:) خونه زندگی من
روزانه های زندگی من با همسرجونی وفندق شیرینم 
قالب وبلاگ

 

 

دیشب موقع درس خوندنم یه دفه یه حس خاصی بهم دس داد. انگار بفهمم که میخاد یه اتفاقی بیقته یا حداقل یه چیزی درست نیست .فقط چند ثانیه طول کشید وبعد ...زمین لرزید درحدی که من که رو زمین نشسته بودم دستمو گذاشتم رو زمین شدتش زیاد بود ولی مدتش کم وهمینطور محله زلزله کمی دورتر از اینجا .

تو گروه یونی فقط من ومریم بیداربودیم که من زدم زلزله اومد وبعد چرت چندتا از همکلاسی هام هم پاره شد وکلی پیام وگیفت وعکس تو گروه که ادم از خنده روده پیچ میگرفت !

چندتا از همسایه هامون که زدند بیرون ! مریم هم با مقنعه نشست بود منتظر پس لرزه ها .بچه حجابش رو رعایت کرده بود .می گفت یه ساعته سر 5 صفحه درسم همونم از سرم پرید.

[ چهارشنبه ۱۳٩٦/٢/۱۳ ] [ ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

روزای کمی دارم ! خیلی خیلی کم .عملا یه درس رو کنار میذارم که نرم سرازمونش .اتفاقا درسی که می شه راحت خوندش ولی چون استاد نداشته وکلاسی هم تشکیل نشده فعلا تو برنامه اعتراضمونه که حذف بشه اونم با برگشت پولش.

وقتی وقت کمه تو مجبوری که یکی رو قربانی بقیه بکنی.

 

فشار خون مینیمم اینروزا خیلی بالاس وخطرناک .فردا شب وقت دکتر دارم البته دکتر اعصاب .

[ جمعه ۱۳٩٦/٢/۸ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

اونقدر از برنامه ای که برای درس خوندم اونم بعد از گذشت چند هفته بعد انتخاب واحدام که نوشتم ، عقبم که روم نمی شه بنویسم .

بعد استرس برم میداره وهی عملکردم رو ضعیف تر میکنه .

فعلا دست به دامن خلاصه کتابها شدم .اینجور مواقع میگن کاچی به از هیچی.

[ دوشنبه ۱۳٩٦/۱/۱٤ ] [ ٦:٢٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

_واقعا یه سری چیزهای به ظاهر ساده ازبیرون ،وقتی میری داخلش وتو جریانش قرارمیگیری جریاناتی بس عظیم پشتشه که حد نداره.

_شده حکایت یه درس ما که دادن دست استاد فلانی اونم اوکی داده به هوای اینکه این درس هم اسم درسی ه که برای رشته دیگه تدریش کرده .حالا که کتاب رو دادن دستش می بینه همونطور که قبلا هم گفته بوده این مدل رو درس نمیده و...اوووف بساطی شده برای ما دانشجویان.

 

_حالا کلی اینور واونور ونامه نگاری کار و....اصرار به دکتر فلانی که بیا خودت درس بده واونم به استادمون بگه این راحته وخودت درس بده وباز یکی رو پیدا کنن که بیاد درس بده واونم گیر باشه که باید اسمش هم تو سایت باشه وگرنه درس نمیده و...کلی چیز دیگه وعلاوه بر اینا سر گردون موندن ما وقطور بودن کتاب لعنتی وگذشت کلی جلسه .واینکه یه سری کارا خلافه وتوبیخی داره .تازه نامه نگاری های استاد طفلکمون داره نتیجه میده ومیفته اونور سال وباز توسر زدن های ما برای تموم نشدن کتاب.

 

_البته اینو بگم اگه عین ادم یه کلاسی هم تشکیل بشه محاله ممکنه که اون درس تو جلسات مشخص شده تموم بشه ها.خلاصه قوز بالا قوزی داریم ما که اونورش نا

پیداست.

[ دوشنبه ۱۳٩٥/۱٢/۱٦ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

از شر دو کلاس که یه روزم رو حروم میکرد راحت شدم.دوشنبه ها که کلا درس سخت دارم اونم سه تا.میمونه این چهارشنبه ها سر ظهر، که بریم رو مخ استاد بلکه اینو هم کنسلش کنیم وتو خونه بخونیم.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٥/۱٢/۳ ] [ ٧:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

_هم نمره ها میاد نمیدونم چه خبره که چندتا از همکلاسی ها هی تو پی وی ازمن می پرسن چیکارکردم ؟....نیز خیلی زرنگم از اون لحاظ ...خخخخ

 

_گفتم باشه تا شب که تو سکوت انتخاب واحد  بکنم وهمه نتایح نمرات تشریحی رو ببینم .حالا کی باورمیکنه من این همه گفتم برگه تشریحی سیستم های اطلاعاتی رو  سفید دادم ؟...باورکنید فقط یه سوال جواب دادم .

متنفرم از درس خوندنی که بخاد امتحانش هم نیمه تشریحی باشه دیگه چه شود.حالا بگم شدم 18 کسی باور میکنه من سفید دادم ؟

دست استاد درد نکنه نمره تشریحی رو خوب داده.اونقدر این درس برام بد بود ولی از تستی ومیانترم کلا نمره قبولی رو گرفته بودم.خداروشکر.

 

_انتخاب واحد هم کردم .به بهترین نحوه ایی که می شد.فاصله بین ازمون ها برام مهم بود.

قراربود با مریم درسهایی رو برداریم که یا من ترم قبل برداشتم وکتابش رو دارم یا مریم اونا رو ترم قبل پاس کرد.نشد...برای من فاصله بین ازمونها مهم تر از نخریدن دوتا کتاب بود.

 

_12 واحد که حتما باید دوتا کتاب رو تو کل ترم خوب بخونم.دوتاش هم می شه برای شب امتحان بمونه .ازمون اولی هم که همیشه راحت تره چون تایمت برای خوندش بیشتره...خخخ یه همچین دانشجو شب امتحانی هستم من هااا

[ دوشنبه ۱۳٩٥/۱۱/٤ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 والا دروغ چرا من خیلی از درس خوندن این ترمم راضی نبودم.البته یه سری مسایل خارج از کنترل هم پیش اومد .مثل کنسلی درس به اون سختی تحقیق در عملیات پیشرفته که حسابی دستمون موند تو حنا.

 

برنامه ریزی من حرف نداره .چون خونه دارومادرم جوری برنامه می چینم که همه عوامل توش درنظر گرفته شده.مثلا شبای امتحانی روزی صد صفحه که همونو هم من باید شبا بخونم وسه ساعت وقتم رو می گیره.

 

تو این برنامه دورازجون مریضی هست .مثلا از شانسم با اون اوضاع کنسلی  کلاس، من دقیقا تو شبای امتحانی دوبار سرماخوردگی وحشتناک گرفتم که درسالش یه بار اونجوری مریض نمی شم .

 

بچه مهربونم هم هس دیگه...مریضی گاهی بهونه گرفتن که حتما من شبا کنارش بخابم .خلاصه شرایط نسبتا خاص ه .کما اینکه هر زندگی هم یه سری مسایلی تو خودش داره که می تونه منفی هم نباشه ولی دست وپاگیره .

 

مثلا دوستم الهه تعریف میکرد شبای امتحانی همسرش جارو وگردگیری می کنه وحتی ظرف می شوره.خووو اگه بخام اینجوری قیاس کنم حالا بگیم قیاس کردن بده وجیزه ..می بینید که هرخونه ای مسایل خاص خودش رو داره.

 

با این وجود از حق نگذریم من حقیقتا با همه مدیریتم وبرنامه باز وراحت بودن اخر هفته ها با خانوده وگردش بردن فندق وکلی کارای دیگه... بایدهمینجا اعلام کنم من بغیر از اولین ازمون بقیه رو شانس اوردم که قبول شدم .

شکر خدا امروز اخرین ازمونم رو هم دیدم با نمره خوبی پاسش کردم.

[ دوشنبه ۱۳٩٥/۱٠/٢٧ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

خداروشکر امتحان سومم هم پاس شد خیلی خوب نه، ولی

پاس ه دیگه...حیف بود یکی از عامل های نمره نیاوردنم کثافت خانومی باشه که سر خونه زندگیشه وسنگش دست همسر من که به سینه اش میزنه ...نه ؟؟

 

 

هم از خواب بیدارشدم دیدم تو گروه بچه های یونی زده که چه وقت خابه وبرید نمره سیستم های اطلاعاتیتون اومده .ممنونم خداجونم



[ جمعه ۱۳٩٥/۱٠/٢٤ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 فک میکنم امتحان امروز رو خراب کردم.امیدم به کسب نمره از تستی هاست چون عملا برگه تشریحی رو سفید دادم.

خیلی خسته وناراحتم.تا صب نخابیدم ولی وقت برای خوندن بازم کم میارم.

[ چهارشنبه ۱۳٩٥/۱٠/٢٢ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

_دیشب اولین دفعه خبر رو از تو گروه بچه های یونی فهمیدم.اولش فک کردم شوخیه.تا اینکه همسری هم تاییدش کرد.

 

_سوال همه هم مبنی بر این بود که نکنه دانشگاه تعطیل بشه وپس ما درس نخونیم ...خخخ

هی من گفتم اولا دانشگاه ما فرق میکنه با ازاد.درثانی تا فردا که مدیریت سایت واطلاعات بیاد سرکار وبخاد اعلامیه تو سایت بزنه هیچی مشخص نیست.یعنی حداقلش اینه که امتحان امروز لغو نیس وکسانی که امروز امتحان دارن باید بخونن دیگه.

 

_دوستمم پرسید بازم گفتم تا فردا هیچی معلوم نیست درثانی دانشگاه ما خیلی فرق میکنه واگه لغویی درکارباشه فقط برای یه روزه.پس بهتره بشینه بخونه واین همه تو گروه نباشه که هی پیام از اینورواونور وکانال های دیگه توش فروارد میکنن مبنی بر عزای عمومی وتعطیلی وال وبل.

 

_اتفاقا همینطور هم شد امروز تو سایت اعلام کردند که فقط ازمون های روز سه شنبه لغو.یعنی من شانس ندارم وروز بعدش که ازمون دارم باید عین بچه ادم برم وامتحان بدم.

 

_دیشب ده خط درمیون همین بود تواینستا.یعنی ده خط تسلیت گفته  بودند یا چیزی شبیهه این اما برعکسش...یه نفر هم هی عکس وسوال که بله خره درس بخونیم یا نه ؟امتحان هست یا نه ؟خخخ

 

_من به هاشمی رای داده بودم والانم اصلا از کاری که کردم پشیمون نیستم اون موقع بهترین کاربود همونطور که به خاتمی رای دادم ودیگه رای به هیچ کسی ندادم.

[ دوشنبه ۱۳٩٥/۱٠/٢٠ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

از اونجایی که نمی شه خاطرات دروغ برای خودم بسازم وباید چیزی ثبت بشه که وجود خارجی داشته باشه .پس از من که پنهون نیست ازشماها هم چه پنهون ! امروز شانس اوردم وامتحان دومم هم پاس کردم.

میگم شانس ....یکی بخاطر شرایط خاص امه.خونه داری وبچه داری یه طرف .کتاب بالای 1200 صفحه داشت که من تو طول ترم حتی یه دور روخونی کامل هم نکرده بودمش.شب امتحان تونستم تا حدی خلاصه کتاب رو بخونم اونم یه دور که کامل نشد.یه دورکردن منم یعنی فقط روخونی تند.

حتی نرسیدم رو تست ها درحدی تمرکز کنم که کامل حفظ بشم.در این حد وقت خوندنم کم اومد!

ولی خداروشکر پاس شد.

[ یکشنبه ۱۳٩٥/۱٠/۱٩ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

شکر خدا اولین ازمون بخیر گذشت هرچنددوست داشتم با نمره بالاتری بخیر میگذشت ولی فعلا شرایطش نیست.

ازمون بعدی الکترونیکیه

[ پنجشنبه ۱۳٩٥/۱٠/٩ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

_خوشم میاد که مینا خانوم با این نوع دعوت کردنش برای مراسم سالگرد دست همه زنهای خاله زنک وفضول قوم همسری رو گذاشت تو حنا.

اون مراسم کذایی که من بخاطرش برای خودم وفندق لباس گرفته بودم ومنتظر دعوت کردنش بودم همین پنجشنبه ست همون تالار ورستوران شیک ولی فقط مردون!خخخ...ای خوشم اومد ای خوشم اومد از این کارش که همه دسیسه ها رو تو نطفه خفه کرد.

 

_امروز به این نتیجه رسیدم که باید بی حس بشم.پیش استاد رفتن هم فایده ای نداشت.فقط باید تمرکز کنم رو چیزایی که گفت بخونم.امیدوارم این دوتا درس پاس بشن.دیگه دستم اومد که کلا ارشد هیچ استادی یه خط هم درس نمیده ! بچه هاش هم گه  تشریف دارن ونم پس نمیدن و...اسمان ابی رنگه  

[ سه‌شنبه ۱۳٩٥/٩/٢۳ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

بچه های بی خاصیت ! والا بخدا.

