آشفتگی

_ تو ماه گذشته چندتا مورد ناخوشایند داشتم . حس نوشتن اصلا نداشتم کی گفته ادم ناراحتی هاش رو بنویسه اروم میشه ؟؟برای من یکی که صادق نیست.

خدارو شکر که با کسی هم نمیشه درمیون گذآشت !!هرکی انتظاراتش از زندگی یه جوره.
فک میکنید برای اونی که به نون وپنیر عادت کرده میشه از مزایای گوشت گفت ؟!یا برعکسش ،فرقی نمیکنه.

_ این برای کسی که دم دستت.اونی هم که خوبه وشاید دم دستت هم گاهی نباشه اهل اینجور حرف زدنا نیست. نه تو نه اون.
همون بهتر که سکوت کنی.اصلا مگه یه مورد با حرف زدن با کسی درست میشه ؟!.
طرف تو فازش نیست چه میدونه.

_ یادم یه بنده خدایی از نزدیکام خیلی اهل خالی بستن بود.چه حکمتی بود که رو هرچیزی که میخرید یه درصدی میکشید برای کلاسش .غآفل از اینکه مردم بلا نسبت خر که نیستن.

طرف به خرید های منم واقف بود.نه اینکه با ارزون خریدن مشکل داشته باشم اصلا وابدا ...ولی دنبالش نمیرفتم .چیزی رو که خوشم میومد میخریدم .حالا شابد یه جا همونو کمی ارزون تر هم میشد پیدا کرد.
بعد همیشه از قیمتهایی که تو دست من بود سی ،چهل درصدی بالاتر میپروند.

_ یه اخلاق بدی هم داشت .هرکی میرفت سفر مخصوصااونوری، اینم زنگ میزد به چندتا اژآنس ومثلا مضنه ؟؟می گرفت .

غآفل از اینکه نوع پرواز وهتل وخدمات خیلی فرق میکنه ومعمولا برای تبلیغات ،اژانس ها قبمتهای مناسب ارایه میدن.همون اژانس میری یه هتل رو تغییر میدی یه پرواز ویه خدمات ،کلی فرقش میشه.ازاونور طرف حالیش نبود که برای خروج هم بابد به مبلغی بدی .بعضی کشورها هم یه حداقل پولی باید همراهت باشه .ازاونور تفریحاتی که تو اون کشور انجام می دی پولیه نه ماچی !:))

خلاصه طرف حساب سر انگشتی میکرد واز چندتا اژآنس قیمت میگرفت ودلش خوش بود میتونه مچ بگیره ویکی قیمت سفرش

 رو بالا بگه این دستش رو رو کنه.اگه فقط یه بار یه جا حتی شده کیش رفته بود میفهمید که پرواز وهتل وخدمات فول داشتن کلی رو قیمت اصلی وپایه تاثیر میذآره.شاید یکی فقط برای خرید کیش نره ودلش بخواهد باغ پرندگان ودلفین وکشی وورزشهای ابی و..اینا رو هم تحربه کنه.


اون سالها اگه بهش میگفتن طرف رفته کیش ویک میلیون خرج کرده باورش نمیشد.
چقدر حرف زدم !!
نمیدونم این پاراگرافم چه ربطی به پاراگراف اول پستم داشت.خواستم بدونید چه خوب شد چیزی ننوشتم اونم با این اشفتگی...فکرم صدجاست وهیچ جایی نیست.

/ 0 نظر / 11 بازدید