:) خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم 
قالب وبلاگ

 

 

امروز صب تا حاضربشم ویه سیب زمینی برای فندق درست کنم فک کنم نزدیکای ساعت 12 بود که به قصد هواخوری فندقمون از خونه زدم بیرون.

اقامون اینا هی میگه این فندق دووم نمیاره تو خونه .خداییش هر شب بیرون میره .روزای گرم هم تصمیم گرفتم صب هم بیرون ببرمش .دیگه من چیکارکنم؟

عصری هم خیلی باهاش بازی کردم .جدیدا برق اتاقش رو روشن میذارم که به هوای کلبه اش وبازی با یه سری اسباب بازیها بره اونجا وهی تنوع بشه براش.باز ساعت ده ونیم  شب _ دلش برای باباش تنگیده بوده _دست منو گرفته وبرده پشت در اپارتمان که یعنی براش بازکنم که بزنه بیرون .بغل

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳٠ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یه موقعی خیلی شاد وشیطون بودم ___اینروزا از اصلم دورشدم ولی دارم سعی میکنم برسم بهش___میدونید دنیا ارزش این همه فک کردن وبالا وپایین کردن رو نداره ویه وقت بخودت میای که تایمت تموم شده وباید برگه ها رو بگیری بالا___همسری عشق اولمه وفندق هم سالها بعد به جمعمون اضافه شد وشد عشق دومم ___حالا ما یه خانواده سه نفره هستیم مثل اکثر خانواده ها ی سه نفره با یه تفاوت واون تفاوت فقط وجود من تو این جمع ه که باید عین روزای طلایم بشم ،خورشید سوزان زندگی!!
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب