من حاضرم !

فک می کنم از باب اسفنجی موجودی احمق تر وجود نداره !چقدر احمقه که دوستش پاتریکه واستثمار کننده اش اقای خرچنگ .

با این وجود هرروز صب که بیدار میشه میگه من حاضرم. من حاضرم.

خونه تقریبا ساکته.فندق کنارهمسری درحال خوابیدنه وگاهی سکوت شب با شیرین زبونی فندقم وسوالهای بی پایانش شکسته میشه.عاشق جفتشونم.

فردا همسری نیست.صب میره شرکت که جزوه هاش رو بخونه .بعد از ظهر هم کلاسهاشه.با این وجود دارم عاشقانه به خودم میگم من حاضرم .من حاضرم برای عاشقانه تر کردن زندگی.


فردا تاعصرتنهام ولی شب طبق هر هفته بساط بیرون رفتنمون برقراره.

/ 0 نظر / 14 بازدید