فندق


دروغ چرا ....تا قبر...آآآ...!من قلبا خیلی دختر میدوستم.عاشق ایلین خواهرزادم بودم.

خب ذآتا من ادم بچه دوستی محسوب نمیشم.هربچه ایی رو دوست ندارم وبه ندرت دلم میخاد یه بچع ایی رو بچلونم .واسه همین اخلاقم ، به ندرت از بچه ایی تعریف و تمحید می کنم. اگه تعریف کردم بدونید از اون بچه خوشم اومده.

حقیقتش خیلی دوست داشتم فندق پسر بشه ! با همین چشما وسر وکله !!با لبهای فوق العاده اش.


اگه قرارباشه بچه دیگه ایی داشته باشم_که عمرا بخام .پرونده بچه دار شدن رو بستم _دوست دارم بازم پسر بشه. اصلا صدتا بچه هم باشه دوست دارم پسر بشن.فندق،گردو،بادوم و....



فندق خیلی خیلی مهربون وشیرینه.ظهرا درحالی که کاملا تو بغل همیم به خواب میریم.چشماش منو دیوونه میکنه با اون صدای زنگ دار ومهربونش که از صب تا شب درحال قربون صدقه رفتن وتشکر کردنه.


خداروشکر که فندق رو دارم.دقیقا همونی که میخواستم.جون میده لیسش بزنی وگوشت پشت گردنش رو بکنی تو دهنت رو مک بزنی تا قرمز بشه.

/ 0 نظر / 21 بازدید