خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

 

 

_ بیش از ده ،دوازه سال پیش دوستم یه چیزی گفت که اون موقع متوجه منظورش نشدم هیچ ،زیاد هم از حرفش خوشم نیومد_ چون برداشت بد کرده بودم _شوهرش مهندس بود وتوی یه ارگان دولتی کارمیکرد که حتی همسرش مکانش رو بلد نبود! حق موبایل بردن نداشتن .حق سفر خارج به جز سفر زیارتی نداشتن وخلاص کار دولتی سکرت !!بعد با اضافه کار 400 تومن می گرفت که همون موقع تو ارگانهای دولتی یه ادم ساده درپیتی بدون تخصص حقوق میلیونی می گرفت .اون موقع دوستم رنو داشت .همیشه تو بزرگراه  های تهران که تردد می کردیم می گفت خداییش این ماشین وادم های ازگلش ! رو نگاه .اینا پراید دارن واونوقت همسرم با این موقعیتش باید رنو سوار بشه .

 

_من برداشت بد قضیه رو می کردم اینه که خوشش نمیاد یکی رو ببینه وضعش بهتره ! البته همچین حسی داشت ولی منظورش تو این زمینه این نبود.

بعدها منم متوجه شدم!

 

_متاسفانه تو مملکتمون اکثر ادم ها جایی قرار ندارن که باید باشن .یکی می بینی یه شبه چند تا زمین وگاو وگوسفندش رو می فروشه وصاحب بهترین اپارتمان وماشین تو شهر می شه .صاحب چیزایی که هنوز فرهنگ استفاده درست کردن ازشون رو یاد نگرفته .

یکی از واحدهای ما شهرستانی اند.البته من بعد دیگه قضیه رو نگاه می کنم شاید چند نفر پول گذاشته باشن واین اپارتمان رو خریده باشن .ولی چیزی که الان هس یه اپارتمان تو یکی از نقاط خوب وکاردرست شهر گرفته که هرزگاهی که از شهرستانشون اومدن اینجا مکان برای استراحت داشته باشن.

 

_امشب رفتم مجتمع خورشید قصدم دیدن فروشگاه های لباس بچه بود.پسرک لباس می خاست ولی عجله برای خرید نداشتم .گفتم هر دفعه بیرون می رم یه جارو ببینم .اصلا شاید تو اف باشن وچیزای بهتر ومارک دار رو با قیمت مناسب بگیرم.

 

یه بافت مارک ویه شلوار ساده برداشتم .از عید به اینور خرید داشتم ولی خرده ریز _ بغیر از خرید لباس مارک دارهای تو سفر که مفت خریدمشون _

من کف کردم با این قیمتها.یه شلوار ساده پسرونه سایز به این فسقلی زیر 130 تومن نبود.بافت ها هم بالای 98 تومن _ دوتومن کم کرده بودن تا از نظر روانی تاثیر بذار وگرنه صد تومن _ بعد بافتهای شیک ونرم ولطیف بودن فقط رنگشون همه تیره بود.بدون استثنا.

یه بافت گرفتم مارکدار چون تک بود قیمتش عالی بود ویه شلوار .کارتمو دادم .تو فروشگاه چند نفری بودند .باورکنید قصد بی ادبی وبی احترامی ندارم .همه ادم ها شریف اند ولی طرف...به قول مامانم صد من ارزن سرش بریزی یکیش پایین نمیومد.کلی لباس مارک داربرداشته بود ومی خواست کارت بکشه .نه خودش نه خانومش وحتی بچه اش سر ووضع درستی نداشتن .

تازه من همیشه اون جنبه خوبه رو نگاه میکنم .می گم شاید این تیپ افراد سالی یه بار خرید می کنن_ در اصل خودمو گول می زنم _

باورکنید تا بیام خونه افسردگی گرفته بودم .همسرم از سن کم بعد دانشگاهش شرکت خودش رو بدون کوچکترین کمکی باز می کنه یه مدرک خوب .از اون دست افرادی هم هست که همه کار از دستش برمیاد وخیلی بیشتر از مدرکش حالیشه .یه پسر خوش تیپ وخوش قد بالا .از یه خانوداه نسبتا خوب از نظر مالی وعالی از نظر فرهنگی وتحصیلی .خودم دست کمی از اون ندارم .شکر خدا زندگی خوب واروم وبی دغدغه ای داریم که نیاز به دیگران نداریم .خونه وماشین وشرکت ..الهی شکر.....با این وجود می بینم که اکثرا سر جاهای خودشون قرار نگرفتن .با رابطه سر یه کار پردرامد رفتن ویا ارث های انچنانی بهشون رسیده ونون پدرشون رو میخورن.

کاش فرهنگش رو هم می داشتن .فرهنگ استفاده درست از شرایط .فرهنگ اداب معاشرت و...

[ پنجشنبه ۱۳٩۳/٧/۱٠ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب