خندوانه

وقتی بیرون میریم فندق به ندرت هوس چیزی میکنه وبه ما میگه براش بگیریم.واقعا به ندرت.اون یه باری هم که میگه بیشتر بخاطر تشنگیه.

واسه همین وقتی بیرونیم مدام ازش میپرسم چیزی میخای؟_ما حداقل هفته ای چهارباربیرونیم وفندق ماهی یک بارهم طلب ابمیوه یا بستنی نمیکنه_
برای همین خیلی ذوق مرگ میشم بچه ام ازم چیزی بخواد .چون میدونم اونو تا تهش میخوره.

امروز قبل از اینکه بریم بیرون بخاطر نوشته مصاحبه با رامبد تو مجله هوس هندونه کرد.اونقدر بامزه خواسته اش رو عنوان کرد که دلم براش غش کرد.


رفتیم بیرون من یه کاری داشتم.بعد رفتیم پرو جلیقه شلوارفندق واز اخرهم ارایشگاه که موهاش رو کوتاه کنه.

موقع برگشت اصلا حواسم نبود از بس پسرک بخاطر کوتاهی موش وخواریدنش کلافه بود_بچه ام عین ادم بزرگها میشینه تاموهاش کوتاه بشه ولی بعدش بشدت کلافه ست وطاقتش برای رسیدن به خونه ودوش گرفتن کم میشه_

میخاستم سریع برگردیم خونه که پسملی دوباره اسم هندونه رو اورد.

هندونه گرفتم واومدیم خونه.سریع کردمش تو حموم وان پرابش . منم سریع لباسهای بیرونم رو دراوردم وبا یه قاچ هتدونه رفتم پیشش.

/ 0 نظر / 10 بازدید