خاله زنکی شبانه

 

 

 

به یه دوستی گفتم وقتی ادم به چشم خانواده هسری نمیاد یا یه همچین چیزی گفتم _ مریمی دقیقا چی گفتم ؟_ باید خودش خودشو بکنه توچشم خانواده همسری تا چششون دربیاد!.خخخ


 

حالا یکی اینجارو بخونه فک میکنه من چه عروسی ام واونا چه خانواده شوهری...

نه من عروس بدی ام نه اونا افتضاح.دراصل اونا فوق خنثی هستن.اگه راجع بهشون میگم فقط بخاطر اینه که فک میکنم تو جایگاه خودشون حداقل برای انجام وظایقشون نسبت به فندق قرارندارن_ مخصوصا اگه با خودم وعمه بازی ای خودم مقایسه کنم که دیگه بدتر_

داشتم میگفتم .خداروشکر باوجودی که خیلی از شمایل خودم برا ی مهمونی راضی نبودم وفک میکردم زیادی ساده هستم انگاررفته بودم تو چشمشونه.خخخ

امروز مادرهمسری تعریف میکرد ازم .ازلباس خانومانه وسنگینم تا چکمه ورنگ سان لایت موهام.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , حس نوشت
[ پنجشنبه ۱۳٩٥/۱۱/۱٤ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]