خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم
نويسندگان

 

 

1_ دیروز به قصد خرید عیدانه کل عصر تا شب رو با خواهری وشوشو جانشون بهمراه فندق سپری کردم.

اول رفتیم یه مجتمع بزرگ اونم برای اولین بار...اونقدر شلوغ بود وازدحام جمعیت وماشین بود که از خیرش گذشتیم .یه مرکز خرید دیگه همون نزدیکا رفتیم.خوشبختانه هوا سرد نبود ومی شد فندق رو راه برد_ اخه من اونم شبا فقط فندق رو مجتمع گردی می برم که یه وقت سرما نخوره _ بعد هم رفتیم جای تولیدی کفش.

 

2_ نتیجه خرید دست از پا دارزتر برگشتن بود.اخه پارسال خواهرم برای دوتا بچه اش رو تختی میخواست بگیره . فندق هم کوشمولو بود. من گفتم خودش بگیره ومن کادو بدم به بچه هاش .ولی امسال گفتم باهاش برای خرید برم که هرچی پسندکرد یکی هم من برای خواهرزاده هام بگیرم که نشد.

 

3_امشب رفته بود محدوده خونه خودش. میگفت همه چی بهتره .سه تا سارافون برای ایلین خوشگل ه گرفته بوده.

 

4_ من از خرید عیدانه فندق راضی ام .مخصوصا کت چهاردکمه اش  .شلوارش هم خوبه .قیمتش خیلی با این منطقه مافرق نمیکنه

اونروز که ظهررفتم بیرون تو همین محله خودمون لباس دیدم .تفاوت قیمت داشت ولی خداییش شیک واس بود نه فقط قشنگ.

 

5_ حالا خواهری تا حدی اهلش هست .اخه شوشوجانش دنبالش ه برای خرید .بازم زیاد از اونجایی که رفتیم حال نکرده بود .می گفت دم خونه خودشون بهتره _ از اسمان فقط تونسته بود برای پسرش خرید کنه _

 

یعنی قیمتها خیلی فاحش نیست که بگی اره ..این همه مسیر رو میرم تا فلان جا ...تازه گاهی لباسی که میخری خوشگل وخوبه ولی اس وتک نیست.

 

6_ بهترین کفش ها همین بغل گوش خودم تو احمداباده.منم به این نتیجه رسیدم که بازم خرید از محدوده خودمون بهتره .

[ شنبه ۱۳٩٢/۱٢/۳ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

درحال حاضر ی خانومه خونه ام. یه زن قوی ومصمم که خونه داری تو اولویت زندگیش قرارداده ولی هیچ وقت دوست نداره خودش رو در این چهارچوب مقید کنه !همیشه دنبال فرصت هاس.دنبال چیزهایی که شادش کنه وبهش لذت بده _____همسرجونی عشق اولمه !!یه عشق طولانی که بعد چندین سال به ثمر نشست یه ثمره فوق العاده شیرین به اسم فندق _____فندق عشق دوممه !! عاشقشم وزندگی بدون اون برام بی معنیه _____ من همینم .همینی که هستم .خالص _ بی غل وغش _بی شیله پیله _ من خودمم .
صفحات اختصاصی
امکانات وب