خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

_ یه سوال دارم !

_ چرا یه عده تا وقتی یه چیزی دارن یا تو یه شرایطی هستن یا کاری میکنن اون بهترین چیزه واز اون بهتر وجودنداره . ولی همین که اون چیز تموم میشه یا شرایط عوض میشه یا کار ومحیط ه تغییر می کنه از اون گند تر وافتضاح تر چیز دیگه ایی وجود نداره ؟....جدا چرا؟؟


_ طرف جایی کار میکرده یعنی برای بقیه . بعد خودش کار خودش رو زده .کلی خانومش ذوق وشوق که حالا که کارمند نیس و ما حساب کتاب نداریم وهرچی بخایم برمیداریم .بعد دوسه سال شرکت ورشکست بشه طرف بره فروشنده بشه باز همون خانومه بگه اینحوری خیالمون راحته دیگه حساب کتاب نداریم . میدونیم هرچی بشه اخر ماه حقوقه ثابت ه.

_ طرف بچه رو گذاشت مهد .مهده شده آس شده بهترین . بعد دوماه بچه اومده بیرون ونخاسته بره مهد. دیگه از اون مهد گه تر وجود نداره.

_ طرف چندسال تو یه شهرزندگی میکرده اخر شهر وزیبایی ومردم مهربون بوده. هم بخاطر کارش شهرش رو عوض کرده از ته دل نفس راحتی کشیده.




_ من همیشه گفتم سکوت بهتر از دادن اطلاعات نادرست وغلط به دیگران ه. بهتره ادم سکوت کنه تا هر چند وقت یکبار خودش گفته های خودش رو نقض کنه.

 

 

 

 

[ جمعه ۱۳٩٤/٢/٤ ] [ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب