خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

 

1_ یادمه خیلی خیلی وقت پیش دوستم از تهران اومده بود اینجا وبا هم رفته بودیم طرقبه. یه زیر قابلمه ای حصیری گرفت صد تومن_ صدهزارتومن نه ها...صدتا یک تومنی _ بعد چندتا مغازه پایین تر همون و دید پنجاه تومن.اومد  بره پس بده .من گفتم برای پنجاه تومن ؟ ....خب من هیچوقت اینکاررو نمی کردم .بهم گفت نگو پنجاه تومن .بگو دقیقا دوبرابره.این حرفش ملکه ذهنم شد.

 

2_امروز تو تایم خواب فندق شیرینم رفتم ارایشگاه. بعد مدتا که اینجام یه ارایشگاه دیگه.یه جا که بهم معرفی کردن. یک پنجم ارایشگاه خودم هم نگرفت ! باورتون می شه یک پنجم .

هردوهم تو منطقه خودمون.کمی اینورتر یا اونورتر.

شادوشنگول برگشتم با موهای مرتب شده والبته رنگ شده.چون دوس دارم بعدش دوش بگیرم دیگه بغل موم رو ندادم بافت.  گفتم باشه برای یه شب دیگه..یه شب که حداقل مهمون دارم یا مهمونی میخوام برم.

[ دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٢۸ ] [ ٦:٠۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب