه.


_ اون یکی دیگه هم کله ظهر با خانومش تیپ کاملا ورزشی زدن با ماشین انچنانی.خب حالا وضع مالیت خوبه وماشینت هم فلانه دلیل نمیشه تو گردش وبازرفتنت هم همچین تیپی بزنی.


_ یه عده پسر باهم اومدن مجتمع .دوتاشون شلوار ورزشی پوشیدن .انگار قدیم یکی با پیژآمه بیاد بیرون.همشون هم لباس ورزشی مارک تنشون نیست.


_ تازه مارک دارهم باشه .اولا لباس ورزشی با تیپ اسپرت فرق میکنه .دوما تو خیابون مجتمع جای پوشیدنش نیست.جیم که نیومدید .اومدید خرید.

من که اصلا خوشم نمیاد ونمی پسندم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٧/٢ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]

مهر دوست داشتنی من

من عاشق ماه مهر ام .همیشه مهر و درس ومدرسه رو دوست داشتم . همیشه هم شیطنت هام نذآشت که ازش درست استفاده کنم.اصلا شاید درس خوندن وشیطنت مکمل هم باشن.
عاشقتم مهر.عاشقتم مدرسه.عاشقتم پاییز

روز اول مهر مبارک



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون
[ چهارشنبه ۱۳٩٤/٧/۱ ] [ ٩:٥٧ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]