یه درس وامونده هس بنام تحقیق درعملیات پیشرفته .من تو دوره قبلم تحقیق در عملیات خوندم واتفاقا خیلی خیلی هم توش وارد بودم .ولی این دوتا کتاب چیز دیگه اییه .بحدی که استاد می گفت خیلی بعید می دونه از فلان مبحثش سوال بیاد چون حداقل ده برگه جواب یه ماتریس دو در دوش می شه.

بماند که کلاس دیر تشکیل شد چون استادش ، استاد درس های دیگه هم بوده وسعی شده بوده اون کلاس ها تموم بشن بعد این کلاس گذاشته بشه .

بماند که هفته اول هم گفت خیلی درس سختیه واصلا اونی نیست که بعضی از ماها بعنوان تحقیق در عملیات خوندیمش.

بماند که هفته گذشته هم نیومد.

این هفته هم همه رو گذاشت سر کار وعملا گفت درس نمیده وچند تا مطلبش رو گفت که حتما میاد ورو اونا تمرکز کنیم .نهایت با اصرار من ودوتا دانشجو دیگه که تو اتاقش گیرش اورده بودیم قرارشد هفته بعد بیاد واین مباحثی که گفته خودمون بخونیم رو توضیح بده.

من فقط تعجبم در اینه که ما چند تا بودیم ولی فقط ما سه تا .یعنی همه خیلی راحت وشیک اوکی دادن ورفتن از کلاس بیرون .یعنی همشون بلدن یا بیخیالش شدن ؟.من که تو گروه سوال پرسیدم هیچ کسی جواب نداد بجز همین دونفر .حالا سر کلاس همه یه جورایی انگاربلدن .

موردی که برام پیش اومد رو از یکی پرسیدم که فهمیدم تو گروه بچه ها هم نیست ومشخص بود اینا رو یکی بهش خیلی خوب یاد داده.

من موندم تو این دو هفته که تا شروع امتحان مونده واتفاقا همین درس لعنتی اولین امتحانه ودلم خوش بود با کلاس جلو برم ودرس بخونم وکنارش زبان لعنتی رو .حالا چطوری کتاب به این قطوری رو خودم خودخوان بخونم ؟ در حالی که تو اولین خط هاش می مونم .باید خیلی روش تمرکز بشه تا شاید بعدا کلی خوندن دستگیرم بشه.

ناراحت

[ یکشنبه ۱۳٩٥/٩/٢۱ ] [ ٦:٢٤ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

من اصلا ادمی نیستم که نذارم یکی ازروم تقلب کنه یا اینکه برام سخت باشه حاصل تلاش درسیمو دراختیار کسی بذارم.اصلا

زبان خیلی وقت منو گرفت .از اونجایی که بلانسبت رو به دیفال بچه های ارشد پهن تشریف دارن ویه مسرج رو سه روز بعد هم به زور جواب میدن هی ترجمه کردم هی ترجمه کردم واز نصف هم گذروندم ونشد با یکی هماهنگ باشم که نصف بقیه تمرینها رو هم اون ترجمه کنه وباهم شر کنیم.

بعد می بینم خووو که یه ماه کمرمونده به امتحانات واولین امتحانمم تشریحی که کلاسش تازه تشکیل شده .یکی میخاد همچین هلفتی دسترنج منو ببره.بازم نه نگفتم .دیدم رفت سراغ یکی دیگه گفتم بذاره بره وتا خودش نخاست من بهش پی ام ندم.

 

حالا امشب دیدم ترجمه هارومیخاد.خدا ازم بگذره که تااخرترجمه کردم ولی گفتم تا درس دهمم .اونم گفت ازروشون عکس بگیرم وبفرستم .دوسه تادرس رو انجام دادم انگار خوب نمی دید ومتوجه نمی شد .البته یکی دیگه انگار ترجمه لغات مشکل هردرس رو تو کانال گذاشته!!

میدونید ازچی این خانوم شهرستانی خوشم نیومد؟...توکلسا گفت این درس تاثیری تو معدل نداره ومن نمیام روش سرمایه گذاری کنم.گفتم والا سرمایه بخور توسرم من فقط بفکر پاس کردنشم.خخخ....ولی دلیل نمی شه که تابحال انگشت کرده تودماغش ومن با یه بچه  اونم شبانه هی ترجمه کردم اونم من ضعیف توزبان!

البته بازم داشتم بیش از نصفشو نه همشون  رو دراختیارش می ذاشتم .که انگار ازاسمون مفت براش رسید وبی خیال من شد.

[ چهارشنبه ۱۳٩٥/٩/۱٠ ] [ ۸:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 


_ یه سری کارا هست که من خیلی می دوستمشون وهمین که خیلی مفید وکارسازند ومنم تو انجام دادنشون بیست بیستم !!

همین برنامه نوسی ولیست داشتن برای انجام کارا. برای کارخونه .خرید .درس خوندن .حتی تفریح

_وقتی انتخاب واحد کردم وخیالم راحت شد .نشستم برای خوندن درسهایی که 6 تا کتاب بودند برنامه نویسی کردم .متاسفانه یکی از کلاس ها بخاطر دانشجویان زپرتیش که تن به هرکاری میدن همچنان ادامه داره _ بیخودی کلاسها رو کردند دوهفته یکبار تازه به استادش هم باید شب قبلش خبربدن چون یادش میره _این یعنی تلف شدن وقت .

یکی از کلاس ها هم کلا بعد از اتمام این سه تا کلاس بود که انگار تازه از یکشنبه هفته دیگه شروع می شه وتو انتخاب واحد من می شه اولین امتحانم !!

 

_از ده مهر برنامه ریزی من شروع شد .اینجوری هرکتاب دودور می شد بغیر از زبان که چندین درسش میمونه واحتمالا بعد از صفحه صدش _ هنوز مونده بهش برسم _ باید فقط رو تمریناتش تمرکز کنم .

 

_حقیقتش از برنامه عقبم که میخاستم با خوندن خلاصه سه تا کتاب جبرانش کنم که این چند روز مریضی نذاشت وامیدوارم باز از امشب دستم بگیرمش.اینجوری اگه بتونم تا اخر هفته دوتا کتاب خلاصه شده رو با بیست صفحه دیگه زبان بخونم فقط می تونم  بگم از زبان برنامه نویسی شدم عقب موندم .

_ تا خدا چی بخاد وچی پیش بیاد _ امروز از تو کمد اون برنامه درسی رو دراوردم .لازم به ذکر که تو برنامه ام بجای اون کتابی که کلاسش هنوز تشکیل نشده ومتاسفانه اصلا خوندنی نیست یه کتاب دیگه رو میخوندم .این یعنی وقتی اون کلاس شروع بشه باید بیشتر رو همون درس هم تمرکز بشه .خوبیش اینه که بین امتحان اولی و دومیمم که دوتا کتاب قطوره فرصت مناسبی دارم .پس بعد خوندن خلاصه این دوتا کتاب دیگه می ذارمشون برای شب امتحان واین شبها نهایت تستاشون رو میخونم .

 

_داشتم برنامه رو نگاه می کردم .دیدم اخرین هفته ام درس خوندنم که یه هفته کامل باید بشه  جا مونده .دقیقا یه هفته . هفته بعدیش فقط 4 روز وقته برای امتحان اولیمه .این یعنی به دست اوردن یه هفته گمشده وخوشحالی من برای درس های نخونده وجبران اون.

 

[ سه‌شنبه ۱۳٩٥/٩/٢ ] [ ۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 

 من موندم این لوس بازیا یعنی چی ؟ خلاصه درس بنویسی تست دراری وپاورپوینت کنی ؟.باور کنید همش بیگاریه.درس خوندنی رو باید خوند. اونم درسی که هر خطش سوال ه.کی چی بشه 25 صفحه رو تو بیست وچهار صفحه ونیم خلاصه کنی ؟!!

دوتا ارایه بیخود دارم که قصدم این بود هفته پیش تمومشون کنم که نشد _ خیلی وقت دارم _این هفته گفتم تمومشون کنم که فقط یه کوچولو از یکیش مونده .خلاصه کردن 4 فصل مزخرف حفظ کردنی.

این کارای بیخود فقط وقت ادم رو می گیره حتی تست هاش هم به درد نخوره.

البته من به این شیوه درس میخونم ولی نه برای این مدل کتاب ها .وگرنه خلاصه نویسی یکی از روش های درس خوندنمه. گفتم زودتر تمومشون کنم بشینم سر کتاب خوندن های خودم اونم با زبان بیخودی که این ترم برداشتم وترم سومی ها تازه دارن برش میدارن .

یه پارچه شیک مشکی هم گرفتم که همینطور لنگ مدلش موندم .اون ارایه ها کم بود که حالا باید تو اینستا دنبال مدل باشم .بدیش اینه که من بندرت یه مدل اماده رو پسند می کنم .مثلا میگم مدل جلوش این باشه وپشتش این وجیب ها رو  هم از مدل سومی برمیدارم .خخخ

خداروشکر اینبار کارم با دوتا مدل داره راه میفته .باید ببینم مدلی که برداشتم این مدل جیب هم روش میخوره یا نه ؟ از همه بدترش اینه که احتیاج به یه پارچه دیگه هست برای پیله پشت مانتو ....یکی نیست بگه ارایه دادنت کم بود که مدل انتخاب کردنت مونده بود ؟

[ چهارشنبه ۱۳٩٥/۸/۱٩ ] [ ٧:٠٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 فعلا تو خواب شب وظهرم مدام خواب مقاله می بینم .

امشب کار ترجمه وخلاصه نویسی تموم شد .کو پاورپوینت وتسلط رو مقاله پیدا کردن.؟

بعد پاورپوینت هدفم تسلط کامل رو تلفظ وترجه وتوضیحات خلاصه مقاله ست .ولی وقتم کمه.فک نکنم برای یکشنبه بتونم ارائه اش کنم.باشه برای یکشنبه دیگه

[ شنبه ۱۳٩٥/۸/۸ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

از روز اون کلاس کذایی ذهن وروحم درگیر این مقاله لعنتی بود.خوبیش این بود که استاد دستمون رو باز گذاشته بود وکلا گفته بود یه موضوع دررابطه با رشته اتون.فقط هم از یکی دوسایت.

سرکلاس یه دختری مقاله اشو ارایه داد ومنم بصورت تلگرامی ازش مراحل کارش رو پرسیدم.اونم فقط جواب داد مقاله رو از سایتی که استاد گفته می گیری .بعد ترجمه بعد خلاصه بعد پاورپوینت .یعنی همون چیزی که از ارایه اش فهمیدم وخود استاد هم بهش اشاره کرده بود.

توذهنم دوستم بود برای ترجمه که اونم فعلا کارترجمه قبول نمیکرد_ هنوز مقاله درنیاورده ها _گفتم بدم به سارا مقاله رو ترجمه کنه بعد خلاصه . رو هم  بخونه وصداش رو ضبط کنه که حتی تو تلفظ هم ایرادی نداشته باشم .پاور پوینت کردنش هم با خودم !!_

از اونروز درگیری داشتم. تو موضوع هم گیر کرده بودم .

 

از اخر چند تا تیتر موضوع انتخاب کردم رفتم سایت مورد نظر _ قبلاش کلی مقاله پیدا کردم که تو سایت های ایرانی با ترجمه اش بصورت پولی می شد دانلود کرد ولی بخاطر حرف این همکسلاسی بیخیالشون شدم _سایت رو باز کردم هم اولین موضوع رو زدم دیدم مقاله ها پولیه تازه صددرصد اون مقاله مورد نظر من لود نشد.

اخر شب بود وخوشبختانه اون همکلاسی تو تلگرام بود وباز یه خط درمیون تا پیام بده .همون حرفای قبلی رو زد .منم بهش گفتم مقاله ها پولیه .یعنی این طرف جوری به من توضیح داده بود تو همون دو خط که گفتم باید حتما مسترکارت هم داشته باشم .خوب ک من گفتم پولیه بعد کلی زمان پیام برام اومده که احتمالا !! واون خودش مقاله رو حاضر واماده از دوستش گرفته _ چقدر هم سر کلاس گفتم موضوعش باب میلش بوده ...خخخ_

اوووف کف کردم ها.

دیگه این موقع همسری از خوابوندن فندق تو اتاق فارغ شده بود .منم چند تا مقاله از همون سایت ولی از سایت ایرانی که ازشون کش رفته بودند دانلود کرده بودم .تو همین گیر ودار یاد گرفتم _ هم تصویری هم بصورت فیلم _ که طور می شه مقاله مورد نظر رو از سایت ساینس دایرکت کش رفت وداد به فلان سایت وبعد فلان جا وترجمه اش رو گرفت .دیگه حواسم جمع شد یه مقاله دررابطه با موضوع که از همون دوسه تا سایت مورد نظر استاده پیدا کنم که سال انتشارش هم جدیدباشه .

واینجوری شد که من امروز هفت صب نشده بیدارشدم .غذامو حاضر کردم ونشستم مقاله ها تو فلش ریخته رو جک کردم که امروز استادمون کلاس داره ببرم براش وتاییدش رو بگیرم وبعد ترجمه  وخلاصه نویسی و...

ویاد همون  چند خط پیام همکسلاسی افتادم که با قاطعیت م گفت از فلان سایت وبعد ترجمه وخلاص وپاورپوینت درصورتی که فقط بصوت اماده از دوستش کش رفته !!.اونوقت اگه من بودم راه دورزدن وکش رفتن مقاله رو بصورت تصویری وفیلمی برای طرف اونم از سایت ساینس دایرکت توضیح می دادم که هیچ .سایت های معتبر ایرانی که با مبلغ کمی پول همونو ترجمه می کردند رو هم معرفی میکردم که عین من به چند تا دارالترجمه زنگ نزنه بعد بفهمه مقاله دانشجویی رو کسی اینجور جاها نمیده برای ترجمه که پول یه ترم رو ازش بگیرن .یعنی همچین دورازجون طرف رو خر فهم می کردم که از خودم بهتر کاراش رو انجام بده .

 

همسری گفت اه اه باز لوس کردن دخترا باز کلاس گذاشتن واطلاعات ندادنشون .گفتم نه بابا پسره هم اسکول .صبحش تو دانشگاه باهم دیگه حرف میزدیم ها بعد سه تا از همون بچه ها عصری میان کلاس واستاد نمیاد .شب که بهش میگم ومی فهمه اونم همون درس رو برداشته می گه من که گفتم اساتد نمیاد .می گم اگه گفته بودید چرا هر سه تای ما عصری اومدیم ؟؟...یعنی یه همچین شاسکولایی داریم تو یونی ها.

[ چهارشنبه ۱۳٩٥/۸/٥ ] [ ٧:۳۸ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

امروز بعد کلاس با خودم گفتم انصراف بدم وخلاص !!_ فقط حرفه. من هم علاقه دارم هم هیچکاری رو نصفه رها نمیکنم _

درس سخت .ارایه کارعملی بجای میانترم .مقالات انگلیسی .من به خودم ایمان دارم ولی شرایط من کمی سخته.

داشتن فندق فقط یه گوشه این سختیه.درسته که همسری ازش نگهداری میکنه .امروز که کلاس داشتم گذاشتمش پیش همسری .عصری هم باید کلاس برم باز پیش همسری.ولی عملا همسری نهایت نگهش میداره وکمی به شکمش می رسه.

پخت وپز وجمع وجور وبشور بساب و...همش مال منه .حتی وقتی غذا اماده ست همسری بلد نیست اونو گرم کنه .کلا گلیمش تو ابه ...خخخ

شرایط همینه چی بخام وچی نخام .من باید مدیریتش کنم .فشار کارم زیاده.امروز عملا تو کلاس عین منگولا بودم .البته چندتا ترم سومی بودند .ولی اکثرا ترم یکی اند _ مجموع بچه ها به هشت نفر نمیرسه _موندم یعنی دانشجوهای دیگه ای هم درکارن ؟...چرا نیومدن ؟..درسته حضوروغیابی درکار نیست ولی باید ادم مطلع بشه شرایط کلاس چطوریه؟.

اسمش اینه که ما برای بعضی از استادها حضور وغیاب نداریم ولی از صد تا حضوروغیاب برامون دارن سخت تر می گیرن

همشون ارایه مقاله با پاورپوینت میخان بصوت کامل وجامع .بعضیا هم خلاصه چند فصل ودراوردن تست درکنارپاورپوینت رو میخان همش هم بجای میانترم .

 

 

خدایا خودت که میدونی چه شرایطی دارم کمکم کن.

[ یکشنبه ۱۳٩٥/۸/٢ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

گندم زدم اساسی ها .که هنوز تو شوکم !

 

سر یه پیام از یه نفر خبردارشدم برنامه کلاسی اومده اونم خیلی وقته .برام جای تعجب داشت من دیشب نگاه کردم .تازه به این سیستم یونی هم واردم .خدای من یعنی اشتباه چی بوده.

 

صفحه برنامه کلاسی چندتا فیلد داره .اول اسم مرکز بعد اسم رشته ودرس واستاد.

مرکز رو میزدم مشهد ولی تو اسم رشته ها یه لیست میمومد که اصلا رشته ام نبود وبیشتر رشته بچه های کارشناسی بود.صد بار دیدم .صدبار ها .لیست ،اسکرول هم نداشت.

من نوشته auto complete رو هم دیدم ولی حقیقت گول اون لیست رو خوردم .چون تو لیست اسم رشته ام نبود.وقتی بیشتر حساس شدم که حذف واضافه هم تموم شد ودیگه داشت  ماه مهر هم تموم می شد .تا امشب واین پیام کذایی.

 

فک می کنید چی شد؟...تا تو فیلد اسم رشته ،زدم  "م" .اسم رشته ام اومد و....ای خدای من .از چهارتا درس وشش کتاب .فقط یکی از درسام شروع نشده بود.

دوتاش جلسه ششمشه اونم از هشت جلسه_ بگو دیگه کلاس تموم شده _. یکیش هم جلسه چهارمشه اونم از هشت جلسه.

 

 

[ دوشنبه ۱۳٩٥/٧/٢٦ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 _گلپسرم خیلی خیلی خوب داره با مهد کنار میاد.هروقت میرم دنبالش شاده ومی گه بهم خوش گذشته.

_فعلا استرس خودم مونده ! هنوز تو ایام حذف واضافه یونی هستیم وبرنامه کلاسی نیومده .فک می کنم بذارن بعد این ایام که ببین متقاضی هر درسی چقدرن .

 

_متاسفانه یکی از دروسی رو که میخاستم هنوز ارایه ندادن ویعنی دیگه ارایه نمی دن .گفتم هم خوندمش هم کتابش رو دارم ولی نشد برش دارم.

 

_باانتخاب 8 واحد و6 تا کتاب دارم می رم به استقبال ترم اینده .از همین شنبه ایی که گذشت برنامه ریختم .اگه تا شب امتحان با همین برنامه پیش برم از 17 تا درس زبان فقط 12 تاش رو خوندم ._ فقط خوندم ها .برای هر کتاب یه هفته زمان گذاشتم ونهایت هر کتاب دوبار خونده می شه _ تازه دوتا از کتاب هارو یکی فرض کردم _ اینجوری برای یه دور کردن همه واحد ها حداقل 5 هفته مورد نیازه که تا شب امتحان اولم طول می کشه _ که مسلما دور اولش فقط برای من تیتر برداری وشناخت موضوع ومفهومش ه .

_متاسفانه از این 6 واحددوتاش تستی تشریحی ه

 

_از برنامه 4 تا درس خوندن زبان یا خوندن 70 صفحه در یه هفته هم 40 صفحه عقبم واخر هفته هم هست .

خدا به دادم برسه.

[ چهارشنبه ۱۳٩٥/٧/۱٤ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ جمعه ۱۳٩٥/٧/٩ ] [ ٢:٤٥ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

برنامه کلاسی رو هنوز توسایت یونی نزدن . منم هی با این بوی پاییزی استرس برم میداره !

شش واد برداشتم .تکلیف درسهای ترم تابستونیم هم صد درصد مشخص نیست .درسته که تا حدی میدونم کدوم پاس شده ولی در اصل هنوز نمره خام ه نه نمره قطعی.

فعلا شش واحد برداشتم که سه تا کتاب قطوره .ببینم کی درسهای ترم تابستونی اوکی می شه وکی حذف واضافه هاست که احیانا  اونا رو بردارم .خخخ.

برنامه نظافت خونه ام خوبه فقط چون روزای مهد فندق رو عوض می کنم تو این هفته باید اونا هم برعکس بشن .روزای زوج بهتره بره مهد .

برای همین شش واحدم هم باید برنامه بچینم که از هفته دیگه شروع کنم تا موقع حذف واضافه ها باز برنامه جدید بنویسم .

خدا خودش کمک کنه با این وقت کم من .

[ پنجشنبه ۱۳٩٥/٧/۸ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 1_برنامه کاری ونظافت روزانه خونه رو نوشتم واز هفته بعد هم میشه لازم الاجرا.هرروز یه قسمت خونه .حموم فندق ولباسشویی واطو کاری هم هست.تا جایی که بشه تحت هیچ شرایطی نمیخام کار خونه به بعد از ظهر موکول بشه .صب تا ظهر خونه ونظافت وناهاروشام !!

 

2_من وفندق بیشتر مواقع صبا می رفتیم خرید خونه .حالا اونو منتقل کردم که عصرا حتی اگه صب کاری نداشته باشم !_ که خیلی بعیده _ بازم خرید مال عصرا شد .تحت هیچ شرایطی هم عوض نمی شه مگه مواقع خیلی خاص.

 

3_با ترس ولرز دوتا درس دیگه رو هم نگاه کردم .نمره هام  زیر 14 اند . یکیش 13 ونود صدم. امیدوارم بشه 14 ومنو قبول کنن .بدی دانشگاه ما نداشتن ه استاده !! یعنی استاد هیچ کاره ست .نمی تونه کوچکترین کمکی کنه .حتی تو ترم هم که نمره میانترم داریم .چون نمرات میان ترم قبل از امتحانات پایان ترم وارد سایت می شه وبعد هم سایت بسته می شه .عملا اگه نیم نمره هم کم بیاریم استاد نمی تونه برای پایان ترم کاری کنه _ بغیر از دروس تشریحی که تعدادشون کمه بقیه بصورت تستی هستن وتوسط دستگاه تصیح می شن وباز هم عملا استاد هیچکاره ست _

 

4_من می گم موفق شدن تو هرکاری نه به استعداد نه به امکانات _ فقط تا یه حد کوچولوش _ فقط وفقط برمی گرد به پیلگی ادم .یعنی تکرار وتکرار وتکرار.

من از درسخوندنم برای تابستون وامتحان دادنم راضی ام .ولی اصل اینه که احتمالا هر سه تا رو قبول نشم .واین یعنی تلاش بیشتر وبیشتر وبیشتربریا ترم بعدی.

[ سه‌شنبه ۱۳٩٥/٦/٩ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

بسلامتی امتحانات ترم تابستونی هم تموم شد .برنامه ریزیم خوب بود ولی فک کنم برای شرایط زندگی من خیلی خوب جواب نده .اونم برای دروس ارشد که نباید زیر 14 بگیری!!

باید یه برنامه منسجم تر برای ترم دیگه درنظر بگیرم .امتحانات خوب بود ولی نه برای ارشد .امیدوارم پاسشون کرده باشم .

کل دیشب رو نخابیدم .تا حدود 4 خورده ای صب درس خوندم بعدش هم هرکاری کردم که بخابم نشد که نشد.ساعت برای شش ونیم کوک بود که هفت از خونه بزنم بیرون .خیلی زود رسید ونشستم نمونه سوال خوندم .

برعکس تصورم امتحان صب رو خیلی بهتر از امتحان ظهر دادم .

دیگه هم برنگشتم خونه .فندق رو به باباش سپرده بودم .همونجا موندم وبرای امتحان دوم تست خوندم .

وقتی هم برگشتم خونه از همیشه هم کمتر تونستم ظهر بخابم وحالا باید این مرده متحرک رو تا شب با خودم اینور واونور بکشم .

[ پنجشنبه ۱۳٩٥/٦/٤ ] [ ٦:٤٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 امروز پسر خوش بیرونم !و گذاشتم کنارم ورفتم یونی.

کمی سوال داشتم وهمین که میخاستم نمونه سوال بگیرم .

کافی نت های اینور که هیچی حالیشون نمی شه .تازه فهمیدم می تونه کافی نت های اونور هم هیچی حالیشون نشه !

البته فکر کنم فقط یه دانشجو باید حواسش باشه.بذارید تعریف کنم .

تو سایت یونی ما برنامه ترمی همینطور منابع ونوع ازمون و...همه اینا رو بصورت اپ دیت شده هرساله می ذارن که دانشجو اونو دانلود کنه وراجع به کتاب هاش اطلاعات داشته باشه .بدونه نوع امتحانش چطوریه و...خلاصه اطلاعات کلی.

من نمونه سوال گرفته بودم .هم کد رشته ام باهاش هماهنگ بود هم کد همون درس .بعد می دیدم از هر نمونه سوال گاهی فقط می تونه چندتا رو جواب بدم .حتی وقتی کل یه کتاب رو دونه دونه ورق می زدم نمی تونستم جوابها رو پیدا کنم .از اونور کد ها هم همه درست .

امروز فهمیدم درسته کدها درسته ولی باید به سال انتشارش هم توجه کنم .مثلا زده کتاب فلان از فلان نویسنده سال انتشار مثلا 93 ونشر فلان ...بعد معلومه نمونه سوال قبل از این سال بگیری مال این کتاب نیست واین کتاب ویرایش شده وچاپ جدیدشه !.

اونم نمونه سوالهای ارشد که خیلی خیلی کمه ومن برای سه تا درسم فقط تونستم دونمونه سوال برای هرکدومشون داشته باشم .

 

یونی ما هم درس خوندن یه طرف داشتن نمونه سوال وتست زدن هم یه طرف .

گفتم پسر خوش بیرون من .خداییش فندق تو کل راه که بماند تو این ور واونور رفتن یونی هم کوچکترین بدقلقی نکرد .براش غذا هم گرفتم صبر کردم بخوره وبعد تو کافی نت ها رفتم .خلاصه نزدیک ساعت 3 ظهر رسیدم خونه ویه دوش گرفتیم .

ممنونم از فندق نازنین که این همه با من همکاری می کنه .

[ شنبه ۱۳٩٥/٥/٢۳ ] [ ٩:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 استرس برم داشته.درسته برنامه ریزی کردم ولی خیلی تخلفم ازش داشتم .

فقط یه ماه فرصت دارم با سه تا کتاب قطور که یکیش اخر مزخرفیه !

همه چی تعطیل باید بشه .نباید به فکر فقط شب درس خوندن اونم بعد خواب فندق باشم .

صب تا ظهر که هر کاری کنم منم وخونه وکارا واشپزی.ولی از عصرام بیشتر استفاده کنم .

اعتیاد ندارم ولی بازم یه نموره ایی هست .باید گوشی رو بعد خاب ظهر دیگه دستم نگیرم ونت رو روشن نکنم .

منم وسه درس که حداقل باید نمره 14 رو ازشون بگیرم اونم یونی ما ونحوه ازمون خرابش ! تازه دوتا از ازمونهام تو یه روزه .چاره ای نبود وفقط اینجوری می تونستم انتخاب واحد کنم .

روم نمیشه بگم دعا کنید چون دست خودمه .خیلی بده ادم هیچکاری نکنه وهی خدا خدا کنه .ولی برام دعا کنید یه ماه ارومی رو تموم کنم .

[ جمعه ۱۳٩٥/٤/٢٥ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 _همیشه هم نکته هایی که از دیگران میشنوی سازنده نیستن .در اصل باید بگم به ندرت نکته بدرد بخوری از لابه لای حرفای روزمره دیگران نصیبت می شه .

 

_ گاهی نکته ها مخرب نیست وتو هم می دونی روت اثر نداره ولی می گی کاچی به از هیچی ! می گی بذار این راه رو هم امتحان کنم با وجودی که از اول بهش شک داری.

 

_من از شب به بعد اوج درس خوندنم .راندمان کارم از هشت ونه شب شروع می شه تا سه وچهار صب .بدون صدا درس میخونم وحتما باید چشمی درس بخونم .

همینو بگم که سی دی های زبان نصرت دوزار برای من ارزش نداشت .نوشته رو چون نمی دیدم .هیچی هم یاد نیمگرفتم !! به همین راحتی .

 

_چندباری راحیل گفته بود صدای استاد ضبط می کرده یا درسها رو که میخونده صدای خودش رو ضبط میکرده وبعدا در طول روز که کار می کرده همون هارو گوش می کرده .اولش گفتم اگه این مدل درس خوندن کارساز باشه بیشتر برای انگلسی ه .بعد دیدم زرشک برای من انگلیسی حتما باید بصورت چشمی باشه یعنی  اگه صوتی درکاره تصویر هم باشه !

 

_با این وجود گفتم حالا یه امتحانی می کنم .

فصل های کتاب کوتاه بود وگفتم هر فصلی تو یه ترک .بعد بصورت راحت وعامیانه ویه جورایی خلاصه فصل رو خوندم وضبط کردم . که با توجه به شرایطم فقط تو شب امکانپذیر بود.

بماند که گاهی بخاطر خواب دیدن پسرک وسط کار ضبط کردن رو قطع می کردم ومی رفتم پیشش .با این وجود چند فصلی رو ضبط کردم .

اول ومهمتر اینکه وقتی با صدای بلند درس رو میخوندم که ضبطش کنم دهنم کف می کرد یه طرف!! اصلا هیچی هم دستگیرم نمی شد درصورتی که اگه همونو بصورت فقط چشمی وبدون صدا میخوندم بهتر اصل مطلب دستم میومد .بعد هم گوش کردن به صدای نه چندان خوش خودم بود .دیدم نخیر اصلا این مدلی رو من کارساز نیست .

نکته بعضیا هم مثل اب برای ادم می مونه خنثی وبی اثر !

[ چهارشنبه ۱۳٩٥/٤/۱٦ ] [ ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

1_ یعنی خیلی خنده داره ادم به یه کتابفروشی زنگ بزنه ومشخصات یه کتاب رو بده که ببینه اونا دارن یا نه ؟ وبعدش بپرسه ببخشید چند صفحه اس؟ اره باید بچه دار باشی که بفهمی قبل از خرید چقدر تعداد صفحات مهمن .

 

2_ امروز تونستم انتخاب واحد کنم .مهلتش تمدید شده .دانشگاه ما هم زرنگ شده وقبل از هرگونه انتخاب واحدی نصف شهریه ثابت رو گرفت فک کنم برای ترم عادی کل شهریه ثابت رو بگیره وبعد بذاره انتخاب واحد کنیم .قبلا انتخاب واحد می کردی ومی شد پولش رو ندی تا موقع امتحانات .یعنی بعدا زرنگ شدند وموقع امتحانات کارت ازمون صادر نمیکردند که دانشجو تسویه حساب کنه.

 

3_اول پول رو اینترنتی ریختم وبعد هفت واحد درس برداشتم .کاش بعد از اعلام نتایج  می نشستم وزبان میخوندم تا هشت واحد رو پر کنم ._ زبان رو اهسته وپیوسته باید بخونم _ شاید اگه بدون بچه بودم زبان رو هم برمیداشتم ولی الان نمی

 شه ووقت هم کمه .اخر ماه مرداد ازمونه .دوتا درسم هم تو یه روزه .

 

4_یه دو واحدی پر قطر رو بیخیال شدم وبجاش همین سه واحدی رو که کتابش رو هم ندارم برداشتم .واسه همین زنگ زدم کتابفروشی ببینم قطر کتاب چقدره ؟.1200 صفحه می شه 2 واحد اینم 200 صفحه ای  بهم گفت هستش می شه 3 واد .سه تا کتاب شد.

 

5_طبق برنامه  درسی که نوشتم من دو هفته عقب افتادم که حالا با حذف دو کتاب وجایگزینیش با این یه  کتاب جدید بهتر می تونم عقب افتادگی درسیم رو جبران کنم .

 

برام دعا کنید .

[ سه‌شنبه ۱۳٩٥/٤/۱٥ ] [ ٦:۱٥ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 

 تقویم اموزشی یونی رو دانلود کرده بودم ومیدونستم اولین روز انتخاب واحد 12 امه .ولی دیروز که نشستم اتخاب واحد کنم .بعد کلی معطلی برای ترافیک سایت،.تازه دیدم تو سایت اعلام کرده وخبر گذاشته که تقویم اموزشی تغییر کرده واز روز 8 تا 15 تیره .

حالا هرکاری می کنم قسمت انتخاب واحد برای من باز نمی شه .البته این مشکل بعد مشکل یوزر پسوردم بود که شانسی پسورد رو یادم اومد _پسورد رو موقع ثبت نام حضوری بهم گفتن ومنم دیگه تا الان یادم رفته بود _

 

واسه همین تصمیم امروز صب این بود که برم یونی.

همسری گفت فندق رو پیشش بذارم ولی می دونستم کارم خیلی خاص نیست .اینجوری خیالم از خورد وخوراک بچه هم راحت بود.

یه ظرف میوه ویه بطری اب خنک ویه بسته چوب شور تو کیف گذاشتم وبا مدارکم رفتم ساختمون تحصیلات تکمیلی یونی.

 

برای 50 تومن من حق انتخاب واحد نداشتم .چیزی که اصلا ازش خبر نداشتم .چی بخام ترم تابستونی بردارم چی برندارم .باید پردا ختش می کردم .مسئله سر سرعت کار بود رمز دوم کارت رو اشتباه می گفت ونشد سریع مسئول رشته ام از طریق کارت به حساب یونی کار منو سرعت ببخشه .مجبور شدم از عابر بانک سیار یونی این کاررو بکنم که در این صورت سه چهارساعتی طول میکشه تا حسابم تو سایتم وارد بشه .

خدا خیر بده اقای براتی رو که گفت فردا بزنگم بهش وپیگیری کنم که اگه حسابم با یونی صاف شده اونم کارش رو انجام بده تا قسمت انتخاب واحد برام باز بشه .

حالا تا فردا ...

ترم تابستوین هم حذف واضافه نداره .میخام اول درسها رو ببینم همین که زمان امتحانشون رو، اگه دیدم با فندق می شه بردارم بردارم وگرنه بیخیالش بشم .هم شهریه اش بالاس هم خداییش ابروریزی من درس رو بیفتم دیگه .مخصوصا که نمره بالاتری از کارشناسی برای قبولی مد نظره _ 14 نمره _

هرچی خدا بخواد.

[ یکشنبه ۱۳٩٥/٤/۱۳ ] [ ٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

وقتی کارم پیش میره خیلی خوشبحالم می شه .دراصل وقتی تو تایم مشخص کلک یه کاررو می کنم !

بخاطر سبک بودن کارا پنجشنبه همسری ، برای ثبت نام پنجشنبه رفتم که کلا تعطیل بود ! دوسه روزی هنوز فرصت داشتم ولی بهترین کار تموم کردن برنامه ثبت نام تو روز اول کاری هفته یعنی امروز بود.کمتر از دوساعت شد .

کارت دانشجویم رو هم گرفتم ولی برام خیلی سوال بود !!

شماره اول کارت نشون دهنده سال ورود دانشجوه .من ورودی 95 ام ولی شماره کارتم با 94 شروع می شه .به صادرکننده کارت گفتم .چون کارشناسی هم همون دانشگاه بود وجریانات رو می دونستم .فقط لبخند تحویل دادم .گفتم اینجوری درست نیست که ...انگار دو ترم من عقبم .

احتمال زیاد ترم تابستئونی برمیدارم .فقط سه واحد بهم جبرانی خورد که جای شکرش باقیه _ اگه رشته کارشناسی وارشدت با هم همخونی نداشته باشه حداقل 12 واحد جبرانی تو پاچه اتون میره _نیشخند

[ شنبه ۱۳٩٥/٢/٢٥ ] [ ۱:٠۱ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ دوشنبه ۱۳٩٥/٢/٢٠ ] [ ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]

 

 

 - دلم می گیره وقتی وبلاگ ها یکی بعد دیگری بسته می شن .به نظرم هرچیزی جای خودش رو داره .چی کانال تلگرام باشه وچی اینستا وچی وبلاگ قدیمی خودمون.

اکثر اونهایی که می شناختم ومیخوندمشون دیگه نمی نویسن  وبیشتر تو تلگرام واینستا فعال اند .

نوشته های وبلاگ های لینک کنار وبم گرد وخاک گرفتن ومثل قدیما نیست که وقتی سراغشون میرم کلی پست نخونده رو دستم مونده باشه .فقط از این لیست دوتا وب می نویسن .یکی دوتا هم هرزگاهی.

روزانه نویسی هایی که وقتی بعد یه مدت سراغشون میری از خوندنشون لذت می بری با خودت می گی چه خوب که زندگی بخوبی درجریان ه.

 

 

_ هفته دیگه ثبت نام دارم . وبعد هم اگه دلم بخواهد انتخاب واحد وبرداشتن یه ترم .به احتمال خیلی زیاد اگه بالای شش واحد درسی بهم بدن ترم تابستونی برمیدارم .خوبیش اینه که کلاس نداره .

 

فندق خوبه .شیرین تر از همیشه .نگرانیم یه روز درهفته یونی رفتن نیست بیشتر نگران اینم که تو خونه فرصت زیادی برای درس خوندن ندارم .یعنی وقت هست ولی فندق خیلی باهام همکاری نمی کنه .حق داره بچه س.مهد هم که نمیره .من موندم این بچه که این همه بابایی ه چطور دلش نمیاد از من دل بکنه وبره مهد !!

[ سه‌شنبه ۱۳٩٥/٢/۱٤ ] [ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
[ شنبه ۱۳٩٥/٢/۱۱ ] [ ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ ] [ خانومه خونه ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

یه موقعی خیلی شاد وشیطون بودم ___اینروزا از اصلم دورشدم ولی دارم سعی میکنم برسم بهش___میدونید دنیا ارزش این همه فک کردن وبالا وپایین کردن رو نداره ویه وقت بخودت میای که تایمت تموم شده وباید برگه ها رو بگیری بالا___همسری عشق اولمه وفندق هم سالها بعد به جمعمون اضافه شد وشد عشق دومم ___حالا ما یه خانواده سه نفره هستیم مثل اکثر خانواده ها ی سه نفره با یه تفاوت واون تفاوت فقط وجود من تو این جمع ه که باید عین روزای طلایم بشم ،خورشید سوزان زندگی!!
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب