خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

 

 

 _گاهی وقتا ادم یه حرف یا نوشته یکی رو درک نمیکنه فقط وفقط بخاطر این نیست که تو اون شرایط قرار نگرفته یا اگه قرارگرفته براش اونجوری نبوده.گاهی وقتا ادم بد برداشت میکنه ومتوجه منظور نویسنده به درستی نمی شه.( با کسی که فیس تو فیس باشی این مساله کمتر پیش میاد چون اونقدری حرف می زنید تا دوزاریتون کاملا جا بیفته )

_خیلی وقت پیش یه نوشته تو یه وبلاگی خوندم .ادرس وبلاگ یادم نیست چون همینجور لینک رو لینک کردن به اونجا رسیدم.

"ادم وقتی بچه دار میشه تازه میفهمه تو چه جهنم یا بهشتی قرار گرفته "

 

_ اصلا متوجه حرفش نشدم.مدام میگفتم مگه این فرشته های اسمونی که منت گذاشتن وبخاطر ماها زمینی شدن چیکارمیکنن که همچین حسی به ادم دست میده؟

خیلی گذشت تا بفهمم.وقتی بچه میاد، تو خیلی خیلی بهتر اطرافیان ،فامیل ودوست واشنا خودت رو می شناسی .خیلی مسایل برات حل می شه وخیلی مسایل تازه مشکل دار میشه.

اینکه میگن میخوای یکی رو بشناسی باهاش برو سفر واقعا درسته .حالا من میگم میخوای اطرافیان ویا حتی همسرت رو خیلی خیلی بهتر بشناسی بچه بیار!

[ سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/٢۱ ] [ ٦:٠۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب