خونه زندگی من

روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم

میگن مشت نمونه خرواره.اونقدر از بعضی رسم ورسوم اونور ابی ها تو فیلم وسریالهاشون خوشم میاد که حد وحساب نداره.

تولد ابی تو فیلم اسمورف ها رو دیدید ؟چه ساده وشیک با تعداد کمی مهمون. جوری که فقط بچه ها شاد باشن.

منم خیلی سنت شکنم ولی گاهی تو روال ها گیر میکنم.خداروشکر که بعد یه مدت میفهمم.گاهی خودمو خیلی اذیت هم میکنم.چرا این نشد ؟چرا اون برنامه خراب شد ؟چرا بخاطر فلانی من باید فلان کارو بکنم یا نکنم ؟چرا...؟چرا...؟

نشستم فک کردم .اول باید به فندق خوشبگذره وبعد هم به ما .هیچ کدوممون هم نباید اذیت بشیم اونم سر یه سری مسایل خل خلی !!

به درک لباسم مشکی لیمویی نشد .سال بعد هم هست.به درک که جلیقه شلوارپسرم اذیتمون کرد واول مجبور به تغیر رنگش شدیم وبعد هم ماجرای دوختش وکلک خیاط حرومزاده اش.پیراهنش عوض شد و...یعنی اینا مهم اند؟.

الانم شیک ه ولی اس نشد. اونی نشد که میخاستم ...یعنی خیلی مهمه؟


بعد لباس پسرم بیخیال خودم شدم .اصلا این ایده الیسمی بخور تو فرق سرم .

ترجیح دادم مانتوم رو فقط مشکی بدم واز طرح پیراهن پسرک توش کار نشه .اینجوری بیشتر هم میشه پوشیدش .بی نهایت هم شیک شد.

چندتا رستورانی که میخاستم نشد .اولویت با نزدیکی به خونه بود .بیخیال ریخته گر زاده تو بلواروکیل ابادشدم.روزای تعطیل وراه پرترافیک..اصلا مناسب نبود.

دوست دارم از سر وروی عکسامون اترژی مثبت بباره.نمیخام بعدا که نگاه میکنم یاد بدو بدوها بیفتم یا ست نشدن ها.

میخام فقط شادی فندقم بمونه وخاطره خوش.

خداروشکر فعلا همه چی اوکی ه تا روز موعود.زندگی کوتاه ست بیاید فقط لذتش رو ببریم.گوربابای رسم ورسوم وعرف های دست وپا گیر .

 


پ ن: همه چی درحد خوب وعالی برنامه ریزی شده .استرس رو کم کردم وگفتم همینقدر که میشه کافیه.قرار نیست سر هرچیزی خودم رو حلق اویز کنم که... 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٤/٦/۱۸ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط خانومه خونه نظرات () |

Design By : nightSelect.com