بدم میاد!

 

 

_یه جمله مامانم همیشه تو ذهنمه " نخوردیم نون گندم ولی دست مردم که دیدیم ".

_واقعا برام جای تعجب ه چرا یه عده هیچ چیزی رو بغیر از دنیای محدود اطراف خودشون نمی فهمن !
منظورم تجربه کردن نیست هاااا خودم یه سری چیزا رو تا تجربه نکردم از مامانم قبولشون نکردم .

_منظورم اینه که طرف مدام لباس سفید می پوشه چون دوس داره ولی اصلا نمی دونه که رنگ مشکی هم وجود داره .یعنی چیزایی به همین پیش پا افتادگی.انگار یه عده باید بلا سرشون بیاد تا بفهمن ویه عده هم هر چی اینور واونور چیزی ببینن فک نمی کن راه وروش وچیزای دیگه ای بغیر از مسلک خودشون هم وجود داره .حالا نه خیلی عجیب غریب در حد نرمال.

_من به باورها ورسم ورسوم کاری ندارم ولی ادم باید یه فک کنه که می تونه چیزایی غیر از اونی که خودش بهشون عقیده داره هم وجود داشته باشه یا نه اخه ؟!

_ یعنی همچین با تعجب می پرسن یا گاهی با تعجب منکریه سری چیزا می شن که انگار تمام عمر شون رو تو یه غار اونم پشت کوه ممسنی زندگی کردن.

_مثلا ادم قرار نیست حتما خدایی نکرده یه بیماری رو بگیره تا بفهمه اونایی که اون بیماری رو دارن چه دردی رو تحمل میکنن .درسته ...شاید عمق ناراحتی ودرد طرف رو نفهمی ولی میتونی تا حدیش رو درک کنی.
اینایی که من می گم از اینا هم ساده تر وچیزای بدیعی رو درک نمی کنن .مثلا طرف بخاطر شرایط ژنتیکی که خودش میگه دارم ودرست عین مامان وخاله ودختر خاله هاشه نمی تونه به بچه اش شیر بده وبعد یکی دوماه ، کلا شیر ندارن .اینو می فهمه که عامل ژنتیک ه. ولی اگه یه بدبخت بیچاره ای بهش بگه که خیلی تو خوردنش مدارا میکنه . چون ژنتیک داره باید تلاشش مضاعف باشه تا بتونه وزن کم کنه یا حداقل وزنش رو ثابت نگه داره جالبه این مساله ژنتیک رو درک نمیکنن !!
یعنی کلا هر چی بیرون چارچوب خودشون وزندگیشون باشه براشون تعجب اوره وغیر باور ودرک کردنه ...ای بدمم یاد از اینا ای بدم میاد که حدنداره.


موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: روزانه امون , دیگران نوشت , حس نوشت
[ شنبه ۱۳٩٢/٦/٢۳ ] [ ۱:٤٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ]