همیشه هم خرید حال یه زن رو خوب نمیکنه.

همیشه هم خرید حال یه زن رو خوب نمیکنه.

اینروزا مشغول دوخت ودوز وخرید لباس شب مهمونی فندقم.بنا به دلایلی که قبلا هم نوشتم جلیقه وشلوارپسرک رو دادیم بدوزند.

خیاطی اسپرت تو سلمان فارسی.مرد بسیار با ادب ومتشخص ولی پرحرف! اولین بار که رفتم هرکاری کردم قیمت دوخت نداد میگفت باید اندازه فندق رو بگیره!! .هرچی گفتم فقط قیمت دوخت رو بگید نگفت که نگفت. تا فندق رو پیشش بردم.میدونست جلیقه شلوارمیخام .اندازه گرفت وگفت یه مترپارچه بگیرم وقیمت دوخت هم شصت تومن !منم پرسیدم شصت تومن ؟؟ایشون دوباره تاییدش کردن.


والا از وقتی من یادم میاد دستم توکار خیاط بوده.تو همین بازه یک سال وچهارماهی که این خیاط جدید رو پیدا کردم 5 دست مانتو 4تا پیراهن وسه دست بلوز برام دوخته _ اینا رو نمیگم که کلاس بذآرم اینا رو مینویسم که عمق ناراحتی منو بفهمید _والا ندیدم به خیاط بگی مانتو شلوار میخوام تک تک قیمت بده اگه بده میگه مانتو فلان قدر وشلوار هم این قیمت.

غیر از این نیست والا .کت وشلوارهم همینطوره.

خدا شاهده این اقای مثلا محترم حراف ! اصلا نگفت دونه ای شصت تومن.بیشتر هم از کلاسی که گذاشت ونوع حرف زدنش ودزد دونست بقیه اش ناراحتم .که کارش حلاله وخودش ال وبل .


القصه ظهر رفتم مانتو خودم رو گرفتم اصلا هم قیمتش رو نپرسیده بودم چون مبنا همون 4ماه پیش بود که برام دودست مانتو دوخته بود.طفلکی قیمت اون دو دست رو هم عین پارسال که برای اولین باربهش دوتا مانتو دادم گرفت.

سمت شب هم رفتم جلیقه شلوارپسرک رو بگیرم.کارت رو بهش دادم ، کشید ، اومدم بیرون دیدم 120تومن کشیده !!همونجا خوب اونروز رو بیاد اوردم .دقیقا حرفش یادم بود .بعد کلی اصرار گفته بود شصت تومن میگیره اصلا حرفی از هرتیکه نبود.

برگشتم تو خیاطی وبهش گفتم.حتی گفتم میگن کت شلوار این قیمت دیگه...وقتی کت وشلوارمیدی بدوزن قیمت میگیری قیمت کل رو میگن. اگه بخان برفرض محال تک تک بگن میگن شلوارفلان قدر کت این قیمت .قبول نکرد.

بدجوری حالم گرفته شد .هیچی نگفتم .با وجودی که بخودم ایمان داشتم گفتم شمادرست میگید.

اومدم بیرون وبه همسری زنگیدم .حرف منو تایید کرد ولی برای اینکه ارومم کنه گفت اونروز تعجب کرده مزد دوخت شصت گفته .چون ارزون بوده_ترمه بهترین خیاط تو بلوارمعلم کت وشلوارمردونه رو زیرسیصد میگیره میدوزه_

اونقدرحالم بد شده بود که یه ربع توماشین نشستم.پول اصلا مهم نبود. خرفرض کردن من توسط ایشون خیلی برام گرون تموم شد.هی گفتم کاش موقع کارت دادن بازم قیمت رو میپرسیدی واصلا جلیقه شلوارپسرک رو نمیاوردی.

بدجوری بهم برخورده بود.خیلی...بیش از ارزش شصت تومن که فدای یه تارموی پسرم.صدقه سرش.

 



باورتون میشه؟؟من مردادی کله شق ،گریه کردم وباوجودی که اصلا به نفرین کردن وکوفتت بشه اعتقادندارم_اگه کوفت میشد میخاست این سالها ارثم تو گلو طرف قلمبه میشد _ولی گفتم الهی کوفتت بشه هرچند میدونم عمرابشه!!

کل راه رو به اون روزکذآیی که به من قیمت داده بود فکر کردم.مو لای درزش نمیرفت.من اشتباه نکرده بودم ولی ایشون بدترفندی زده بود.من شدم مشتری اول واخرش با یه ذهنتیت خیلی بد.

اومدم یه شال مشکی گرفتم یه کفش مجلسی مشکی با پاشنه کوتاهتر از کفش های موجودم که تو شب مهمونی راحت باشم .حالم بهترنشد که نشد.

موقع برگشت که سوارماشین شدم هنوز ازپارک درنیومده بودم بازم فکر کردم .دوباره ودوباره نتیجه یکی بود .ایشون فقط گفت اجرت میشه شصت تومن.برای منی که دستم توکاره.کت وشلوارهمسری رو میدم خیاط تابحال یه همچین مدلی اجرت گفتن نشنیده بودم.


متاسفم برای مشتری مداری یه عده.

کامنت دونی رو باز میذآرم.

تسلیم ندید چون پول اصلا ارزش نداره.فک میکنم بدجوری توپاچه ام کرده. 

/ 4 نظر / 20 بازدید
خانومه خونه

[ناراحت]

مريم

عجب ادم كلاه برداري بود ها.ولي بيخيال.خودش يه مشتري خوب رو از دست داد

سارا

من به دعا اعتقاد دارم. شاید آرومت نکنه که مثلا فلان بشه. ولی حق الناس، از همه چیز بالاتره. و به شدت اعتقاد دارم که هر چقدر بد باشی، در همین دنیا انرژی منفی گریبانگیرت میشه. ....... همیشه که نمیشه مردم رو درست!!! کرد. یا آدم!!! کرد. یا مثلا با گرفتن حالشون، خودمون خوشحال بشیم. ...... باید یاد بگیریم که چه انسانهایی با چه وجدانهایی ممکنه توی زندگیمون ببینیم و باید از خدا ممنون باشیم که همچین پولهایی از گلمون پایین نمیره و هرگز نمی خواهیم شبیه چنین ادمهایی باشیم. تازه تو اعتراضت رو هم کردی. و میدونه که هرگز تو رو نخواهد دید دوباره. برای یه کاسب، عملکرد خوبی نیست.

س. سیمرغ

یارو یه جورهایی دو دوزه بازی کرده. البته به آدم فشار میاد ولی باز هم میشه زیر سیبیلی رد کرد. ولی هر کی دو دوزه بازی می کنه الهی کوفتش بشه. چند سال پیش با خانومم رفته بودیم مشهد. توی خیابونی که منتهی میشه به باب الجواد خانومم از یه ساعت نقره خوشش اومد. رفتیم تو پرسیدیم چنده. پسره گفت: پنجاه تومن. -: سیاه نمیشه؟ شروع کرد به قسم و آیه که آقا ما اینجا پنجاه ساله مغازه داریم و از زمان پدر بزرگم اینجا نقره می فروختیم. مطمئن باشین جنس خوب بهتون دادم. اصلاً سیاه نمیشه. اگه سیاه شد، با فاکتور برگردونین پس میگیرم ازتون. خلاصه خرمون کرد و خریدیم. یه هفته بعدش سیاه شد! سال بعد رفتیم مشهد ساعته رو هم بردیم که پس بدیم. دیدیم اصلاً چنین مغازه ای وجود نداره. جاش فلافلی باز شده!!!