خونه زندگی من

روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم

 

 

 

1_این مدت درگیر کارای مراسم مادرشوهر خواهری بودیم .حسابی کم خوابیده بودم ومتاسفانه فندق هم افتاد بود رو دور بد قلقی!واذیت وکم خوابی.

 

2_بخاطر مهمونا که از تهران واصفهان وشهرهای دیگه بودن وهمین که شب عید درراه بود روز چهارشنبه مراسم اخر رو گرفتن ویه جورایی همه ماهارو راحت کردن.

 

3_ همون شب  اونقدر خسته وداغون بودیم که حس وحال چهارشنبه سوری نبود .تازه برخلاف پارسال که دوجا دعوت شده بودیم هیچ برنامه ای هم درکار نبود .رفتیم بساط سفره هفت سین گرفتیم _ در حد ربان وسمنو وسبزه .ماهی شب عید از پارسال مونده ! بگو ماشالله که تا سال بعد هم عمر کنه کوچولو قرمز من _

بعد هم رفتیم خونه خواهرم که فشارش پایین افتاده بود وبهش سرم وصل کرده بودن.

4_ این اواخر روزای خوبی نداشتم .حق دارم .درصد غر زدنام هم بیشتر شده .ولی یه فکرای خوبی تو سرمه .یه تحول اساسی در خودم تو سال جدید .اقامون اینا دیشب برای من وفندقش کادو عید رو هم گرفتن ودو دستی تحویلمون دادن .فندق که درجا دوتا کادوش رو با زکرد .منم با علم به اینکه میدونستم تو کادو چیه !! بازش نکردم وگذاشتمش تو سفره هفت سین برای امشب وموقع سال تحویل.

 

5_ امروز صب هم خانوم ِ...اومد برای نظافت خونه .خیلی روحیه ام عوض شد.یکی دوساعت اخررو هم فندق رو سپردم دست باباش ومشغول لباس شستن وناهار درست کردن وصدالبته چیدن سفره هفت سین شدم ._ خواستم از سفره هفت سین ساده اما خوشگلم عکس بذارم که دیدم کابل رابط گوشی ولپ تاپم تو شرکت اقامون اینا جا مونده _

 

6_ فک نکنم امسال خواهرم جایی عید دیدنی نبر .از اونطرف قرار بود برای بچه هاش چیزی بگیره ومن بهشون کادو بدم .با این اوضاع که نشد .فقط برای دخترش تونست خرید کنه از طرف من.برای پسرش باید خودم برم خرید وکادوهاشون رو تو همین ایام عیدی براشون ببرم .

فعلا که کلی مراسم تو یکی از شهرهای نزدیک اینجا دارن ...ببینم کی هستن وکی میرن .تا حداقل کادو بچه ها روبدم .عید ه واونا ختم ومرگ ومیر نمیدونن چیه که ...

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ توسط خانومه خونه نظرات () |

Design By : nightSelect.com