شکرت

 

* چندماه که به این واون سپردم ونتیجه نداد. همین که سپردمش دست خدا وگفتم خودت شرایطم رو می دونی خودت درستش کن اونقدری طول نکشید.اخ که چقدر اشتباه میکنم من.باید از اول کار رو دست کاردان می سپردم .ممنونم خدا جون که مثل همیشه لطفت شامل حالم شد .ممنون که هیچ وقت من وفراموش نمیکنی.

* * همه رودور ریختم تنفرم از ادمهای شهرم .فکرایی که تو سرم بود واتفاق جدیدی که افتاده بود همشون رو ریختم دور . یه سریاش حق با من بود وبقیه هم تفاوت سلیقه بود .مهم این بود که همشون پر بودنداز انرژی های منفی . داشتن حسابی تخریبم میکردن.خودم واین عشقولیم رو واز همه مهمتر اون عشقولیم رو.خوشحالم که بازم خانوم خانوما پیروز شد.
loading...
/ 0 نظر / 2 بازدید