بافتنی

 

 

_بله خره دیشب تونستم.هی میخاست برم جایی که محل فروش کامواس .خیلی هم بهمون نزدیکه ولی جای پارک نداره ومنم دست نگاه کن همسری.گاهی هم که گلپسر نمیومد بیرون .

 

_دیشب هم گلپسر نیومد .همسری گفت خودت برو ویه دوری بزن.

منم اول رفتم از نزدیک خونمون چندتا کاموا ومیل و...گرفتم.خوب شد از همین مغازه گرفتم وجای اصلی فروش کاموا نرفتم ...تو همینجا هم سردرگم شدم برای انتخاب چند تا کلاف .از بس رنگها وطرح های مامانی داشت.بعد هم خرید خونه کردم وبرگشتم.

 

_کلی دیشب بافتم .کاش زودتر این بافتنی رو دستم می گرفتم .کلی بهم احساس خوب داد .صب هم همه رو شکافتم !...خخخ ...اصلا هم ناراحت نشدم.دوباره قبل خاب ظهر سر انداختم ومشغول بافت شدم.

 

_یه شال وکلاه برای گلپسره که چون کاموا اسپرت ه ورنگ توش کمرنگ پررنگ شده ومنم دست اولمه اونم بعد مدتها فعلا کشباف جودونه دارم می بافم .تا بعدا سر بافت های دیگه.

برای اینکه بدونم چقدر باید برای دور سر شیرین پسر دونه بندازم اول با ده تا دونه چند سانت بافتم واون شد الگو اندازه گیری من .ده تا دونه شد هفت سانت واینجوری من برای دورسر گلپسر معیار داشتم.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , فندقونه
[ چهارشنبه ۱۳٩٥/۱۱/٢٠ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]