خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

_ روزای تعطیل عشق فندقه .بخاطر اینکه وقتی چشمش رو از خاب صب یا عصر باز میکنه بابایش رو کنارش میبینه.


_همسری تمایلی برای خرید اون کادو خاص وگرون نداشت.هر چی گفتم ، نه گفت.واسه همین تصمیم گرفتم روز پدر بهش کادو بدم _قبلش میخاستم روز پدر وتولدش رو یکی کنم _
عصری دوره دوستانه داشت.منم فندق رو حموم کردم وکمی جمع وجور کردیم ورفتیم خرید کادو روز پدری.

یه جعبه شیرینی هم گرفتم ورفتم شرکتش که با دوستاش دور هم بودن .


_کادو رو من گرفتم ژستش رو فندق گرفته.چنان باچرب زبونی گفت روزت مبارک . من برات کادو گرفتم که بیا وببین.حالا هی به بابایش میگه دوسش داری؟رنگش خوبه؟و....؟
وروجکی شده فسقلی که ادم وا میمونه.


[ جمعه ۱۳٩٤/٢/۱۱ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب