خونه زندگی من

روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم

 

 

 

_اگه فک کردید من تونستم برم بیرون زهی خیال باطل !!

 

_روز دوشنبه عصری حس کردم فندق کسالت داره. ولی نمیشه که سریع به بچه دارو داد .تا اینکه روز چهارشنبه کلااز صب ریزش اب بینی پیدا کرد .البته از شب قبلش بهش استامینوفن بخاطر دندوناش دادم .با این وجود کل شب رو هم نخوابید وحسابی دهنم سرویس شد .

از روز چهارشنبه شروع کردم به دارودادن .متاسفانه نه چیزی میخوره نه خواب درستی داره فقط شیر میخوره .خواب ظهرش رو هم بجای سه ساعت یه ساعت گرفت واین شد که تا شب من موندم ویه بچه سرماخورده وکلی کم خوابی.

 

دیشب  تب داشت ولی شکر خدا خوب خوابید .صب در اولین فرصت بردمش دکتر وداروهاش رو گرفتم .

 

_فک می کنید از کجا مریض شده بود ؟

روز یکشنبه که اقامون اینا لطف می کنن بچه رو می برن سر کارشون .منشیشون مریض بوده درحد بنز !...مرد جماعت که نمی فهمه _ تو این دوماه ناراحتی اخیرم دیگه قید فهمیدن هر مردی رو زدم .اقامون اینا رو دوس دارم ولی اینو هم میدونم مردا اصلا متوجه نمی شن _اون خانومه 38 ساله هم بدتر .بیشتر از این بدم اومد که این خانوم یه بار منو مواخذه کرده بود که ادم بچه رو دست کارگر نمیده !!حالا عقل مورچه ایش نفهمیده بود تو یه محیط بسته یه ادم مریض با بچه دمخور نمی شه .نهایت باید به اقامون اینا می گفت بچه رو برگردونه .اونقدری حالش بد بوده که عصری رو هم مرخصی میگیره .

 

_نکته بدترش اینه که من هیچی به اقامون اینا نگفتم ! توقعی از مرد ندارم .فقط گفتم تعجبم از این زنه ست که یه بار هم برای من همچین چ س کلاسی رو اومده اون چرا ؟

فک می کنید اقامون اینا چی گفت: طبق معمول عادت بدش که دفاع میکنه اونم از همه گفت صب حالش اونقدر بد نبوده .

 

_حالا کی حوصله داره به مرد بفهمون بالام جان ! مریضی از همون موقع مثلا کمش هم واگیر داره _ اصلا هم مریضیش کم نبود خودم صب زنگ زدم دیدم صداش از ته چاه در میاد .فقط میدونستم دیگه کار از کار گذشته _

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٢ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط خانومه خونه نظرات () |

Design By : nightSelect.com