خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

 

 

امروز صب تا حاضربشم ویه سیب زمینی برای فندق درست کنم فک کنم نزدیکای ساعت 12 بود که به قصد هواخوری فندقمون از خونه زدم بیرون.

اقامون اینا هی میگه این فندق دووم نمیاره تو خونه .خداییش هر شب بیرون میره .روزای گرم هم تصمیم گرفتم صب هم بیرون ببرمش .دیگه من چیکارکنم؟

عصری هم خیلی باهاش بازی کردم .جدیدا برق اتاقش رو روشن میذارم که به هوای کلبه اش وبازی با یه سری اسباب بازیها بره اونجا وهی تنوع بشه براش.باز ساعت ده ونیم  شب _ دلش برای باباش تنگیده بوده _دست منو گرفته وبرده پشت در اپارتمان که یعنی براش بازکنم که بزنه بیرون .بغل

[ چهارشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۳٠ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب