خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

 

 از این اخلاق ماست بندی تو دهنم اصلا خوشم نمیاد !

براتون تعریف می کنم چی شده .

 

جمعه ظهر رفتیم سمت طرقبه .یه منطقه خوش اب وهوا وییلاقی پر رستوران وچایخونه .رستورانهاش چون تو تقریبا کوه بنا شده حالت پلکانی داره .جاتون خالی رفتیم رستوران .قسمت اول چون جای اشپزخونه بود خیلی شلوغ بود رفتیم بالاتر . تنها تختی که خالی بود یه تخت بزرگ بود .همسری گفت اینجا هم که تخت خالی نداره ! منم گفتم اوناهاش که ...گفت شاید یکی بیاد وما رو بلند کنن چون تعدادمون کمه !! گفتم چه کار احمقانه ای .

 

سق ؟ سیاه همسری عمل کرد !ناهارو خورده بودیم .کمی بعدش هم چای سفارش داده بودیم .داشتیم اولین چای رو میخوردیم که پیش خدمته اومد سمتمونو گفت اگه اشکالی نداره شما رواون تختهای دیگه بشینید _ تو مدت ناهار خوردن ما چند تا تخت خالی شده بود .یه عده هم اومده بودند زیاد رو اون تختا جا نمی شدند وباید مثلا رو سه تا تخت می نشستن _

ما جامون رو عوض کردیم وچای دوم رو هم خوردیم .دیگه میخاست بریم هنوز اون یه عده ایی که وارد شده بودند سفارش غذاشون رو نداده بودند .به همسری گفتم خیلی از این کارشون بدم اومد .احمقن دیگه .مشتری مداری بلد نیستن یه عده رو دک می کنن برای یه عده دیگه .چون عمرا دیگه اون رستوران برم .

قبلش از خودم بدم اومد یعنی اول اولش از دست خودم عصبانی شدم .گفتم من که با گفته همسری منتظر یه همچین اتفاقی بودم چرا هیچی نگفتم .اول باید به همسری می گفتم بشینه وبعد هم به پیش خدمت می گفتم ما داریم چای می خوریم ونهایت ده دقیقه دیگه بیشتر اینجا نیستیم .

بعد از اون تعدادی که اومده بودند .دوتا خانومه دیدن ولی دریغ از یه عذرخواهی کوچولو .باور کنید رسمه ، خانومی ادم رو میرسونه .واسه همین بیشتر عصبانی شدم .موقع رفتن وپرداخت صورت حساب به اقاهه گفتم . اونم خیلی عذرخواهی کرد و گفت کم لطفی کردن .البته بیشتر من گفتم تا همسری_ خیلی وقته اعتراضم رو هرجایی که باشم اونم از دست هرکی می کنم _

تا اومدن به خونه درعین لذت بردن از مناظر زیبا وبکر اون منطقه به خودم هم نهیب می زدم که مرده شورت رو ببرن با این دهن ماست گرفته ات.خوبه امادگیش رو داشتی .حالا ناراحت بشی چه فرقی می کنه .

میدونید باید به پیش خدمته می گفتم .بیشتر از دست خودم عصبانی شدم وبعد  هم از دست اون مشتریها گند دماغ .

[ شنبه ۱۳٩٤/٢/٢٦ ] [ ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب