خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

 

 

دیشب موقع درس خوندنم یه دفه یه حس خاصی بهم دس داد. انگار بفهمم که میخاد یه اتفاقی بیقته یا حداقل یه چیزی درست نیست .فقط چند ثانیه طول کشید وبعد ...زمین لرزید درحدی که من که رو زمین نشسته بودم دستمو گذاشتم رو زمین شدتش زیاد بود ولی مدتش کم وهمینطور محله زلزله کمی دورتر از اینجا .

تو گروه یونی فقط من ومریم بیداربودیم که من زدم زلزله اومد وبعد چرت چندتا از همکلاسی هام هم پاره شد وکلی پیام وگیفت وعکس تو گروه که ادم از خنده روده پیچ میگرفت !

چندتا از همسایه هامون که زدند بیرون ! مریم هم با مقنعه نشست بود منتظر پس لرزه ها .بچه حجابش رو رعایت کرده بود .می گفت یه ساعته سر 5 صفحه درسم همونم از سرم پرید.

[ چهارشنبه ۱۳٩٦/٢/۱۳ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

روزای کمی دارم ! خیلی خیلی کم .عملا یه درس رو کنار میذارم که نرم سرازمونش .اتفاقا درسی که می شه راحت خوندش ولی چون استاد نداشته وکلاسی هم تشکیل نشده فعلا تو برنامه اعتراضمونه که حذف بشه اونم با برگشت پولش.

وقتی وقت کمه تو مجبوری که یکی رو قربانی بقیه بکنی.

 

فشار خون مینیمم اینروزا خیلی بالاس وخطرناک .فردا شب وقت دکتر دارم البته دکتر اعصاب .

[ جمعه ۱۳٩٦/٢/۸ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

بعضی وقتا فک می کنم ما خانوم ها چند دست مخفی وپنهان هم داریم.

اخه چطور می شه تو یه تایم خیلی کوتاه یه حجم وسیعی از کارا رو سروسامان داد؟

از ییلاق خسته کننده روز جمعه رسیدم اونم ساعت 11 ونیم شب.هم فندق وهم خودم حموم رفتیم . لباس  دود گرفته ییلاق رو شستم .شامش رو دادم این وسط مراسم پی پی کنونش رو برگذار کردم که خودش مراسمی هاااااا.بعد که خوابیدن کلی چت کردم وگروه یونی رو سروسامان دادم.

لباس های برده شده برای بیرون شهر  رو مرتب کردم .لباس های ازقبل شسته شده رو جمع کردم .تو دوجا برنج خیس کردم یکی برای امروز ویکی هم برای فردا که نیستم وباید امشب اخر وقت درستش کنم.

گوشت مزه دار کردم برای ناهار امروز وتو یه قابلمه هم پیاز ریز کردم با گوشت برای پختن اماده بشه که امروز بذارم بپزه وبشه خورش قیمه بادمجون باز برای فردا که نیستم .

دیگه ...کلی کارریز ودرشت بعد هم که فک کردم خسته ام رفتم تو جا وخابم نبرده وحسرت خوردم که چرا درس نخوندم پس.

 

[ شنبه ۱۳٩٦/٢/٢ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب