خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

تو مدت این 5سالی که اومدیم این منطقه ، برام همیشه یه حس خاص داشته.
وقتی خیلی سال پیش بخاطر بابام وتصمیمش والبته رضایت مادرم اومدیم این شهر تقریبا تو همین محله خونه گرفتیم.
کوچه پس کوچه هاش هنوز پردرخت وساکت ه.


گاهی که با فندقم میریم خرید واون وسطاش نون هم میگیرم دقیقا از نانوایی روبرو خونه قبلی.اولین خونه ایی که وقتی اومدیم اینجا توش سکنی گزیدیم.خونه ویلایی که هنوزم عین قبلش پابرجاست وسط اپارتمانهای بلند.


همسری اون مدل نون بربری گرد رو دوس داره.هروقت میرم نون بگیرم به اون خونه خیره میشم.مدام میگم نکنه توش رو تغییراتی دادن ؟اون پنجره....شیطنت هام.


اون اولین خونه ایی بود که ما گرفتیم.حالا من با یه بچه برگشتم به همون محله.
اینجارو دوست دارم.

 

 

 

 

کامنت دونی بازه ! 

[ پنجشنبه ۱۳٩٤/٤/٤ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب