چالشی برای من ...روزم رو چگونه تموم کردم ؟

 

 

 

من ادم شاد ومثبت وخوشگذرونی ام .درسته خوشگذرونیم منوط به داشتن یه سری شرایط ه .بارها ادم های شاد تر از خودم رو دیدم که بهتر از من از داشته هاشون لذت می برن ولی بازم خودم رو تو این دسته قرار میدم .

 

با این وجود  این دلیل نمی شه که گاهی قاطی نکنم وافسرده نشم ودلم کوه ودشت ویه فنجون قهوه تلخ اونم تو یه جای دنج نخواد !!

 

بعد فندق این قدرتم رو به کاهش رفت .مثل قدیم تر ها نیستم که راحت تر از روی یه سری موارد گذر کنم .به قول معروف چشم پوشی  کنم .حالا فیلترینگم قوی تره ،دقیق تره حتی شده برای یه تلفن وپیام وایبری.الان اصلا دوست ندارم  حتی یه نفر دور وبرم باشه که منو به دهه عصر حجری ببره یا افتخاراتش در حد درست کردن ترشی ومربا باشه یا اونقدر چیپ باشه که کل زندگیش بشه یه سرگرمی درپیتی !!

 

انگار الان قدر ثانیه هام رو بهتر می فهمم .ظاهرا هیچ کار خاصی بغیر از پرورش یه فرشته ندارم که خودش هم کم نیست .با این وجود دوس ندارم کسی ثانیه هام رو خراب کنه .

انگار الان برای پیله به دور خودم بستن وبیخودی غصه خوردن وقدر ندونسن مستعد ترم .

 

میخام هرروز از خودم بپرسم امروز چقدر وقت برای خودت گذاشتی؟چقدر الان خوشحال وشادی وحس می کنی روزت خوب بوده؟

/ 0 نظر / 18 بازدید