خونه زندگی من

روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم

 

 

 بعضی وقتا ادم اونقدر ساده ست یا دنیا ندیده ست یا دلش پاکه وشهرگرگ ها رو ندیده که نمی تونه یه سری مسایل رو باور کنه تا سر خودش بیاد .

 

از وقتی یادم میاد از دروغ متنفرم .ریز ودرشت وبالا وپایین هم فرقی نمی کنه کلا متنفرم .

با وجودی که بارها وبارها سر خودم هم اومده ولی باورم نمی شه .یعنی این ریشه دروغ گفتن اونم رو چیزایی که وجود خارجی نداره ونهایت ادم خوابش رومی بینه رو متوجه نمی شم .

 

_یکی خاطرات سفر یکی رو کپی می کنه تو وبلاگش .اونا رو ثبت می کنه .برای دیگران ؟...یعنی غرورش پیش خودش جریحه دار نمی شه ؟اصلا غرور داره ؟

 

_یکی میره فلان سفر درپیتی داخلی می گه من رفتم فلان جا _ تازه اونم کمی بهتر از درپیتی وبازهم داخلی _

 

_یکی نونش رو می زنه تو خونش ومیخوره میاد بقول خودش ابروداری می کنه وزندگی یه سری دیگه رو به باد مسخره می گیره ودست تو دست دشمنش میره مثلا کافی شاپ اونم برای شیره مالیدن سر دیگران ؟!!

 

برام ملموس نیست این نقاب سفید

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٤/٦/٢٠ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ توسط خانومه خونه نظرات () |

Design By : nightSelect.com